داستان دربارهی هیپو، نوجوانی با رفتارهای خاص، و خواهر ناتنی مجارستانیاش، باترکاپ است که در اواخر دههی نود میلادی در آمریکا، در زیر سایهی مادری با سابقه دستکم یک بار بستری شدن در آسایشگاه روانی، با دشواریهای دوران بلوغ دست و پنجه نرم میکنند.
در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، پسری هفده ساله در حومه شهر سرگردان است. او توسط سربازان شوروی اسیر می شود، سپس آزاد می شود، بعدها یک بار دیگر اسیر می شود - پس از اینکه لباس آلمانی را برای گرما به تن می کندو در یک پادگان دورافتاده زندانی می شود، جایی که با یک سرباز جوان روسی دوستی برقرار می کند...
در یک تابستان داغ، شش مرد و دو زن جوان در ساحل یک رود عمیق با هم آشنا می شوند. پس از مدتی آنها شنا کرده و یکی از پسران تصمیم می گیرد به اعماق آب شنا کند و...
یک دیپلمات آمریکایی و نامزدش وارد دنیای مخوف در بوداپست مجارستان می شوند تا بفهمند چه کسی با یک فیلم که از آنها با یک روسپی گرفته شده است آنها را سیاه نمایی می کند.
داستان چند نسل از یک خانواده به نام پیچاندا (۱۸۸۷-۱۹۱۷) به تصویر کشیده میشود که زندگی آنها با ساختار یک کندوی زنبور عسل مقایسه شده است. در این مقایسه، ملکه زنبور نماد ریشهها و سنتهای خانوادگی است و خانواده پیچاندا در طول زندگی خود با مسائلی چون عشق، کار، بحران و جنگ روبرو میشود و مرز بین واقعیت و رویا در زندگی آنها در هم تنیده است.
پیتر به زادگاه خود در ترانسیلوانیا، والان، باز می گردد، جایی که جسدی در کوه های پوشیده از برف پیدا شد. تحقیقات درباره خواهر گمشده 22 ساله اش، او را به پیچ و خم گناهان کبیره حال و گذشته می کشاند، جایی که باید...
والدین میکلوس فنوی به کشور کمونیستی مجارستان بازگشته و در مرکز شهر ساکن شدند ، در حالی که همه مردم از آنجا فرار کرده یا در حال فرار به کشورهای غربی و مخصوصاً ایالات متحده اِمریکا میباشند. برای میکی جوان، آمدن از کشور آزادی مثل اِمریکا و ورزشهای لذت بخش و پوشیدن لباسهای تابستانی سبک هاوایی به همچین جایی که مملو از شورش و نزاع است و دستخوش دیکتاتوری نظام است ،کار راحتی نیست..
خانواده گیوری مورر در آستانه رفتن به تعطیلات هستند، اما به جای چهار گذرنامه، فقط سه گذرنامه به دستشان میرسد. آنها به جای اینکه با یک ماشین آلمانی و مدارک همراهش به غرب بروند، گردشگرانی خواهند بود که از غرب میآیند.
در روستای کوچک راتوت، هر مرد نام "بِلا" نامیده میشود. زمانی که یک زن باردار می شود ، او را جوزی نام میگذارد.تقریباً دو دهه بعد، جوزی باردار میشود.....