⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
یک زن جوان چیزی بیش از یک خانه را به ارث می برد، زیرا روح عمه غریب و عجیب و غریبش در حال ماندگاری است، و از او ناامید می شود تا او را به کشف راز خانواده سوق دهد.
وینود، 29 ساله، در حین زندگی در کاروناگاپالی و کار در دفتر برنامه ریزی تیرووانانتاپورام، برنامه های دقیقی را برای سفر، کار و فعالیت های روزانه با قطار دنبال می کند.
ستاره ملی پیست، Na Aeri، و رقیب همیشگیاش «Hany» ملحق میشوند، این دو در یک مسابقه رویداد ویژه به نام «Street Run» در کوچههای شهر شرکت میکنند، جایی که با ستاره دنبالهدار در حال ظهور «Rapid Ju» روبرو میشوند.
یونگسو، ماهیگیری جوان و درمانده، برای بهبود وضعیت زندگی همسر ویتنامی و مادر سالخوردهاش، نقشهای برای کلاهبرداری از بیمه میکشد که شامل صحنهسازی ناپدید شدنش است.
این فیلم، اضطرابهای کابوسوار زندگی یک زن مدرن را به تصویر میکشد، جایی که حتی جایگاه اجتماعی هم نمیتواند از خصومتهای ریشهدار یا ترس از انتقام جلوگیری کند و «جامعه متمدن» چیزی جز یک توهم نیست.
چهارده تیم از کارآفرینان برنامهنویس. سه دقیقه برای ارائه. یک فرصت برای تأمین مالی طرحهایشان. خودتان را در Angelhack، یکی از رقابتیترین هکاتونهای جهانی، غرق کنید.
یک دزد ماهر در تلاش برای جلب محبت یک رقیب زیبا، خطر مرگ را به جان میخرد تا از نیات پنهانی یک مرد ثروتمند و به ظاهر جاودانه، اما مطمئناً بیرحم و گوشهگیر مطلع شود.
داستان عاشقانهای بین یک "نیمهملکه" که توسط افراد مختلف نگهداری میشود و مبتلا به سل است، و یک بورژوای جوان شهرستانی. اقتباسی از رمان "بانوی کاملیاها" نوشتهی الکساندر دوما، پسر.
پاریس، تابستان 1979. آن تولید کننده پورن ارزان همجنس گرایان است. وقتی لوئیس، تدوینگر و همراهش او را ترک میکند، سعی میکند با ساختن فیلمی جاهطلبانهتر با آرچیبالد پر زرق و برق، او را پس بگیرد.
کریس، سلینا و جی برای ساخت مستند جدیدشان درباره پدیدههای ماوراءالطبیعه، به خانهای متروکه در دل جنگل میروند. در آنجا، آنها با یک روح باستانی و خبیث روبرو میشوند.
زنی جوان دست به خودکشی زده و هیچ توضیحی برای همسر داغدارش به جای نمی گذارد.فیلم از طریق فلشبکها نشان می دهد آنها چگونه با یکدیگر آشنا شده،ازدواج کرده و در نهایت زن چگونه در القای شیوه زندگی خود به همسرش ناموفق می شود و...
هی سی، دختر نیمه فلج، پس از 17 سال به خانه بازمی گردد، اما پدرش به طور مرموزی ناپدید می شود. نامادری زیبا و مهربانش، یک پزشک شخصی ظریف، یک راننده جوان و قوی، و یک خدمتکار دلسوز از او استقبال می کند.
هر بدنی از تعداد بیشماری سلول تشکیل شده که مثل یک ارتش منظم عمل میکنند. هر کدام از این سلولها وظیفه خاص خود را دارد. هدف نهایی و هماهنگ همه این سلولها این است که کل بدن یا موجود زنده بتواند به فعالیت خود ادامه دهد و زنده بماند.
فرانچسکا کابرینی، مهاجر ایتالیایی، پس از مشاهده بیماری و فقر در زاغههای نیویورک، سفری جسورانه را آغاز میکند تا شهردار خصمانه را متقاعد کند که برای صدها کودک یتیم مسکن و مراقبتهای بهداشتی فراهم کند...