⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
دوستانی که خرید انجام دادهاند اما کد شارژ برای آنها فعال نشده است، لطفاً نگران نباشید. مشکل مربوط به اختلال در ارتباط بین سرورهای ایران و خارج از کشور است. به محض رفع این اختلال، تمامی کدها فعال خواهند شد. لطفاً کد دریافتی خود را نزد خود نگه دارید؛ این کدها منقضی نمیشوند، حتی اگر در حال حاضر با پیام «کد نامعتبر» مواجه شوید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
در سال 1961، اندکی پس از ساخت دیوار برلین، عاشقان جوان کنراد (آگوست زیرنر) و سوفی (مرت بکر) تلاش می کنند از آلمان شرقی به سمت غرب فرار کنند، اما فقط سوفی موفق به فرار می شود...
آوریل 1957: هواپیمای مهندس فابر در مکزیک سقوط می کند . او متوجه می شود که در سال 1938 پدر شده است. او با کشتی از نیویورک به فرانسه می رود و با سابث جوان و بامزه آشنا می شود...
جایی بین نیویورک سیتی و شمال نروژ ، "فرانسیس" نقاش آمریکایی و "یاشا" یک مهاجر، براساس اتفاقاتی غیرمنتظره با هم آشنا میشوند . یاشا برای دفن پدرش به سرزمین وایکینگ ها برگشته و فرانسیس برای کار خود در زیر نور خورشیدی که هرگز کاملا غروب نمیکند گذشته را دفن و آینده را کشف میکنند و خانواده ای که هیچگاه نداشته اند را پیدا میکنند و ....
این فیلم به مستندسازی فرآیند ضبط و تولید قطعاتی از آلبوم ABC گروه موسیقی کریدلر میپردازد که در مه سال ۲۰۱۴ منتشر شد. فیلمبرداری با استفاده از نماهای طولانی و پیوسته انجام شده و این فرآیند از ۸ تا ۱۲ اکتبر ۲۰۱۳ در شهر تفلیس گرجستان ثبت شده است.
در یک رستوران آلمانی سرآشپز "مارتا کلین" کنترل کامل آشپزخانه را به عهده دارد.اما وقتی خواهر او در یک تصادف رانندگی کشته می شود و دختری 8 ساله از خود به جای می گذارد زندگی او تغییر می کند.اما با رسیدن یک آشپز ایتالیایی وضعیت او تغییر می کند...
پاپ در شهر است و شب دیدارش برای برخی از ساکنان برلین به هیچ وجه آسمانی نیست. افراد فقیر و ثروتمند، پلیس، کودکان کارتنخواب و رانندگان تاکسی، همگی در جستوجوی کمی خوشبختی، در هزارتوی این شهر بزرگ، سفری پرمخاطره را آغاز میکنند.
داستان در رابطه با مترسک ادم خوار و عجیبی است با ویژگیهای خفاشی که هر ۲۳ سال یکبار ۲۳ روز به سراغ مردم می اید تا حسابی شکمشو سیر کنه و حالا روز ۲ است و بار دیگر امده تا قربانی بگیرد و اولین قربانی پسر بچه روستایی است از طرفی یک سری بچه های مدرسه ای برای اردو به نزدیکی ان شهر امدند و بی خبر از حوادث…
چاک بریس (سم راک ول) یک دست اندرکار تلویزیونی است که کارش سر و کله زدن با مدیران ارشد شبکه و راضی کردن آنها برای موافقت با ایده های تلویزیونیش است. از سوی دیگر با پیدا شدن سروکله فردی مرموز به نام جیم بیرد (جورج کلونی) که مامور سیا است اوضاع کمی پیچیده می شود. جیم از چاک درخواست می کند تا چند ماموریت مخفیانه را به انجام برساند. از دیگر سو پنی (درو بریمور) معشوقه چاک به این امید است که چاک اوضاع زندگی خود را سرو سامان دهد و مقدمات ازدواج آنها را فراهم کند، اما زندگی دوگانه چاک، روز به عنوان تهیه کننده تلویزیونی و شب به عنوان مامور سیا، به طرز عجیبی پیچیده شده است...
این داستانها به موضوعات متعددی از جمله رسواییهای سیاسی، تنهایی، تعرض در محیط کار و مشکلات زناشویی میپردازند که هر کدام به نوعی نشاندهنده چالشهای روابط انسانی در دنیای امروز هستند.
دربان فلیکس در انتظار یک شیفت شب آرام با همکار مورد علاقهاش، تانیا، است که پنهانی به او علاقه دارد. اما متأسفانه تانیا قفسی به محل کار میآورد که داخل آن حیوان خانگی نیست و گروهی از آقایان بسیار عجیب و غریب را به لابی فلیکس میکشاند.