⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
دختری نوجوان توله سگی بی خانمان را به فرزندی قبول می کند و اسمش را «جوراب» می گذارد. آنها از آن زمان از یکدیگر مراقبت می کنند، تا اینکه یک روز او فکر می کند جوراب کوچکتر از آن چیزی است که قبلاً فکر می کرد ....
دی جی ریچیو از عینک آفتابی استفاده می کند تا جای زخم دور چشمش را پنهان کند. او همچنین توسط کابوس های یک تصادف دوران کودکی که منجر به زخم او شد، تسخیر شده است...
اتحادی از شروران، به رهبری فریدا، به دنبال تصرف سرزمین افسانه است. اما وقتی الا میفهمد که نامادریاش قصد دارد وجود کتاب داستانش را خراب کند، چرخشی دراماتیک پیدا میکند و به رهبر تلاشهای مقاومت شکوفا میشود...
داستان 3 «دامجین» (افراد بیفایده)، که کار نمیکنند و زندگی خود را صرف هیچ کاری نمیکنند. آنها در واقع نمی خواهند کار کنند. وقتی می شنوند "در هند می توان بدون کار زندگی کرد" آن را جدی می گیرند. آنها شروع به جمع آوری پول برای رفتن به هند با انجام هر کاری می کنند...
بازماندگان آسیب دیده یک اتوبوس ربایی مرگبار گرد هم می آیند و برای غلبه بر نفس آسیب دیده خود به یک سفر جاده ای می روند. در همین حال یک قاتل زنجیره ای در حال آزاد شدن است....
کنتا (تتسوجی تامایاما)، پیانیست جوانی که به تازگی شغل خود را از دست داده است، با مردی به نام یاماکی (یوشیو هارادا) در یک بار غرق می شود. او کنتا را دعوت می کند تا با او کار کند و چیز بعدی که می داند، کنتا از خواب بیدار می شود و خود را در اتاقی می بیند که قبلاً هرگز در آن نبوده است...
وقتی آساکو برای یک روز از مدرسه رد می شود ، با آئوکی آشنا میشود. او را با دنیای سایبری آشنا می کند. او به زودی با پدیده رابطه جنسی سایبری آشنا می شود و به فرض گرفتن هویت های مختلف آنلاین معتاد می شود. چیزی که او متوجه نمی شود این است که این وضعیت به سرعت از مسیر خارج می شود...
یوکو 35 ساله، مجرد، بیکار است و از روانپزشکش برای مبارزه با افسردگی شیدایی خود دارو دریافت می کند. یوکو که در شهر کاماتا زندگی می کند، زمان خود را بین مردان مختلف دوستان تقسیم می کند که هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند...
سه مرد که کلاه ایمنی موتورسیکلت به سر دارند از یک فروشگاه رفاه سرقت می کنند و سپس وسیله نقلیه خود را بیرون بیمارستان رها می کنند. گروهی از مردم در بیمارستان گروگان گرفته می شوند و بازرس ایشیدا و کاپیتان توهنو مذاکرات را انجام می دهند...
نائوکو در حالی که برای درمان پزشکی در جزیره ای اقامت دارد با یوسوکه ملاقات می کند. چهره برازنده ورزشی یوسوکه چشمان او را مجذوب خود می کند و عاشق او می شود. اما رابطه آنها به زودی پس از مرگ پدر یوسوکه در حالی که تلاش می کرد نائوکو را از غرق شدن نجات دهد، به هم می خورد...
در اوایل دهه 1990، پس از آغاز جنگ خلیج فارس، مردی 30 ساله خود را به عنوان کاپیتان کوهیو خلبان یگان ویژه آمریکایی عنوان می کند . او همچنین به خود می بالد که فرزند کامهامه اول و یکی از بستگان دور ملکه الیزابت انگلستان است. در واقع، مرد یک کلاهبردار ازدواج است که ...
منطقه ای پر درخت در شرق ژاپن، در نزدیکی دامنه های کوه فوجی قرار دارد که به آن جنگل انتحاری می گویند. به دلیل اینکه مقصد کسانی است که به دلایل مختلف می خواهند خودکشی کنند بدنام است.پیر و جوان، زن و مردی که به دلایل مختلف می خواهند به آن پایان دهند...