همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
این روایت، به زندگی ژرمن لو گوف (۱۸۹۱-۱۹۸۶)، بانوی پیشگام میپردازد. او که معلمی اهل منطقه بروتانی فرانسه بود، پس از پایان جنگ جهانی اول، زادگاه خود، دوارننه، را برای تجربهای ماجراجویانه ترک کرد و راهی سفر به سنگال شد. لو گوف در سال ۱۹۳۸، در شهر روفیسک، در نزدیکی داکار، نخستین دانشسرای تربیت معلم ابتدایی را در قاره آفریقا تأسیس و مدیریت کرد.
ماریا دیگر جوان نیست و به افرادی که حتی از خودش هم مسنتر هستند کمک میکند. او که برای گذران زندگی با مشکل روبرو است، حاضر به پذیرش وضعیت ناپایدار خود نیست و گاهی اوقات چند یورو از افراد مهربانی که با نهایت فداکاری از آنها مراقبت میکند - و آنها نیز در عوض او را بسیار دوست دارند - میدزدد.
بعد از ورشکستگی، ایوب برای کار در مزرعه گوجهفرنگی از ازمیر خارج میشود. دستمزدهای پرداختنشده ایوب را کلافه میکند و این موضوع منجر به درگیری با سرکارگرش، هِمّه، میشود. او تصمیم میگیرد هِمّه را بکشد، اما ناخواسته در شهر مسیرش منحرف شده و خشمش فروکش میکند.
آلما، زنی تنها در خانهای مجلل، و مینا، مادری مجرد از یک محله کمدرآمد در شهری دیگر، زندگی خود را بر محور ملاقاتهای زندان با همسرانشان چرخاندهاند. آشنایی این دو زن در اتاق انتظار خارج از بخش ملاقات، سرآغاز...
در سال ۱۹۸۵، در آرژانتین، محاکمه شوراهای نظامی آخرین دیکتاتوری برگزار شد. در این دادگاه، شش قاضی در جایگاه مخصوص قرار داشتند و در دو سوی دیگر، دادستانها و پرسنل نظامی متهم به نسلکشی حاضر بودند.
مستندی درباره اینوکستاگ، یوتیوبر ۲۱ سالهای که بدون سابقه ورزشی، رویای صعود به اورست را در یک سال در سر دارد و نشان میدهد چگونه زندگیاش را برای رسیدن به این هدف تغییر میدهد.
میشل پس از تصادف مرگباری که منجر به خودکشی مسافرش میشود، فرار میکند. او و همسرش در حین پنهانکاری، دو میلیون یورو مییابند که زندگی آنها را دستخوش آشوب میکند.
سه ماه پس از زنده ماندن از یک حمله تروریستی در یک اغذیه فروشی، میا هنوز آسیب دیده است و قادر به یادآوری وقایع آن شب نیست. او در تلاش برای حرکت رو به جلو، خاطراتش را بررسی می کند و قدم هایش را دوباره دنبال می کند..
در جنوب فرانسه، مردی به نام لینو که سابقه زندان دارد و به دزدی مشغول است، به عنوان راننده فرار برای خلافکاران کار میکند و خودروهایی را برای اهداف جنایی آنها میسازد.
آنا و ایو که زمانی عاشق یکدیگر بودند و از هم جدا شدهاند، سالها بعد به واسطهی مستند دخترشان دوباره ملاقات میکنند و با وجود زخمهای گذشته، در تلاش برای احیای رابطهشان هستند.
بِیلی با برادرش هانتر و پدرشان باگ، که به تنهایی آنها را در یک خانهی اشغالی در شمال کنت بزرگ میکند، زندگی میکند. باگ زمان زیادی برای آنها نمیگذارد. بیلی به دنبال توجه و ماجراجویی در جای دیگری است.
یک دوستدار سینما با دنبال کردن پل ددالوس، در میان خاطرات، داستانها و کشفیات غرق در تصاویر سینمایی میشود و بدین ترتیب، شکوه سالنهای سینما را پاس میدارد.
یه مرد حسابی خودشو به آب و آتیش میزنه تا دختر گمشدهاش رو پیدا کنه، چون یه سری ویدیوی عجیب رازاشو رو کرده. آخرش این تعقیب و گریز به یه برخورد ترسناک با یه آدم مرموز میرسه.