ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
کارگردان مایکل آپتد پس از هفت سال انتظار دوباره به همان گروه بزرگسالان متولد بریتانیا میپردازد. با آزمودنی ها در مورد تغییراتی که در طول هفت سال گذشته در زندگی آنها رخ داده است مصاحبه می شود...
اسکوبی دو و دستهی از دوستانش تصمیم میگیرند که یک کروز ترسناک را به مثلث برمودا، یک منطقه افسانهای و مرموز در اقیانوس اطلس، برگزار کنند. در این سفر، وقایع و رویدادهای ترسناک و ناشناختهای رقم میخورد که باعث ترس و هیجان گروه میشود...
برای بیش از 30 سال، ماریون استوکس با وسواس و به طور خصوصی اخبار تلویزیون آمریکا را 24 ساعت شبانه روز ضبط می کرد و 70000 نوار VHS را پر می کرد، جنگ ها، برنامه های گفتگو و تبلیغات را ضبط می کرد که به ما نشان می دهد تلویزیون چگونه دنیای امروز را شکل داده است...
نوئی، یک ستاره راک از جامعه مادیستی تایلند خسته شده و به دنبال آرامش و صلح است. او با ورود به دنیای راهبان، به آرامش و صلح دست پیدا میکند. حالا نوئی، راهب جوان، خودمطمئن و سرسخت است که باید با موقعیتهای بسیار خندهدار با همراهان جدیدش مواجه شود ...
صاحب موزه موم، هرمان و پدربزرگ مونستر را به سرقت جواهرات متهم میکند. هرمان و پدربزرگ مونستر باید بیگناهی خود را ثابت کنند و سارقان واقعی را پیدا کنند...
داستان از دوستی دو دختر جوان در سرزمین اوز آغاز میشود؛ یکی به دلیل ظاهر متفاوتش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و دیگری محبوب همه است. اما پس از رویدادی مهم، دوستی آنها به چالش کشیده میشود.
در شب بارانی دوم اکتبر ۱۹۶۸، هشت نفر که در یک ایستگاه اتوبوس دورافتاده منتظر اتوبوس به مقصد مکزیک سیتی بودند، شروع به تجربه یک پدیده عجیب و غریب کردند.
ایچابود کرین، یک آموزگار یانکی، به روستای خوابآوران میآید و عاشق کاترینا ون تاسل میشود. بروم بونز، نامزد کاترینا، میخواهد ایچابود را از سر راه خود بردارد. او لباس شبح سربریده را میپوشد و ایچابود را میترساند. ایچابود از ترس میگریزد و دیگر هرگز دیده نمیشود...
وقتی یک کلانتر شهر کوچک چیزی را که به نظر او تلاشی برای آدم ربایی است، مشاهده می کند ، تلاش او برای نجات زیباروی گرفتار در دردسر، او را در مسیری پر از حادثه و خنده قرار می دهد...