در جریان پدیدهی «دلقکهای قاتل» در سال ۲۰۱۶، دکتر مارکز و پارکر درمییابند که منشأ آن یک قاتل سریالی زندانی به نام کین است که در حال جذب پیروان برای یک جنبش آنارشیستی است. پس از فرار کین، آنها باید نقشهی قتل او در هالووین را خنثی کنند.
داستان در مورد یک کارگردان بدلکاری است که روزگاری در اوج بوده، اما حالا با تغییرات صنعت فیلمسازی، در تلاش است تا جایگاه خود را بازیابد. او برای بازگشت دوباره به کار، همه دارایی و اعتبارش را به خطر میاندازد، در حالی که همزمان سعی دارد رابطه از دست رفته خود را با دخترش دوباره ترمیم کند.
در میان تنشهای موجود بین کره شمالی و جنوبی، یک هلیکوپتر آمریکایی در بخش شمالی کره سقوط میکند. اکنون بازماندگان آن باید با یکدیگر همکاری کنند تا از یک متخصص فناوری غیرنظامی محافظت کرده و بدون کمک نیروهای نظامی ایالات متحده، راهی برای خروج پیدا کنند.
گروه امنیتی "وُلف پَک" به رهبری "لائو دیائو" که در خارج از کشور فعالیت میکند، در یک مأموریت کشف میکند که تروریستهای خارجی به شریانهای حیاتی انرژی چین نفوذ کردهاند.
در آیندهای پادآرمانشهری، مقامات عدهای را مجبور به شرکت در بازیای در محیط واقعیت مجازی میکنند. این شرکتکنندگان در این بازی با دایناسورها به نبرد میپردازند و تا سرحد مرگ با یکدیگر رقابت میکنند.
دو مبلّغ مذهبی پس از مشاهدهٔ یک قتل، فرار میکنند و به کلبهٔ دو آدمکش قراردادی بازنشسته پناه میبرند. آنها موافقت میکنند که به این زنان کمک کنند، اما امنیت آنها تنها با اسلحههای این آدمکشها تضمین میشود.
روساریو شب را در کنار جسد مادربزرگش میگذراند در حالی که منتظر رسیدن آمبولانس است. در طول یک بارش برف شدید، روساریو مورد حمله موجودات فرازمینی قرار میگیرد که بدن مادربزرگش را تسخیر کردهاند.
در نمایش سالانهی کریسمس شهر، اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد. شش جوان شیطان با ایجاد آشوب، همه برنامهها را به هم میریزند و باعث شگفتی و تعجب همه میشوند.
کاترین پار، همسر ششم پادشاه هنری هشتم، در غیاب پادشاه که در جنگ خارجی به سر میبرد، به عنوان نایب السلطنه انتخاب میشود. پادشاه با بازگشت به کشور، به شدت بیمار و دچار توهم میشود و کاترین برای حفظ جان خود در برابر او به مبارزه میپردازد.
پس از نابودی نیمکره شرقی زمین توسط یک شراره خورشیدی عظیم، یک گنجیاب ماجراجو به اروپا میرود تا تابلوی ارزشمند مونالیزا را پیدا کند. در این سفر، او درمییابد که دنیا بیش از یک اثر هنری، به یک قهرمان واقعی نیاز دارد.
اورانو، هکر و قاتل باهوش، پس از فرار از زندان به کرهی جنوبی میرود و توسط یک گروه ضد دولتی برای طراحی تلهای در اجلاس سران کره و ژاپن استخدام میشود. سئومین مأموریت مییابد او را تحت نظر داشته باشد، اما از رفتارهای نامتعادل اورانو میترسد. با وجود بیاعتمادی اولیه اورانو، به تدریج رابطهی میان این دو نفر تغییر میکند.
رازی که سالها ایستگاه مترو روکافورت بارسلونا را لرزانده است، زمانی که لورا در این ایستگاه قدیمی و آرام شروع به کار میکند و متوجه میشود که افراد زیادی در شرایط عجیبی در آنجا جان خود را از دست دادهاند...
در یک شهر کوچک در داکوتای جنوبی، زمانی که یک پیراهن نادر از پیراهنهای روح لاکوتا وارد بازار سیاه میشود، سرنوشت افراد طرد شده و غریبههای محلی بهشدت و به شکلی خشونتبار به هم گره میخورد.
این داستان دربارهی یک مادر است که هنوز تحت تأثیر یک حادثه تلخ گذشته، زندگی ویرانی دارد و دختر نوجوانش تلاش میکند در این شرایط، هم با مشکلات بلوغ کنار بیاید و هم با آشفتگیهای روحی مادرش کنار بیاید.
ورود ناگهانی دختر جوانی که ادعا میکند موجودی از او تغذیه میکند به مطب روانپزشکی جردن و مادرش، آنها را وادار به یافتن راهی برای متوقف کردن آن نیرو پیش از تسخیر کامل دختر میکند.
در نقطه عطف جنگ جهانی دوم، گردان تانک ۷۶۱ (پلنگهای سیاه)، که از آمریکاییهای آفریقاییتبار تشکیل شده، باید در نبرد آردن جلوی پیشروی آلمان را بگیرد تا سرنوشت جهان آزاد را حفظ کند.
پس از آنکه بابا اسمورف به اسارت رازمِل و گارگامل، دو جادوگر بدجنس، درمیآید، اسمورفت برای نجات او، اسمورفها را در مأموریتی به دنیای حقیقی هدایت میکند.
کماندوهای نیروهای ویژه در میانه یک عملیات، به طرز مرموزی توسط یک سفینه فضایی ربوده میشوند. آنها پس از به هوش آمدن، خود را در موقعیتی مییابند که باید برای بقا در برابر یک نژاد بیگانه بیرحم مبارزه کنند.
یک زن فوتشده فرصت برقراری ارتباط مجدد با معشوق سابق خود را پیدا میکند. آنها برای برآورده کردن آرزوی زن مبنی بر پاشیدن خاکسترش در ژاپن، سفری زمانی و قارهای را آغاز میکنند.