فیلم شامل دو داستان است. داستان اول دربارهی ناتسومه است که به یوکای کوچکی به نام میتسومی برای بیدار کردن یوکای مقدس گانتتسو کمک میکند. داستان دوم دربارهی ورود یک بازدیدکنندهی مرموز است.
میتسوها میامیزو دانشآموز دبیرستانی در ژاپن که از زندگی در روستا خسته شده، آرزو دارد در زندگی بعدی خود تبدیل به پسری خوشسیما در توکیو شود. تاکی تاچیبانا نیز یک پسر نوجوان دبیرستانی اهل توکیو است. زمانی که یک ستاره دنبالهدار به زمین نزدیک می شود، آرزوها و زندگی آنها دستخوش تغییر می گردد و در یکی از روزها تاکی و میتسوها متوجه میشوند که بدنشان با یکدیگر تعویض شده است و ...
یک تکتیرانداز مرموز Shuichi Akai را مورد هدف قرار داده. مردم توکیو را وحشت فرا گرفته. هیچ کس هیچ چیزی درباره این تکتیرانداز مرموز نمی داند. حال آیا Shuichi زنده می ماند؟ ...
در خط زمانی متفاوتی ژاپن پس از جنگ به مناطق جداگانه تقسیم شده است. در یکی از این مناطق به نام "هوکیادو" برج بلندی ساخته شده است که حتی از توکیو نیز قابل رویت است. در تابستان سال 1996 سه دانش آموز به هم قول می دهند به وسیله هواپیمای دست ساز خود از مرز بگذرند و راز برج را فاش کنند...
یک کامیون که حامل تانکری است در حال عبور از بزرگراه مورد حمله هلیکوپتری ناشناس قرار می گیرد و تانکر آن منفجر میشود. غافل از اینکه داخل آن تانکر پر از نوعی ویروس بسیار مهلک بوده. حالا این ویروس در تمام سطح شهر پخش شده و جان افراد را تهدید می کند. دولت برای خرابکاری که عامل این فاجعه است جایزه ای تعیین می کند، و یک جایزه بگیر بنام «بیباپ» برای گرفتن آن دست به کار می شود...
نبرد تُکوگاوا سال ها قبل به پایان رسیده. ولی هنوز عده ای وجود دارن که از نتیجه ی جنگ راضی نیستن. شیگوره تاکیمی کشته شدن دوست ها و خانواده ش رو در طول جنگ با چشمای خودش شاهد بود و حالا در حال جمع کردن یک گروه برای شورش علیه حکومته. تنها کسی که می تونه جلوی شیگوره رو بدون خونریزی بگیره کنشین هیمورا هستش اما...
کودو شینچی یک کارآگاه هفده ساله دبیرستانیه که مردم اونو شرلوک هلمز جدید میدونن. اگر چه اون یک شب بعد از ملاقاتی که با معشوقه ی دوران بچگیش ( ران ) داشت ، شاهد یه معامله غیر قانونی بود . توسط معامله کننده ها گیر افتاد و بیهوش و به او دارویی تززیق دادند که قرار بود اونو بکشتش … اما او بیدار شد و خودش رو یه پسر بچه هفت ساله دید . و برای این که کسی که باهاش این کارو کرده پیدا و دستگیر کنه هویت خودش رو رو مخفی کرد و با ران زندگی خودش رو شروع کرد . پدر ران یک کارآگاه بی عرضه است که توسط شینچی به یک مرد معروف و مشهور تبدیل میشه ولی ...
درباره ی پسری به نام ناتسومه تاکاشی است که از بچگی با یه مشکل بزرگی سر و کله میزده و اونم اینه که میتونه موجوداتی به نام یوکای ها و آیاکاشی ها رو ببینه. یوکای ها موجوداتی هستن که به چشم هرکسی دیده نمیشن و همین عامل باعث میشه تا هر زمان که ناتسومه از یوکای ها و اذیتهاشون با اطرافیانش صحبت میکنه و یا به کارهاشون عکس العمل نشون میده اونو متهم به دروغگویی میکردن و یه بچه غیر عادی میدونستن. ناتسومه پدر مادرشو در بچگی از دست داده و از همان زمان بین اقوام مختلفش زندگی میکرده و از اونجاییکه ناتسومه رو بچه ی مشکلدار و عجیب غریبی میدیدن که حرفها و کارهاش باعث ترسشون میشد هیچ خانواده ای مدت طولانی اونو نگهداری نمیکردو...
