ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
جین آستن کلاسیک به یوتای امروزی پیوند زده شده است. در حالی که هم اتاقی های او در دانشگاه در جستجوی عشق هستند، الیزابت بنت نویسنده مشتاق بر حرفه خود تمرکز می کند اما دائماً خود را در حال مبارزه با تاجر مغرور ویل دارسی می بیند...
سیریل، یک بازنده با تخیل روشن، به یک شیطان در سرش اجازه می دهد تا کنترل زندگی او را در دست بگیرد. از آنجایی که وقایع از کنترل خارج می شوند، سیریل باید با شیطان مبارزه کند تا دختر رویاهایش را نجات دهد...
تینا که مصمم به رها شدن از آشفتگیها و غلبه بر شیاطین درونی خود بود، دستکشهای بوکس خود را پوشید و برای افزایش عزت نفس خود به داخل رینگ بوکس قدم گذاشت.
مادر و دختری که به بیماری عجیبی دچار شدهاند، برای یافتن درمانی مناسب، عازم سواحل اسپانیا میشوند. در این سفر، دختر به واقعیتی متفاوت پی میبرد که از دنیای تحت کنترل مادرش بسیار دور است.
اسماعیل گوزمان، یک محیط بان پرمشغله، هر روز در یک کوه گشت می زند و به دنبال شکارچیان غیرقانونی می گردد. اورلاندو ونیک مالک مزرعه و شکارچی است. هر دو به روش خود به کوه احترام می گذارند، اما استفاده ای که از آن می کنند آنها را در مکان های متضاد قرار می دهد...
یک مامور سابق عملیات ویژه که برای دیدار همسر و فرزند خود به شهر پمپی میرود. در همان زمان آتشفشان آن شهر فوران می کند و خانواده او در گیر نجات خود از شعله های آتشفشان می شوند...
«ديو بازنيک» (سندلر) تاجر خونسرد و آرامي است که پس از يک سلسله سوء تفاهم هاي غريب محکوم مي شود که يک دوره ي روان درماني «مهار کردن خشم» را بگذراند. ديري نگذشته که «ديو» خود را با «دکتر بادي رايدل» (نيکلسن)، روان درمان گري معروف رودررو مي بيند...