در فیلم آرام و صمیمی خود، کارگردان رئیس چلیک موفق میشود داستان غمانگیز یک شب عروسی غیرعادی را بدون استفاده از موسیقی متن روایت کند. این فیلم برنده خرس کریستالی در جشنواره برلیناله 2012 است.
زنی جوان که در اوایل قرن بیستم وارد حرمسرای سلطان قسطنطنیه شده بود و به محبوبهی او تبدیل گشته بود، به دلیل علاقهمند شدن به یک خواجه، مسیر هدف و طرحهای خود را دستخوش تغییر و خطر کرد.
دیلک، یک زن خانه دار ناگهان احساس می کند که چیزی غیرعادی در یک اتاق خاص در خانه خود وجود دارد. اگرچه شوهرش، عمر از موافقت با او امتناع می کند، اما وضعیت بدتر می شود. آنها متوجه می شوند که یک موجود ماوراء الطبیعه باستانی به نام جن، دیلک را نفرین کرده است...
یک کارمند کوشا و جدی شهری و یک موجسوار خونسرد و بیخیال، هر دو وارث یک شرکت، وقتی در اتاق هیئت مدیره گرد هم میآیند و همکاری میکنند، میبینند که وجوه مشترک بسیاری دارند.
کاآن به سختی میتواند موقعیت بالاتری را در کارش به دست آورد، جایی که به طور کلی شغل خوبی داشته است. در حالی که او به همراه همسر، فرزندان و کار خود مشغول بوده است، به طور قابل توجهی از پدرش غفلت کرده است. تا اینکه یک روز مجبور میشود برای او مراقبت کند...
نِسیبه دختر یک خانواده فقیر است که در حومه استانبول زندگی می کنند. او در خانواده اش از خشونت و ظلم رنج می برد. تنها دلداری او دنیای پر زرق و برق فیلم های سینمایی است...
روف امیدوار است با کمک رنگ صورتی، دل زانا، دختر بزرگتر و مورد علاقهاش را به دست آورد. اما رنگ صورتی واقعاً چه شکلی است و آیا او اصلاً میتواند آن را در روستای کوچک کردستانی و برفیشان در دل کوهها پیدا کند؟ در همین حال، شایعات نگرانکنندهای از دنیای بیرون به روستا میرسد.
صاحب تنها یک هتل کوچک در شهری کوچک از ترکیه، شیفته میهمانی میشود که از دنیا رفته است. این دلبستگی باعث میشود که واقعیت روزمره و عادی زندگی او به تدریج از هم بپاشد.