نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
برونائوپارک، زوریخ: ۵ مجتمع مسکونی، ۴۰۵ آپارتمان. یک بانک در حال برنامهریزی برای ساخت ساختمانهای جدید است و نیمی از آپارتمانها را لغو کرده است. در حالی که بسیاری آنجا را ترک میکنند، برخی دیگر مقاومت میکنند. این فیلم عدم اطمینان آنها و دگرگونی این فضای زندگی را به تصویر میکشد.
در روستایی در ایرلند، ورود ناخواسته و بدون پایان نوه سیاران به خانه سنتی دایهاش ایملدا، پیوندی غیرمنتظره را برای اتحاد نسلها و ارتباط دوستان گمشده شکل میدهد.
یک درام جنگ جهانی دوم که داستان آنا را دنبال میکند که توسط نازیها اسیر شده و در ازای انجام یک ماموریت از اسارت آزاد میشود: او برای یک کشیش آلمانی کار خواهد کرد تا بفهمد که آیا او در جنبش مقاومت نروژ دست دارد یا خیر.
داستان از ناپدید شدن ناگهانی سو یون، نامزد یک رهبر ارکستر، آغاز میشود. ورود زنی به نام می جو به زندگی او، رابطه پنهانی و حس تعقیبشدن، پیچیدگی این داستان را دوچندان میکند.
سوکورو که غرق در یافتن قاتل برادرش از قتل عام تلاتلولکو در سال ۱۹۶۸ است، سرنخی دریافت میکند و همه چیز را به خطر میاندازد و روابط خانوادگی را متزلزل میکند تا با پیدا کردن سرباز سابق، انتقام مرگ او را بگیرد.
داستان درباره غریبههایی است که برای گرفتن پولهای طلبشان به یک آپارتمان میآیند. این دو نفر که یکی از آنها راز وحشتناکی را پنهان میکند، به سفری در سراسر شهر نیویورک فرستاده میشوند.
یک عشق پرشور بین یک متخصص آثار هنری و یک راننده مرموز شکوفا میشود. عشق آنها زمانی آزمایش میشود که اسرار فاش میشود و ماموریتهای خطرناکی در پیش است که منجر به مبارزهای نفسگیر بین فداکاری و سرنوشت میشود.
سه نجار که در یک کارخانهی جنزده در کالیچوداش گیر افتادهاند، باید خلخالهای یک دختر جنزده را بسوزانند، اما در نهایت مشخص میشود که کل این داستان ترسناک در یک برداشت و با هرج و مرج خندهدار پشت صحنه فیلمبرداری شده است.
یونگسو، ماهیگیری جوان و درمانده، برای بهبود وضعیت زندگی همسر ویتنامی و مادر سالخوردهاش، نقشهای برای کلاهبرداری از بیمه میکشد که شامل صحنهسازی ناپدید شدنش است.
هر بدنی از تعداد بیشماری سلول تشکیل شده که مثل یک ارتش منظم عمل میکنند. هر کدام از این سلولها وظیفه خاص خود را دارد. هدف نهایی و هماهنگ همه این سلولها این است که کل بدن یا موجود زنده بتواند به فعالیت خود ادامه دهد و زنده بماند.
فرانچسکا کابرینی، مهاجر ایتالیایی، پس از مشاهده بیماری و فقر در زاغههای نیویورک، سفری جسورانه را آغاز میکند تا شهردار خصمانه را متقاعد کند که برای صدها کودک یتیم مسکن و مراقبتهای بهداشتی فراهم کند...
در منطقه کامارگ فرانسه، نجمه برای کسب پیروزی در مسابقه گاوبازی محلی، تمرینات دشواری را پشت سر میگذارد. پس از اینکه در یک جشن مورد حمله گاو قرار میگیرد، متوجه تغییرات ناخوشایندی در خود میشود. انتشار خبر حضور یک گاو نر خطرناک و سرگردان، وحشت را در میان مردم محلی پراکنده میکند و به مرگ جوانان منجر میشود.
نوجوانی سرکش به نام بینی و پدربزرگ محافظهکارش اهل بیهار پس از یک حادثهی دراماتیک با هم آشنا میشوند. آیا این دو شخصیت متضاد میتوانند شکاف نسلی را پر کنند و بر زندگی یکدیگر تأثیر بگذارند؟
یک گروه از یتیمان پس از اینکه یک بیماری ویروسی جمعیت بزرگسال کشور را از بین میبرد، برای یافتن زندگی جدیدی به سمت جنوب سفر میکنند، اما در آنجا خود را در معرض خطر یک زن روانپریش میبینند که یک راز خطرناک را پنهان کرده است.
کارل کولهوف ۷۰ ساله در یک کتابفروشی کوچک در شهری کوچک کار میکند، جایی که کتابها را بستهبندی میکند تا پیاده تحویل دهد. روزی دختر ۹ ساله شاشا به او در تورهای تحویل کتاب ملحق میشود. او او را "فروشنده کتاب" صدا میزند.
آلیسون (آنابلا ریچ) وقتی خانه رویایی خود را پیدا می کند، یک میخانه روستایی ساحلی آرام، فکر می کند رویاهایش به حقیقت پیوسته اند. او نمیداند که میخانه دارای تاریخچه وحشتناک و غیرقابل توضیحی از شکست و مرگ است که شایعه شده توسط نیروهای غیبت باستانی نفرین شده است.