کلمنس و رو، گربهاش، برای تعطیلات از پاریس به حومه شهر میروند. رو در حومه شهر از دیدن حیوانات و طبیعت لذت میبرد. او با کالین، گربه سفیدی که در جنگل زندگی میکند، دوست میشود.
در شب کریسمس، گرگ باید به جای گذراندن وقت با خانواده، به یک حلقه مواد مخدر نفوذ کند. بابانوئل او را به یک فیلم کریسمس می فرستد تا به خانواده قهرمان کمک کند، اما یک نقص طلسم، قهرمان را وارد ماموریت خطرناک گرگ می کند.
دوستان ایو برای جشن تولد 50 سالگی او برنامه ریزی کرده بودند که او را به پاروس، جزیره آفتابی یونان ببرند. اما به دلیل لغو پرواز، تعطیلات در خانه خانوادگی ایو در بریتانی برگزار خواهد شد...
یک دستیار تولید برای ساخت فیلم آموزشی ایمنی شغلی برای یک شرکت چند ملیتی، مجبور میشود داستان مصاحبهشونده را بازنویسی کند تا با روایت شرکت مطابقت داشته باشد...
یک دختر هجده ساله در حال کنار آمدن با مرگ ناگهانی پدرش است و زندگی او وقتی آخرین خواسته او را برای دفن در زادگاهش در امتداد میسیسیپی انجام می دهد، مسیری غیرمنتظره می گیرد...
وقتی مارگوت، دانشجوی سال دوم کالج با رابرت بزرگتر از خود قرار ملاقات میگذارد. او متوجه میشود که این رابرت با رابرتی که او در مورد پیامهای متنی با او معاشقه میکرده است، فرق دارد.
داستان درباره یک مردی است که توانایی ورود به خاطرات افراد دیگر به خصوص یک دختر شانزده ساله ی مضطرب و با استعداد است.برای تعیین اینکه دختر،یک فرد جامعه ستیز است یا قربانی یک آسیب روانی...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 21 جایزه و نامزد دریافت 15 جایزه دیگر.
«گره گو آر پونسه لودون» (برلینگ)، آب شناس جوان، منطقه ی روستایی اش «لادومب» را ترک می کند تا پروژه ی پیشنهادی خود در زمینه ی خشک کردن باتلاق های منطقه را تقدیم حضور مقامات درباری کند. اما متقاضی ورود به دربار، در فرایندی که طی می کند باید مواظب باشد چهره ی مسخره ای از خود عرضه نکند – چرا که همین مقوله می تواند به زندگی حرفه ای متقاضی پایان دهد و حتی گاه، به بهای از دست دادن زندگی اش تمام شود…
فیلم داستان تکان دهنده دختری کوچک است که مادر خود را از دست داده است. او از همه اطرافیانش دوری کرده و منتظر است تا مادرش بازگردد. او انتظار می کشد اما وقتی مادرش نمی آید، وردهای جادویی را امتحان می کند، به درگاه خدا دعا می کند و سپس تبدیل به فرزند خدا شده تا قدرتی بدست بیاورد. اما وقتی او ناپدید می شود مادرش بازمی گردد...
ماریا ۱۴ ساله است. خانواده او بخشی از یک جامعه کاتولیک بنیادگرا است. با اینکه او در دنیایی مدرن زندگی می کند، اما قلبش با حضرت مسیح است. او قصد دارد تا از تمامی دستورات مسیح پیروی کند تا به عروج برسد…
فیلم در مورد زنی است که بعد از حمله یک قاتل سریالی دچار بیماری خاصی شده است. او نمی تواند چهره ها را به خاطر بسپارد، و با اینکه قاتل را قبلا دیده اما نمی تواند چهره اش را به یاد بیاورد و همین امر جانش را در معرض خطر قرار می دهد…..
پیر، یک نویسنده و کاشف مشهور، یک شب مستی، به طور وحشتناکی سقوط می کند و به کما می رود. پس از بیدار شدن، او که به سختی می تواند راه برود، تصمیم می گیرد که فرانسه را پیاده، در امتداد مسیرهای کوچک و ناشناخته، کاوش کند...