همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
موریس که به اجبار برای ترک اعتیاد و سر و سامان دادن به زندگیاش به مرکز "رویای شیرین" فرستاده شده، برای بازگشت به زندگی عادی، مربیگری تیمی آشفته از همخانههایش در سافتبال را قبول میکند.
در روستای دولین، که گویی در لبه غربی ایرلند آویزان است، گروهی از نوازندگان در دنیایی که به سوی مدرنیته گام برمیدارد، با موسیقی به دنبال شادی و همبستگی هستند.
زنی که از درمان سرطان خود امتناع میکند، به همراه همسر و بهترین دوستش راهی سفری جادهای در تاسمانی میشود تا پیش از مرگ، لیست آرزوهای خود را تکمیل کند.
داستان والنتینا، پیانیست جوان و دیوید، مخترع همسایه او که با وجود تنفر دیوید از سر و صدا، دیوار نازک بین آپارتمانهایشان، عاملی برای نزدیک شدن این دو نفر به یکدیگر میشود.
اتینه، پدر جوانی است که دخترش روزا حالا به سن نوجوانی رسیده، باید با این واقعیت کنار بیاید که دخترش آماده است تا مستقل شده و زندگی خود را به دور از او بسازد...
هریش و شیلا، زن و شوهری که با بازرس محل درگیری مختصری پیدا میکنند. هنگامی که دعوا بالا میگیرد، آنها ناچار به رویارویی با مادان، افسر پلیسِ مسئولِ تحقیقات این پرونده میشوند.
لوسی، زن مجردی که بازیگر و مادر هم هست، به دنبال یافتن خود، عشق و شغل مناسب است. این کمدی رمانتیک بر اساس رمانی پرفروش ساخته شده و به این پرسش میپردازد که چند رابطه عاطفی برای یافتن عشق به خود و زندگی لازم است.
دو دوست دوران کودکی که در نوجوانی در یک رستوران کار میکردند، پس از مرگ صاحب رستوران، آن را به ارث میبرند. اما این ارثیه یک شرط دارد: آنها باید ظرف سه هفته با هم ازدواج کنند تا بتوانند رستوران را صاحب شوند. هر دوی آنها مجرد هستند و برای پیدا کردن "مورد مناسب" با عجله به دنبال شریک زندگی میگردند.
هانا اسونسن برای تدریس در یک کلاس شیرینیپزی در کالج شهر دعوت میشود، اما تجهیزاتش دستکاری میشود و انفجاری رخ میدهد که توسط آتشنشانی به عنوان یک حادثه تلقی میشود. به زودی، یکی از همکارانش به قتل میرسد و هانا شروع به کنار هم چیدن قطعات پازل رمز و راز قتل میکند. هانا برای جمعآوری سرنخهای جرم و جنایت و کنار هم چیدن آنها به دوستان و خانوادهاش تکیه میکند و با ورود چاد نورتون (وبستر)، دادستان شهر لیک ادن، با جنبهای متفاوت از قانون و نظم روبرو میشود.
یک زن ژاپنی-کانادایی در حالی که خانواده خود را به یک سفر تفریحی میبرد، با مرگ مادرش دست و پنجه نرم میکند. زمانی که رابطه او با شوهرش بر امنیت عاطفی فرزندانش تأثیر میگذارد، خانواده برای همیشه تغییر میکند.
در دنیای قمار غیرقانونی و پرخطر، نیک صاحب یک عمارت کاشته داری رو به زوال است. او مجذوب هوش، جسارت و جذابیت دایانا، آسِ بازی، و مصمم به شرط بندی روی او است.
گروهی از نوجوانان تنها که از انزوا رنج میبردند، یک جامعه آنلاین تشکیل دادند و در تنهایی خود با یکدیگر پیوند برقرار کردند، اما باورهای جمعی آنها واقعیت را تحریف کرد.
نادیا، تنها بازمانده از سرنوشت غمانگیز خانوادهاش، با سایه سنگین فداکاری پدرش روبرو است و در حالی که با زندگی در آستانه خطر روبرو است، تلاش میکند تا با آن کنار بیاید.
گاهی اوقات بزرگترین ترس ما پذیرش این است که کسی میتواند صادقانه ما را به خاطر کسی که هستیم دوست داشته باشد. نیکا و ریگل آمادهاند تا این موضوع را با هم کشف کنند...
داستان عاشقانهای در دوران بلوغ که زندگی یک خلاق جوان را دنبال میکند. او در حالی که با فشارهای عشق، خانواده و فرهنگ برزیلی خود در نیوآرک، نیوجرسی روبرو است، باید با آیندهای نامشخص کنار بیاید...
سیتیو و آنا در آسانسور گیر میکنند و در پنجمین سالگرد ازدواجشان به شدت با هم بحث میکنند. آنها برای رهایی از این مخمصه، مجبور به همکاری با یکدیگر میشوند.
آنتونی مادو، پسر نیجریهای را دنبال میکند که پس از ویدئویی که او را در حال رقصیدن باله پابرهنه در خیابانی بارانی در خارج از لاگوس نشان میداد، تبدیل به یک هیجان در فضای مجازی شد.
یک مرد درگیر تمام کردن اقتباس انیمیشنی خود از رمان ناباکوف است، همزمان سمینار تحصیلات تکمیلی درباره گتسبی بزرگ را تدریس میکند، و فقط شش ماه دیگر زنده است.