مرگ پدر یک نوجوان او را یتیم می کند تا اینکه مادری را که هرگز نمی شناخت پیدا می کند. وقتی برای ملاقات با او به سفر می رود، با یک مربی اسب دوست می شود. آنها با هم در مسابقات پیروز می شوند و پیوندهای جدیدی تشکیل می دهند که او را به سمت خوشبختی هدایت می کند...
جین دا سیلوا خواننده یک آژانس غیرانتفاعی کارآگاهی را به ارث میبرد که به افرادی کمک میکند که قادر به کمک به خود نیستند. با راهنمایی عمه و یک کارآگاه، جین به پروندهی مرگ ناگهانی مادری که سالها پیش اتفاق افتاده بر می خورد ...
سی دوستش را در سینما با دختر دیگری پیدا می کند. اما وقتی دختر پس از پریدن از پشت بام یک ساختمان مرده پیدا می شود، همه چیز عجیب می شود و سی خودش را در حال دیدن چهره شبح مانند دختر مرده می بیند...
صاحب یک فروشگاه به اتهام قتل دو جوان سیاه پوست محاکمه می شود. دوازده عضو هیئت منصفه زن از زمینه های مختلف در مورد حکم بحث می کنند که در ابتدا در مورد آن اختلاف نظر دارند. یک نفر که مخالف است، بحث های داغی را برمی انگیزد و تعصبات را بررسی می کند و پیوندهای بعیدی را شکل می دهد.
ابی و تراویس پس از شبی پرماجرا در لاسوگاس، خود را در حالی مییابند که به طور ناگهانی با یکدیگر ازدواج کردهاند. آنها برای گذراندن ماه عسل، به همراه دوستان و خانواده خود راهی مکزیک میشوند...
دو سرباز فراری با دزدیدن یک مسلسل به دنبال غارت طلای یک قبیله آپاچی هستند. اما این کار آنها باعث میشود که هم سواره نظام و هم آپاچی به دنبال آنها بیفتند.
این پروژه در دره سن فرناندو امروزی اتفاق میافتد و حول محور مردی متوهم میچرخد که معتقد است یک گاوچران است و رابطهای که با یک زن جوان شورشی شروع میکند...
یک کارگردان چندین هشدار از طرف سرایدار خانه ای را که در آن هفت قتل پنهانی انجام شده است را نادیده می گیرد و فیلمبرداری را با گروهش شروع می کند. با این حال، آنها روحی را از قبرستان مجاور احضار می کنند...
جیمی کارتر، یک میلیونر خوشگذران، دوستش، رجینالد تراورس، که در حال مرگ بود را ملاقات کرد. تراورس دختر کوچکش، روت، را به سرپرستی کارتر گذاشت. کارتر قول داد که از روت مراقبت کند. پس از مرگ تراورس، کارتر روت را به خانه خود برد...
یک محکوم سعی می کند از رابطه خود با افسر آزادی مشروط خود برای سرقت از ال گرکو استفاده کند. با این حال، وقتی او از نقشه او مطلع شد، همه چیز به طور غیرمنتظره ای به هم خورد...
فیلمساز، پاتریسیو گوزمان، روند بدتر شدن موقعیت سالوادور آلنده را پس از کودتای نافرجام ۲۹ ژوئن ۱۹۷۳ دنبال میکند و ۱۰ هفته پیش از به دست گرفتن قدرت توسط آگوستو پینوشه که تحت حمایت سیا بود را تحلیل میکند.