همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
ال ماریاچی (آنتونیو باندارس) برای انتقام گیری بازگشته است . او قصد دارد ژنرال مارکوئز را که مسبب قتل همسر او و دخترشان بوده است را بقتل برساند . در همین حال فرد مشکوکی به اسم سندز (جانی دپ)که ادعا می کند مامور سازمان جاسوسی آمریکا است به ال ماریاچی پیشنهاد می دهد که برای کشتن مارکوئز به او کمک خواهد کرد . بزودی مشخص می شود که توطئه ای برای سرنگون ساختن رئیس جمهور فعلی مکزیک از سوی یکی از بزرگترین قاچاقچیان مواد مخدر به اسم باریلو که مارکوئز نیز با او همراه است ، در جریان است...
خانم یوشینو و دخترش تاکاکو، زندگی آرامی دارند تا اینکه با جوانی به نام هیدئو آشنا می شوند. تاکاکو جذب مادرش می شود و مادر نیز به دلیل شباهت هیدئو به معشوقه قدیمی اش، احساس مشابهی پیدا می کند.
چهار زندانی فرار میکنند و در یک صومعه سیسترسی پناه میگیرند، جایی که هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. در انزوا از بقیه جهان، کابوسی در میان فراریان آغاز میشود، کسانی که حاضرند برای محافظت از آزادی خود و راهبانی که گروگان آنها هستند، بکشند.
سه کارمند بانک به طور همزمان قصد سرقت از بانک را دارند، بدون اینکه از بقیه اطلاعی داشته باشند. از سوی دیگر، در بخشی دیگر از شهر، فروشنده ای به دنبال انتقام از یک میلیونر محلی است...
داستان حول محور یک زن قاتل حرفهای میچرخد که گذشتهای پر از درد و رنج دارد. او در جریان یک ماموریت، متوجه میشود که هدف بعدیاش کسی نیست جز معشوق گمشدهاش. این کشف، زندگی هر دو نفر را به کلی دگرگون میکند و آنها را در یک فرار نفسگیر از چنگال یک یاکوزای بیرحم قرار میدهد.
دو جنایتکار برای فرار از دست پلیس، به کلیسایی می روند و در آنجا، عروسی را می یابند که تازه دستگیر شده است. آنها سوار قطاری می شوند و در واگن خالی آن پنهان می شوند.
یک مرد رؤیاهای هولناکی از افراد مرده، از جمله مادرش و قربانیان یک قاتل سریالی محلی، میبیند. کارآگاهِ در حالِ پیگیریِ قتلها برای حلّ پرونده به دنبال کمک او میرود.
پل ویتی اواخر دوران محکومیت خود را در زندان می گذارند . ماموران اف.بی.آی او را زیر نظر دارند و متوجه می شوند او که روزی خطرناک ترین گانگستر نیویورک بوده اکنون وضعیت روانی عجیبی دارد. اداره اف.بی.آی تصمیم می گیرد با دکتر سوبول مشورت کند. از سوی دیگر سوبول نیز خودش مشکلاتی دارد. پدرش بتازگی فوت کرده و این مسئله او را دچار یک بحران هویت نموده که هم در زندگی شخصی و هم حرفه ای اش تاثیر گذاشته است. بعلاوه او می داند همسرش لورا از اینکه بن دوباره پل را وارد زندگیشان کند بسیار خشمگین خواهد شد. در ادامه پل بطور مشروط آزاد شده و با مسئولیت بن تحت مداوا قرار می گیرد و بنابراین بن مجبور است او را به خانه اش ببرد.
«ديويد گيل» (اسيپيسي)، رئيس بخش فلسفه ي دانشگاه آستين يکي از اعضاي گروهي است که براي الغاي مجازات اعدام مبارزه مي کنند. اما او خود به اتهام قتل يکي ديگر از فعالان گروه به نام «کنستانس هاراوي» (ليني) دستگير و محکم به اعدام مي شود. در حالي که سرانجام تحقيقات خبرنگاري به نام «بيتسي بلوم» (وينسلت) نشان مي دهد که براي «گيل» پاپوش دوخته اند...
یک گروه از جنایتکاران خشن به رهبری تونی استون و جان لینچ که یک سادیست جنسی است، با کمک یک مخبر درونی یک سرقت را انجام میدهند. درگیری خونینی با پلیس لس آنجلس رخ میدهد و جنایتکاران دستگیر میشوند. پس از مدت کوتاهی در زندان، گروه با کمک برادر تونی، جسی، از اتوبوس زندان فرار میکنند که ...
ناندو و ویجی برادرانی هستند که در دوران جوانی توسط نامادری خود مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. ناندو، که بیمار روانی است، تصمیم می گیرد نامزد ویجی را بکشد، زیرا او را به عنوان نامادری خود تصور می کند...
نارومی پس از پنج سال دوری بازمیگردد و در این میان با دو زن از گذشته خود و همچنین روسای یاکوزای رقیب روبرو میشود. استخدام او برای قتل یک نفر، اصول جوانمردیاش را به خطر میاندازد.
"یک گنگستر کوچک به نام چاندو با مالک، یک مجری دست پایین برای یک باند جنایی، متحد میشود. آنها با هم تمام دشمنان خود را از بین میبرند و به ترسناکترین گنگسترهای بمبئی تبدیل میشوند."
مردی مخفیانه به زندانی با فناوری پیشرفته می رود تا اطلاعاتی را پیدا کند تا به محاکمه کسانی که همسرش را کشته اند کمک کند. در آنجا او به نقشه ای برخورد می کند که ...
دو پسر به نام های هوشینو و هاسومی از ابتدای مدرسه راهنمایی باهم اشنا می شوند. این فیلم دارای خط داستانی ناپیوسته ای است که از اواسط داستان شروع می شود...