دو پاسبان رده پایین، با همراهی دو دزد متخلف و یک دکتر مرموز، با دستگیری قاتلانی که یک مجسمه ارزشمند را دزدیده بودند، به دنبال پاک کردن نام خود و کسب ترفیع هستند...
بر اساس رویدادهای واقعی، فیلمی با سه داستان در هم تنیده که همگی توسط یک راز به هم متصل می شوند و زندگی غم انگیز و در عین حال زیبای سه خانواده را آشکار می کنند و اینکه چگونه امید، رویاها و سرنوشت می توانند مردم را با هم متحد کنند...
قرن نوزدهم میلادی، جایی در فلسطین، «رابین هود» (الوز) از زندان فرار می کند و با شنا خود را به انگلستان می رساند، بلافاصله باخبر می شود که حکومت ملک شان را مصادره کرده و تمام خویشاوندانش به قتل رسیده اند. «رابین» نیز شورشی را علیه «شاهزاده جان خبیث» (لوییس)، به راه می اندازد...
"اوسه" مادری فقیر و ناتوان چهار فرزند از چهار مرد متفاوت دارد، سه دختر و یک پسر. کوچکترین دهر "کیوکو" که یک راهنمای تور است، تنها فرزندی است که تصمیم دارد از این شرایط سخت فرار کند و...
جاکومو چهل ساله است که در شرکتی در میلان کار می کند. برای جلوگیری از کار در تعطیلات آخر هفته، او به دروغ می گوید که دوستی دارد که شخصیت او را بر اساس دختری که هر روز صبح می بیند ساخته است...
"اندی" و "لیز" در دههٔ چهل زندگی خود خیال ازدواج دارند. اما مدتی قبل از اجرای مراسم در حالیکه همراه با دوستان خود برای شام در رستورانی جمع شده بودند دوستانشان حکایتی را به عنوان حکایتی اخلاقی و هشدار دهنده تعریف میکنند و ...
خانواده هالیس در یک تالار تشییع جنازه زندگی میکنند و آن را اداره میکنند. آلیسون، خواهر خانواده هالیس، با مردان مختلف ملاقات میکند و آنها را به خانه میآورد تا برادرانش آنها را به قتل برسانند و برای شام میل کنند.