داستان «جنگ فردا» در مورد گروهی از سفرکنندگان در زمان است که به سال ۲۰۵۱ میروند تا پیامی فوری به دنیا بدهند: اینکه ۳۰ سال بعد بشر در جنگ علیه موجوداتی فضایی مغلوب خواهد شد. تنها امید برای بقا این است که سربازان و شهروندان به آینده سفر کنند و به مبارزه ملحق شوند. در میان این افراد یک معلم دبیرستان و مرد خانواده به نام «دن فورستر» با بازی پرت است که مصمم به نجات دنیا برای دختر جوانش است. دن برای بازنویسی سرنوشت سیارهاش با یک دانشمند نابغه با بازی «ایوان استراهاوسکی» و پدرش با بازی «جی.کی. سیمونز» همکاری میکند...
مردی برای جلوگیری از طلاق، به همسرش اجازه می دهد که با مردان دیگر رابطه داشته باشد. هنگامی که معشوقه های همسر او یکی یکی شروع به ناپدید شدن می کنند، این مرد مظنون اصلی این اتفاق می گردد.
کالوم وادل، طرفدار فیلم های سبک ترسناک ایتالیایی، با برخی از سازندگان اصلی فیلم کلاسیک ترسناک «هولوکاست آدمخوار» پیش از ورود به جنگلهای آمازون و بندر شهر لتیسیا، صحبت میکند ...
مایک اپس به زادگاهش ایندیاناپولیس باز میگردد. جاییکهکه سابقا روزهایی را به عنوان یک رقاصه و فروشنده مواد مخدر در کنار خاطرات شیرین پدر و مادرش گذرانده بود...
در غرب آمریکا در سال 1863، مارتا جین باید یاد بگیرد که چگونه از اسب ها مراقبت کند تا واگن خانواده را براند. سرپیچی او از کلیشه های زنانه او را مجبور می کند تا در دنیایی غول پیکر و وحشی که در آن همه چیز ممکن است، با تمام خطرات روبرو شود، قرار می دهد ...
این مستند داستان چرنوبیل را از طریق مجموعهای از فیلمهای دراماتیک تازه کشفشده که در نیروگاه هستهای در طول فاجعه فیلمبرداری شده و مصاحبههای تازه ضبطشده و عمیقاً شخصی کسانی که در آنجا بودند، روایت می کند ...
والتر بلک (مل گیبسون), به انتهای خط رسیده است. بلک مدیرعامل یک شرکت خانوادگی تولید کننده ی اسباب بازی است که سیاست های غلط کاری و حرفه ای اش ضرر و زیان های بسیاری به بار آورده است. ازدواج بیست ساله ی والتر با مردیت (جودی فاستر) نیز در آستانه ی فروپاشی قرار دارد. مردیت شوهرش را دوست دارد اما قادر به تحمل رفتارهای تند و خشن او نیست. آنها دو فرزند دارند. پسر بزرگ خانواده پورتر (آنتون پلچیر) از دست پدرش عصبانی است و به مادرش توصیه می کند که هرچه زودتر طلاق بگیرد...
این مستند دستاورد فیلم برداری در بیست و پنج کشور از پنج قاره جهان، طی ۵ سال اخیر میباشد و ما را به دیدن سرزمین های مقدس، مناطق فاجعه زده، عجایب طبیعی، و ... می برد.
زنی که از خاطرات تلخ گذشته رنج می برد و دچار پارانویا است، پس از گریختن از مکانی که به مدت ۲ سال در آنجا مورد سوء استفاده قرار گرفته، سعی دارد با خانواده اش دوباره ارتباط برقرار کند و از آن ها کمک بگیرد…
فیلم بر اساس زندگی یکی از تبهکاران ایرلندی تبار نیویورکی به نام دنیل گرین ساخته شده. در این فیلم ما زندگی گرین رو از دوران بچگی تا مرگش از زبان جو (ول کیلمر) میبینیم...