چوی چیس قبل از اینکه در دهه ۱۹۸۰ ستاره سینما شود، با اجرای برنامه SNL به شهرت رسید. او که به خاطر کمدی فیزیکی و اجرای بیاحساسش شناخته میشد، بعدها به دلیل گزارشهایی مبنی بر رفتار نامناسبش، مسیر شغلیاش رو به افول گذاشت.
آوریل ۱۸۶۲، در قلمرو آریزونا. در طول ماههای آغازین جنگ داخلی، دو سرباز دشمن باید برای زنده ماندن از گیر افتادن در صحرای سونوران با یکدیگر همکاری کنند.
رویاهای یک نوجوان در اثر یک تصادف رانندگی نابود میشود. سالها بعد، او به یک مادر فوقالعاده مصمم با عصا تبدیل میشود و نمایشهای کریسمس باشکوهی را ترتیب میدهد. مسائل شخصی او را مجبور میکند تا با تغییر روبرو شود و روح واقعی این فصل را دوباره کشف کند.
دو برادر که از هم جدا شدهاند، وارد یک تورنمنت مبارزات زیرزمینی مرگبار میشوند که توسط اربابان جرم و جنایت کنترل میشود. در حالی که با مسابقات مرگبار و قوانین پیچیده روبرو میشوند، بین دنبال کردن بازی یا پیوستن به نیروها برای نابودی سیستم فاسد، دست و پنجه نرم میکنند.
یک سرباز سابق با گذشتهای غمانگیز، در تلاشی ناامیدانه برای بقا در آریزونای دهه ۱۸۷۰، درگیر اتحادی نه چندان محکم با سه یاغی، یک زن زیبا و شوهر زخمیاش میشود تا با عناصر خشن و دشمنان بجنگند.
تونی یک سرباز سابق نیروی دریایی است که به طرز بیآبرویی از کار برکنار شده و حالا مکانیک شده است. پس از اینکه برادر بیملاحظه تونی، بابی، تصمیمات بدی میگیرد که باعث عصبانیت یک رئیس برجسته مافیا میشود، مسیر زندگی جدید تونی مجبور میشود تغییر غیرمنتظرهای پیدا کند.
در یک قطار پیشرفته، مسافرانی که ایمپلنت مغزی دارند، پس از به دست گرفتن کنترل توسط یک هکر، با هرج و مرج مواجه میشوند. غریبهها باید در حالی که با تهدیدات فناوری دست و پنجه نرم میکنند، برای مقابله با آنها متحد شوند.
یک سرباز سابق که اکنون به صورت مزدور کار میکند، برای نجات بیگناهان در سرزمینی که توسط جنگ تکه تکه شده است، میجنگد. او در مواجهه با دشمنان بیرحم و خیانت، برای بقا، عدالت و رستگاری مبارزه میکند.
دو اسکیتباز نوجوان که شخصیتهای کاملاً متفاوتی دارند، برای تمرین یک دونفره نمایشی با هم همکاری میکنند. با پیشرفت زمستان، پیوند رو به رشد آنها مرز بین شریک کاری و چیزی فراتر از آن را محو میکند.
یک دانشمند نابغه اما متکبر، در پی یک آزمایش هولناک، موجودی را خلق میکند که زنده شود. در نهایت، این اقدام منجر به تباهی هم خودِ خالق و هم آن مخلوق تراژیک میشود.
مارتینا، یک معلم مدرسه، و سه دوستش آزمایشی عجیب را آغاز میکنند تا این نظریه را که بدن انسان زمانی که سطح الکل خونش در ۰.۵ نگه داشته میشود، بهترین عملکرد را دارد، آزمایش کنند.
واسارهلی و چین، برندگان اسکار، لینسی آداریو، عکاس، را در حال عکاسی از جنگ اوکراین دنبال میکنند و در عین حال به حرفه برنده جایزه پولیتزر او میپردازند.
یک سرباز سابق که اکنون به عنوان نگهبان امنیتی فعالیت میکند، خاطرات جنگ را در ذهن خود مرور میکند و از زنی بیگناه در برابر قاتلان بیرحم پلیس محافظت میکند.
جاستین به کلبهای که برای ماه عسلش در نظر گرفته شده، پناه میبرد، اما در آنجا با جین، دخترعموی نامزد سابقش، آشنا میشود. وقتی نامزد سابق جاستین با دوست پسرش از راه میرسد، جرقهای بین آنها زده میشود و رازها و اکتشافاتی در مورد عشق و فرصتهای دوباره آشکار میشود.