ویلی ۱۰ ساله همیشه رویای ابرقهرمان شدن و دستگیری مجرمان در کنار پدر پلیسش را در سر داشته است. با این حال، رویای او با تولد برادر کوچکش، چارلی، نقش بر آب میشود. نه تنها تمام توجهات به سمت این کوچولوی تازه وارد جلب میشود، بلکه ویلی متوجه میشود که چارلی قدرتهای ماورایی دارد.
روبین ۱۱ ساله، دختر جسور و دوستان صمیمیاش که خودشان را "هودز" مینامند، آن قطعه زمین پوشیده از بوته و درختچه در انتهای کوچه بنبستشان را پادشاهی جادویی میدانند.
دو خواهر و برادر که سالها از یکدیگر دور بودهاند، برای یافتن چشمه افسانهای جوانی، دست در دست هم میدهند. آنها با تکیه بر نشانههای تاریخی، سفری پرماجرا و حماسی را آغاز میکنند. در صورت موفقیت، این چشمه جادویی میتواند عمر جاودانه را به آنها هدیه کند.
وودی پس از هفت سال جهانگردی، به ژاپن میرسد و در آنجا با لینلین آشنا میشود. لینلین موهبتی دارد که با لمس افراد میتواند تأثیر احتمالی آنها را بر زندگیاش درک کند.
جهان اِلفی هنگامی دگرگون میگردد که او از هستی دستهای از اِلفکینهای برخوردار از فناوری پیشرفته آگاه میشود؛ دستهای که در قیاس با خاندان خود اِلفی، در زمینه خوشگذرانی و هیجانطلبی بیهمتا هستند. آیا پیوند دوستی هلوی با بو، کمسالترین عضو این دسته، قادر خواهد بود پس از سپری شدن بیش از ۲۵۰ سال، میان دو خاندان اِلفکین صلح و آشتی برقرار سازد؟
واسه میکی، مردن دیگه یه چیز کاملاً عادیه. آخه اون مثل یه ابزار مصرفی (یا مهره سوخته) میمونه که خودش داوطلب شده تا خطراتی که بشریت رو تهدید میکنه، روی خودش آزمایش کنه. هروقت هم که میمیره، دوباره بازسازی میشه و بیشتر خاطراتش هم سر جاش میمونه. ولی خب، چی میشه اگه میکیِ شمارۀ ۱۷ از میکیِ شمارۀ ۱۸ بیشتر زنده بمونه؟
یک محقق پدیدههای فراطبیعی ساکن هلسینکی برای بررسی مجموعهای از مرگهای مرموز در جریان فیلمبرداری یک برنامه تلویزیونی واقعنما به کرالا سفر میکند و در جزیرهای مرموز با موجودی وصفناپذیر از یک آیین دراویدی روبرو میشود.
آنا پس از، از دست دادن دوستش، ایزی، به گربهای که با هم نگهداری میکردند، علاقهمند میشود. اما پس از گاز گرفته شدن توسط گربه، تغییرات عجیبی در او رخ میدهد.
شیائو بای پس از 500 سال بالاخره شو شیان، تناسخ آه خوان را پیدا کرد. آن دو بر روی پل شکسته با هم ملاقات کردند. شیائو بای و خواهرش در خیابانها و کوچهها پنهان شدند و با او و برادر شوهرش لی گونگ فو، زندگی پر جنب و جوشی را در دنیای انسانها آغاز کردند.
کودکان بدون تلفنهای همراهشان در منزل مادربزرگ تنها گذاشته میشوند. زندگی حقیقی برایشان کسلکننده مینماید، تا اینکه طرز ساخت "کرات" را مییابند؛ موجودی افسانهای که هر دستوری از صاحبش بگیرد، اطاعت میکند. اکنون تنها چیزی که به آن احتیاج دارند، خریدن یک روح از اهریمن است.
در نبرد مویه، جیانگ زیا سپاهیان خود را هدایت کرد و موفق شد از تنگه دفاعی عبور کند. شن گونگبائو و تونگتیان جیائوزهو با ادغام نیروهایشان، آرایش کشتار ایزدی را به وجود آوردند تا سلسله ژو و خدایانی را که با آنها مخالف بودند، از میان بردارند. یانگ جیان، نژا و دیگران نهایت کوشش خود را برای دفاع در برابر آنان به کار بستند و در نهایت شن گونگبائو را شکست دادند.
اولیس به سراغ یک مشاور شغلی میرود و در پایان، کلینیک را با توانایی شگفتانگیزی ترک میکند؛ او حالا میتواند با یک لمس ساده، شغل مناسب هر فرد را کشف کند.