زندگي در ژاپن فئودال آسان نيست. خصوصا حالا که فضاييها آمده و همه چيز و همه جا را به تصرف خود درآوردهاند! خب البته، اوضاع بيمه و بهداشت عالي شده، اما ممنوعيت عمومي استفاده از شمشير، بسياري از ساموراييهاي شکستخورده را با تصميم سختي روبهرو ساخته که همانا انتخاب مسير زندگي آيندهشان است! اين موضوع، خصوصا در مورد افرادي از جمله گينتوکي ساکاتا صدق ميکند که به شغل درازمدت و منظمي پايبند نيستند. اين شد که گينتوکي، دنبال شغل آزاد رفته و هر کاري به او پيشنهاد شود، ميپذيرد، البته تا جايي که حقوق آن به اندازهي کافي باشد. اما ...
داستان حول خانواده ماتسونو میگرده،شش پسر موزی و شیطون(کسایی که به اسم شش قلو ها معروف)این شش قلوها که بزرگترینشون اوساماتسو،عاشق یک دختر میشن توتوکو.این شش پسر ماجراهای جالبی رو شروع میکنن.
داستان تو یه جای دنج و دورافتاده میگذره که خدایا و آدمها با هم زندگی میکنن. یه جوون به اسم ایچیو (Ichiyō) میره دنبال خدایایی که گریختن و تو قلمرو پراکنده شدن تا بگیرتشون. با کمک یه خدای زیرمجموعه به اسم تنکو (Tenkō)، ایچیو دنبال چهار خدای بدذاته که سرنوشت قلمرو بهشون بنده.
میسومی ماکوتو، دانشآموز دبیرستانی توسط خداوند تسوکیومی به یک دنیای فانتزی فرا خونده میشه تا به یه قهرمان تبدیل شه. ولی بقیه افراد قدرتمند در اون دنیا از بودنش خوشحال نبودن و به محض اینکه تسوکیومی اعلام کرد ماکوتو خودش باید راهشو تو این دنیا پیدا کنه، اون رو به حاشیه دنیای خودشون روندن. حالا همه چیز به خود ماکوتو بستگی داره تا مسیرش رو تو این دنیا پیدا کنه!
ماموریتی به قدری چالش برانگیز و خطرناک که برای بیش از یک قرن ناتمام مانده است. در حالی که جادوگران بیشماری برای رسیدن به این هدف طاقتفرسا تلاش کردهاند، نتایج آنها با شکست قاطع یا بدتر به پایان رسید. با این وجود، ناتسو دراگنیل و دوستانش - لوسی هارتفیلیا، گری فولباستر، ارزا اسکارلت، و وندی مارول، همراه با هپی و چارلز فوقالعاده - بلندپروازانه این تلاش را آغاز میکنند.
در زندگی قبلی خود در ژاپن امروزی، او کنزابورو توندابایاشی، یک کارمند دولتی 52 ساله بود - و اکنون او شرور است! کنزابورو که دوباره در نقش گریس اوورین متولد شده است، شرور موی مته بازی اوتوم که دخترش آن را انجام می داد، کاملا گیج شده است. کنزابورو از اطلاعات کمی که در اختیار دارد میداند که باید یک دختر نجیب مغرور باشد، اما پیرمرد منضبط به سادگی قادر به انجام چنین رفتاری نیست. هاله آرام و مهربان او او را به دوستی با قهرمان می کشاند و او را به عنوان اوج ظرافت در بین دانشجویان دوست دارد. کنزابورو در حالی که سعی میکند داستان را در مسیر خود نگه دارد، باید از سالها تجربهاش در نیروی کار، آداب کامل ژاپنیاش، و اخلاق خانوادگیمحور خود استفاده کند تا با بچههای دیگر همخوانی داشته باشد.
مینامی آئوبا، دانشآموز دبیرستانی، هیچ نقطه قوت یا آرزویی ندارد و نگران این است که زندگی خود را به عنوان یک شخصیت کوچک زندگی کند - صرفاً به عنوان "دهکده A" فارغ التحصیل شود. بنابراین، او در جستجوی منحصربهفرد بودن، «چیزی خاص» خود، از مدرسه فرار میکند. به طور غیرمنتظره ای، او اولین برخورد خود را با گلف دارد که با یک محدوده رانندگی روبرو می شود و یک گلف باز نیمه وقت و نابغه هاروکا آکان به او نزدیک می شود. مینامی بینظیر به همراه هاروکا و اینفلوئنسر آیاکا هوشیمی تبدیل به یک مبتدی فوقالعاده میشود که آماده است تا چوب گلف خود را بچرخاند – با هدف لحظهای که او به «پروتاگونیست» تبدیل شود.
کازوما ساتو پس از یک تصادف رانندگی، به دنیای فانتزی منتقل می شود. او با الهه ای به نام آکوا همراه می شود که می خواهد بسیاری از مشکلات این دنیا را حل کند. کازوما فقط می خواهد در آرامش زندگی کند، اما آکوا او را به ماجراجویی می کشاند.
