در یک جنگ وحشیانه میان شیاطین، شکارچیان و دشمنان مخفی، دختری اسرارآمیز به نام «رِزه» وارد دنیای دنجی شده است. او اکنون با مهلکترین نبرد خود روبرو است، نبردی که در دنیایی بیقانون برای بقا، از عشق مایه میگیرد.
مردی گنگ پس از جدا شدن از همسرش دچار آشفتگی میشود. او درگیر ماجرای بسته مواد مخدری میشود که به پیدا شدن چند جسد در خانهاش میانجامد. یک پلیس با انگیزههای شخصی در حال پیگیری این پرونده است.
گریسی آبرامز، خواننده محبوب فولک-پاپ، در آمفیتئاتر مشهور رد راکز کلرادو، یکی از آخرین کنسرتهای تور "راز ما" خود را با تمرکز بر مضامین عشق و پاسخگویی اجرا میکند.
یک زن جوان در بحبوحه مواجهه با چالشهای زندگی، قدرتهای ماوراءالطبیعه خود را کشف میکند. با پدیدار شدن یک نیروی شیطانی، او ناچار است در دنیایی که در حال تحول است، هم تواناییهایش و هم سرنوشت خود را بپذیرد. این اتفاق سرآغاز یک داستان جدید ابرقهرمانی است.
بریل و رابرت در لحظهای که فکر میکنند کابوسشان تمام شده، با آشفتگی زندگی ایدهآل و ظهور چهرههای جدید و قدیمی مواجه میشوند و میفهمند کابوس تازه شروع شده است.
دوروثی مارچ، مشهورترین محقق ۱۲ ساله پاگنده، پس از ۲۰ سال غیبت، ناچار به بازگشت میشود تا با دوستانش متحد شده و سرنخ جدیدی را در جستجوی این موجود افسانهای دنبال کند.
آنا پس از فوت والدینش، غمگین و تنها، برای زندگی به فلوریدا و نزد مادربزرگش میرود. او در آنجا وارد جمعی از نوجوانان میشود، اما مشاهدهی یک عمل خشونتآمیز هولناک باعث میشود او در شرایطی خطرناک و گرفتار قرار گیرد.
زندگی آندرئا، یک زن از طبقهٔ متوسط، زمانی به طور چشمگیری تغییر میکند که پسر ۱۸ سالهاش به اشتباه متهم به جرمی کوچک میشود که مرتکب نشده است و سر از زندان در میآورد. اکنون او باید برای آزادی پسرش بجنگد. این داستان بر اساس یک ماجرای واقعی است.
در جریان تصرف کابل توسط طالبان، سربازان افغان از سفارت فرانسه محافظت میکردند. آنها در بحبوحه هرجومرج، مأموریت خطرناکی برای انتقال ۵۰۰ نفر به فرودگاه داشتند و برای فرار از شهر در حال سقوط، خود را با خطرات جدی روبهرو دیدند.
بازیگر بدهکار، ماریوس دو ویلدوک، پس از رکود، برای دریافت کامل دستمزد، مجبور به بازی در نقش اصلی فیلم کارگردان نویدبخش، ریچارد فاوار، با شرط اجباری شرکت در تور پیشنمایش آن میشود. به این ترتیب، ماریوس ناخواسته همراه با ریچارد و دو نفر دیگر (کولت و لولو)، یک سفر جادهای پرهرجومرج و پرماجرا را در فرانسه آغاز میکند.
نمایشنامهٔ صحنهای مشهور هنریک ایبسن که در سال ۱۸۹۱ نوشته شده، اکنون به شیوهای پرشور و باشکوه (حماسی و احساسی) بازتولید شده است.هددا گابلر که میان حسرت گذشته و خفگی حال گرفتار است، در طول یک شب پُرتنش، تمایلات سرکوبشده را آزاد کرده و خود و اطرافیانش را وارد گردابی از دسیسهچینی و خیانت میکند.
قماربازی که سابقهٔ قمار با ریسک بالا دارد و در ماکائو پنهان شده است، زمانی که گذشته و بدهیهایش گریبانگیرش میشوند، با شخصیتی همسرنوشت و آشنا برخورد میکند. این شخص شاید تنها کسی باشد که کلید رهایی و رستگاری او را در دست دارد.
الکساندر پوشکین، شاعری جوان، محبوب و با استعداد بود که علیرغم شهرت و حمایت اشراف، به دلیل بیپروا بودن دچار تبعید و فقر شد. او سرانجام با یافتن عشق حقیقی، معنای زندگی را کشف کرد و نبوغش شکوفا شد تا به بزرگترین اسطوره ادبی تبدیل گردد.
پیا برای فرصت شغلی در سنگاپور و همراهی با رئیسش، آکی را ترک میکند. سالها بعد که بازمیگردد، آکی را به دلیل گذشته دردناکشان، فردی دگرگون و منزوی مییابد.
نوازندهای سرگردان برای آشتی کردن با یکی از دوستان قدیمیاش راهی سفری میشود. در این سفر، دخترِ یاغیِ معشوقه سابقش او را همراهی میکند. آنها در طول این مسیر، غافلگیرانه به لحظات شادی و جشنهای موسیقایی دست مییابند.
کاپیتان آندرئاس مایر در سوئیس پس از دریافت یک مجسمه چوبی دیو، از مرگ میگریزد. به طور همزمان و مرموزی در فرانسه، پاسبان کنستانس ویویه همان مجسمه را کنار جسد یک تاجر چوب به نام ویکتور کارون، که در یک کلیسای دورافتاده فوت کرده، پیدا میکند. این دو حادثه مشابه که با یک شیء فولکلور مشترک در دو سوی مرز مرتبط هستند، یک راز غیرقابل توضیح را شکل میدهند.
در شرایطی که وفاداری ملی به دروغی بزرگ تبدیل شده، نوجوانی شجاع تصمیم میگیرد برای افشای حقیقت دست به ریسک بزرگی بزند. او که تحت تعقیب گشتاپو است، در کشمکش درونی برای یافتن معنای واقعی یک شهروند خوب آلمانی بودن قرار میگیرد.