داستان عاشقانه دلخراش بین یک بزهکار و یک دانشجوی نمونه. آنها تمام تلاش خود را می کنند تا در تمام سختی هایی که با آن روبرو هستند، کارها را به نتیجه برسانند...
یک کارمند اداری برای برنده شدن یک ماشین به رقابتی مرموز می پیوندد. او که در اتاقی با چهار غریبه محبوس شده است، یک سری چالشها را پشت سر میگذارد که توسط میزبانی به نام هومونکولوس رهبری میشود...
لارا وینسلت زمین شناس متخصص در آتشفشان شناسی است. او به همراه تیم کاری خود روی یک آتشفشان برای انجام بررسیها هستند. در پایان یک روز کاری، لارا تصمیم می گیرد کمی بیشتر بماند تا یک امتحان را تمام کند هنگام بازگشت، تصادف می کند و داخل سوراخی در زمین می افتد و ...
پس از مرگ پدر و مادرش، کت به تازگی یتیم شده به سمت شمال به خانه دریاچه ای که اخیراً به ارث رسیده است، سفر می کند، جایی که با رایان، مردی دوست داشتنی که خلاء والدینش را پر می کند، ملاقات می کند...
یک زن جوانی در بیمارستان بهوش آمده و متقاعد شده است که پس از یک جراحی جزئی، در دوره نقاهت به سر می برد. اما او خود را در نبرد عقل با روانپزشکی می بیند ...
زن و شوهری که در یک مکان رمانتیک هستند، زمانی که یک طوفان گرمسیری ویلای آنها را میبرد، در دریا سرگردان میشوند. برای زنده ماندن، آنها مجبور به مبارزه با عناصر هستند، در حالی که کوسه ها در زیر آن حلقه می زنند...
داستان یک پلیس نیروهای ویژه که در مورد یک نوار اسرارآمیز تحقیق می کند و فرقه ای شوم را کشف می کند که مطالبی را از قبل ضبط کردهاند که توطئه ای شوم را نشان می دهد...
"تاحالا اسم ارواح تابستونی به گوشتون خورده؟" تومویا، آئویی و ریو، دانش آموزان دبیرستانی ای هستن که توی اینترنت با همدیگه آشنا شده. افسانه شهری ارواح تابستونی اینه که هنگام آتش بازی، روح یک زن جوان ظاهر میشه. تومویا نمیتونه به روش خودش زندگی کنه. آئویی نمیتونه جاش توی دنیا رو پیدا کنه. آینده روشن ریو ناگهانی به روش بسته شده. هرکدوم اونا دلیل خودشون رو برای دیدن روح تابستونی دارن.