همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
یوکیه، کوئیچی و آکیرا سه آدم ولگرد هستند که به دنبال جایی برای ماندن میگردند. کمی بعد از مستقر شدن، این هیپیها وارد یک سبک زندگی اشتراکی میشوند. آنها با هم غذا میخورند...
نورا و جیمز، که زمانی موفقترین همکاران در یک آژانس تبلیغاتی برجسته در نیویورک بودند، حالا رقیبانی سرسخت شدهاند. آنها برای به دست آوردن یک مشتری بسیار ارزشمند، که یک کارخانه تولید بستنی محلی با محصولاتی بینظیر است، با یکدیگر رقابت میکنند.
نیکا با دلی شکسته به کمپ هرایا میرود تا به دوستانش، الن و تونی، ملحق شود. در آنجا، او با رالف و دوستانش که مشغول برگزاری جشن تولد هستند، ملاقات میکند. این فیلم با حضور مجموعهای از ستارگان VMX، شور و هیجان زیادی را به بیننده منتقل میکند.
خدمه ناو یواساس تایتان در آستانه جنگ جهانی سوم با روسیه قرار میگیرند. در همین حین، یک فرد قاچاقچیِ در یکی از لولههای اژدر ناو پیدا میشود. کاپیتان بنکس نگران است که او جاسوس روسیه باشد، اما این زن چیزی بسیار خطرناکتر از یک جاسوس است.
بایارد راستین، فعال حقوق مدنی، با وجود مخالفتها و تبعیضها، راهپیمایی واشنگتن در سال ۱۹۶۳ را سازماندهی کرد. این راهپیمایی یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ حقوق مدنی بود و باعث شد که توجه جهانی به حقوق سیاهپوستان جلب شود...
یک دانشآموز که تواناییهای ماورایی دارد، در خواب آینده را میبیند و متوجه میشود که اتفاق بدی در یک سفر کوهنوردی برای او و دوستانش خواهد افتاد. او تلاش میکند دوستانش را از این سفر منصرف کند، اما آنها حرفش را جدی نمیگیرند و به او اعتماد نمیکنند.
تام، تنیسباز حرفهایای است که اکنون در یک جزیره تفریحی سرگردان شده. او در حال حاضر به عنوان مربی در یک هتل تفریحی مشغول به کار است و بیوقفه با توریستها توپ میزند. زمانی که با خانوادهای توریست ملاقات میکند، به نظر میرسد راه فرار از وضعیت فعلیاش را یافته است.
بیلی (با بازی بیلی سیاپوترا) که دیوانهوار عاشق دوستدخترش است، تمام پولهای اولگا (با بازی اولگا سیاپوترا) را خرج میکند. این کار باعث میشود که او توسط چند خلافکار تحت تعقیب قرار بگیرد. بیلی برای جبران و کمک به اولگا، تصمیم میگیرد برای پیدا کردن گنج به یک جزیره برود.
آندوی، با انتشار کلیپهای بامزه و خندهدار از تلاشهای برادرش جویال برای نشان دادن عشقش به الکساندرا، باعث شد که هر دوی آنها به شهرت زیادی در فضای مجازی دست پیدا کنند.
یک زن تاجر جوان برای غلبه بر رقیبش، یک کلاهبردار خوشسر و زبان را استخدام میکند. اما همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود، چرا که او فردی غیرقابل اعتماد است و بدتر از آن، رابطهای عاشقانه میان آنها شکل میگیرد.
مردی درمانده که مشتاق است حلقه نامزدی نامزدش را پس بگیرد، تصمیم میگیرد تختشان را بفروشد؛ اما متوجه میشود که این تخت به صحنهای برای دیدارهای پرشور، آرزوهای ممنوعه، و زندگی درهمتنیدهی عشاق گرفتار بین عشق، شهوت و بقا تبدیل شده است.
جی وونگ یک بازنده است که نمیتواند شغلی پیدا کند، بنابراین برای گرفتن پول به مادرش دروغ میگوید. اما مادرش یک روز ناگهان پول دادن به او را قطع میکند و او بیخانمان میشود. با این حال، همان روز، نجات به شکل هونگ سیل، که فوقالعاده خسیس است، از راه میرسد. سرگرمی او رفتن به بانک برای سپردهگذاری پول و تخصصش فروش بطریهای شیشهای خالی و روزنامههای قدیمی برای کسب درآمد است.
یک نگهبان مدرسه در لسآنجلس که دچار مشکل و پریشانی است و از یک تراژدی خانوادگی رنج میبرد، پس از دیدن نوری مرموز در آسمان، تصاویر عجیبی میبیند. با نزدیک شدن زمان زایمان همسرش، او با زمان در حال مسابقه است تا قبل از اینکه وسواس فکریاش او را کاملاً در خود ببلعد، با شیاطین درونیاش روبهرو شود.
این داستان دلنشین، روایتگر بزرگ شدن دو دختر پلیس است که در مسیر پر پیچ و خم زندگی، با عشق، دوستی و چالشهای آن روبرو میشوند و پیوند عمیق میان آنها به بوته آزمایش گذاشته میشود.