يک پروفسور زبان شناسي به نام «دومينيک» (رات) از اين که زندگي حرفي اش را به پايان مي رساند بسيار غمگين است. او هم چنان به خاطر «لورا» (لارا) که چهل سال پيش نامزدي شان را به هم زد افسوس مي خورد. «دومينيک» از شمال روماني، زادگاهش، به طرف بخارست سفر مي کند. اما پيش از اين که دست به خودکشي بزند، صاعقه اي به او مي زند. در اين حادثه نه تنها او به طرز معجزه آسايي نجات پيدا مي کند بلکه بدن هفتاد ساله ي او هم جوان مي شود…
لس آنجلس. «بازرس لی» (چان) محافظت از دیپلماتی چینی را به عهده دارد که اطلاعات زیادی در مورد تشکیلات جنایتکار «تریاد» دارد. اما دیپلمات پیش از این که بتواند به افشاگری بپردازد مورد سوء قصد آدم کشی به نام «کنجی» (سانادا) قرار می گیرد. از قرار «کنجی» دوست دوران کودکی و برادر «بازرس لی» بوده و او نمی تواند دستگیرش کند. با این همه خیلی زود «بازرس لی» به هم کار قدیمی خود «کارآگاه جیمز کارتر» (تاکر) ملحق می شود و این دو برای پی گیری پرونده ی ماجراهای «تریاد» رهسپار پاریس می شوند…
در دهه 1960 سانفرانسیسکو، سلینا گوئررا، یک دختر مدرسهای کاتولیک ، تصمیم میگیرد تا از سرکوب فقر قد علم کند و روی آیندهای برای خودش سرمایهگذاری کند که سوابق جدیدی را برای آن زمان رقم بزند...
جرج لوتز خانه ای به اسم آميتی ويل را در نيويورک به مبلغ پائينی خريداری کرده و به همراه همسر و سه فرزندش به آنجا نقل مکان می کند. آنها پس از مدتی در می يابند که اين خانه تاريخ خونباری داشته است. يکسال قبل در اين خانه پسر جوانی به اسم رونالد نيمه شب شش عضو خانواده اش را بقتل رسانده است. اکنون جرج و همسرش متوجه اتفاقات عجيب و ترسناکی در خانه می شوند از جمله اينکه بچه های لوتز با ارواح کشته شدگان تماسهائی برقرار می کنند و پدر رالف که کشيش محله است پس از تطهير خانه دچار يک بيماری حاد می شود و همچنين رفته رفته جرج احساس می کند شبيه رونالد شده است...
روبی چیس در لحظه ناامیدی به یک هیولا (فرانک) عهدِ بندگی می کند. او عهد خود را با خودکشی زیر پا می گذارد و فرانک را در مسیر انتقام خونین از افرادی که بیشتر دوستشان داشت قرار می دهد...
یک خلبان تازه کار به نام آلن دریک، بعد از اتمام دوره ی آموزشی پرواز خود در پنساکولا به گردان هوایی معرف هل کتس ملحق می شود. او از همان ابتدا نمی تواند استعداد های خویش را نشان دهد. مهارت های ضعیف او در تیر اندازی در اولین ماموریتش باعث می شود گردان هل کتس در نبرد هوایی شکست بخورند. همکارانش او را به هر نحوی که شده است قبول می کنند اما آلن کاری می کند که از نظر آن ها عبور از خط قرمز محسوب می شود...
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
میلیاردی به نام «الیوت وان» که به کوه نوردی علاقه مند است ، «آنی گارت» را به خدمت می گیرد تا همراه هم قله ی «کِی ۲» در هیمالایا را فتح کنند. در میانه ی صعود ، با تغییرات آب و هوایی «آنی» ، «الیوت» و گروهشان غافل گیر شده و در غاری اسیر می شوند. اما در این بین ، «پیتر» برادر «آنی» که در همان منطقه عکس برداری می کرده ، از ماجرا آگاه می شود و به سرعت همراه گروهی برای نجات آنان به آنجا می رود و…
«ال جفه» (فرناندس)، ثروتمند مکزیکی پس از کشف این که دخترش «ترسا» (مالدونادو) از ژیگولویی به نام «آلفردو گارسیا» بچه دار است، یک میلیون دلار برای سر «گارسیا» جایزه می گذارد. «کوییل» (یانگ) و «ساپنسلی» (وبر)، دو جایزه بگیر امریکایی به «بنی» (اوتس)، پیانیست «بازنده»، ده هزار دلار برای تعیین محل «گارسیا» پیشنهاد می کنند…
یک دزد جیب بر که عاشق همسرش است، شریک جنایتکار خود را نیز دوست دارد و وقتی متوجه می شود که هر دو به مافیا بدهکار هستند، مجبور می شوند دست به یک سرقت مخاطره آمیز بزنند که بر خلاف قوانینی است که آنها رعایت می کنند...
فیلم با حمله هوایی آلمان به آسمان لندن آغاز می شود و به تلاش F.B.I. و محققان اسکاتلند یارد در تلاش برای دور زدن تلاش های یک حلقه خرابکارانه برای جلوگیری از جریان آمریکایی...
یک نوجوان اجتماعی آگاه به محیط زیست به نام AJ توسط خانواده خسته کننده اش به یک پارک تعطیلات ساحلی کشیده می شود، جایی که او به طور غیرمنتظره ای اسیر یک نجات غریق آفتاب دوست به نام Isla می شود ...