در آینده ای دور، فضای استعمار شده توسط یک دشمن مرموز به نام UE مورد حمله قرار می گیرد. قهرمان داستان، فلیت آسونو، یک گاندام را تولید می کند تا از مستعمرات در برابر UE دفاع کند.
هشت سال پس از جنگ یک ساله، اتحادیه زمین یک نیروی نخبه به نام تایتانها را برای شکار باقیماندههای زئون ایجاد میکند. وقتی تایتانها هیچ بهتر از زئون نباشند، گروه مخالف اتحاد زمین (AEUG) برای بازگرداندن صلح در فضا تشکیل میشود. این گاندامها توسط پنج جوان خلبان رانده میشوند که امیدها و رویاهای آزادی ساکنان مستعمرات را با خود همراه دارند وقتی که به زمین فرود میآیند تا عملیات شهاب را شروع کنند.
انیمه معروف که در ایران آن را با نام (آنشرلی با موهای قرمز) می شناسیم. داستان در مورد دختری یتیم به نام آنه (آنشرلی) هست که شکل گرفتن شخصیتش تا سن 17 سالگی به تصویر کشیده شده است.
تو یه زندان تو ژاپن جوتارو کوجوی ۱۷ ساله زندگی می کنه: یه آدم وحشی، مبارز و خلافکار که یه نیروی غیر قابل کنترل تسخیرش کرده! سرتاسر دنیا نیروهای شیطانی در حال بیدار شدنن: “استند”ها، موجودات وحشتناک نامرئی که به حاملاشون قدرتهای بی نظیری می دن.جوجو برای نجات مادرش باید نیروی تاریک وجودش رو مهار کنه و به مصر سفر کنه تا خون آشام صد ساله ای که دنبال خون اعضا خونواده اشه رو شکست بده. ولی این راه رو به این آسونی نمی شه رفت؛ چون دشمنان زیادی قصد دارن در مقابلش ایستادگی کنن .
بعد از سه سال غیبت، ناروتو به روستای خود باز میگردد و با دوستان قدیمی خود ملاقات میکند. اما شادی این دیدار طولی نمیکشد چون گروه شرور آکاتسوکی دست به کار شده و قصد دارند نقشههای شوم خود را عملی کنند. ناروتو و همتیمیهایش باید با آنها مبارزه کنند و تواناییهای خود را نشان دهند. در این راه، ناروتو با چالشها و تصمیمات دشواری روبرو میشود که باید با آنها کنار بیاید. هدف اصلی او همچنان پیدا کردن و نجات دادن دوست قدیمیاش، ساسوکه است.
سال ۱۹۲۸ بعد از میلاد،نیویورک،آمریکا بعد از جنگ جهانی اقتصاد شکوفا شده و البته حضور چیزی تاریک تر و گناهکارانه تر خیلی بیشتر از گذشته احساس می شود،گناهکاران شیطانی.مجدلیه دستور تشکیل گروهی را می دهد تا این نیرو را نابود کنند دو تن از این گروه روزت کریستوفر و و دستیارس چورنو هستند. آنها هر دو عضو سازمانی این چنینی بوده اند هر چند هدف اصلی انان پیدا کردن برادر گمشده روزت،جوشو می باشد.
در دنیای Remnant، مکانی که علم و افسانه ها در کنار هم قرار دارند، تمدن بشری گرفتار هیولاهای مرگباری است که به نام گریم شناخته می شوند. برای مدتی، اگر قهرمانی کسانی که سوگند یاد کرده بودند از بشریت محافظت کنند - شکارچی ها و شکارچی ها، پیروزی گریم کاملاً قطعی به نظر می رسید. این جنگجویان در مدارسی مانند آکادمی بیکن، جایی که روبی با ویس و بلیک ملاقات میکند، آموزش دیده و در تیمهایی جمع میشوند - تیم RWBY را به همراه خواهر روبی، یانگ، تشکیل میدهند. در حالی که تیم RWBY برای تبدیل شدن به بزرگترین شکارچیانی که دنیای Remnant تا به حال شناخته است، مطالعه می کند، با تهدیدی هولناک روبرو می شوند...
انیمه Lucy in Australien (مهاجران) روایتگر ماجراهای خانوادهای انگلیسی میباشد که همواره آرزوی راه اندازی مزرعهای را دارند. آنها برای برآورده کردن این آرزو، به استرالیا میروند و تصمیم میگیرند که کار خود را شروع کنند. اعضای خانواده در این راه، با مشکلات بسیاری رو به رو میشوند و ....