یک فیلمبردار تلویزیونی به طور تصادفی در حین گزارش خبری از موج گرما، تصویر یک محکوم فراری را ضبط میکند. آن محکوم تلاش میکند مرگ خود را جعلی نشان دهد و به فیلمبردار رشوه میدهد تا او را در یک معاملهٔ مواد مخدر یاری کند، که این همکاری به نتایج مرگباری میانجامد.
تورنته اکنون در ماربلا زندگی می کند. پس از از دست دادن تمام پول خود، او به تحقیقات خصوصی باز می گردد . یک مورد او را در میانه نقشه موشکی یک شرور برای نابودی شهر و عملیات باج خواهی عمویش قرار می دهد ...
“الیوت ریچاردسون” متخصص فنی ناامید پس از آشنا شدن با شیطانی زیبا امکان برآورده شدن ۷ آرزویش را به دست می آورد.اما در عوض این آرزوها او باید روحش را به او بدهد…
اِیمی و دیوید دو فرد کمتوفیق (ناکام) هستند که اهل حومهی شهر میباشند. اِیمی زندگی دشواری داشته و توسط مادر مجرد معتاد و بیتوجه خود بزرگ شده است. دیوید در یک خانوادهی معمولیتر بزرگ شده است، اما فقدان انگیزهی او پدرش را کلافه کرده است. وقتی اِیمی و دیوید با هم ملاقات میکنند، به نظر میرسد هر دو آنچه را که به دنبالش بودند، پیدا میکنند. اما هنگامی که اِیمی باردار میشود، هم اِیمی و هم دیوید متحمل...
یک دانشمند که با انتقال ماده از مکانی به مکان دیگر با استفاده از یک پرتو لیزر را کشف کرده به طور ناگهانی تصمیم می گیرد که از خود به عنوان یک نمونه آزمایشی استفاده کند...
خانهی لیونلونگ توسط راهزنانی به رهبری چوچائو مورد حمله قرار گرفت. همسر لیونلونگ کشته شد، اما پسرش، یولونگ، توسط خدمتکار وفاداری که او را در یک چاه پنهان کرد، نجات یافت...
سه پسر و سه دختر به دنبال عشق واقعی خود هستند و در همین حال که آن ها هم دیگر را پیدا میکنند به هم دروغ های می گویند که دستشان رو میشود و دروغ های آن ها مشخص میشود...