داستان درباره مردی است که به یک آزمایش علمی مربوط به خواب ملحق میشود. این آزمایش به او فرصت میدهد تا با استفاده از رویاهای شفاف، زندگی گذشتهاش را با دوستدختر از دسترفتهاش که در حادثهای جان باخته، دوباره بسازد.
خانوادهی فرال (Feral) تصمیم میگیرند که هنگام نقل مکان به خانهای در محلهای جدید، رفتاری عادی و دوستانه از خود نشان دهند و مانند دیگران باشند. فیلیمن، پسر این خانواده، با کامیلا، همسایهی جدیدشان، رابطهی صمیمانهای برقرار میکند. اما هرچه این رابطه نزدیکتر میشود، میل او به خون بیشتر شده و کمکم دیگر قادر به پنهان کردن ماهیت واقعی و متفاوت خود نیست.
ژرمی برای خاکسپاری رئیسش به سن-مارسیال می رود و در خانه بیوه او، مارتین، ساکن می شود. در آنجا، با ماجراهای پیچیده ای از جمله ناپدید شدن یک نفر، تهدید همسایه و اهداف شوم یک راهب روبرو می شود.
این فیلم به نقش مسئولیتپذیری شرکتها در مبارزه با گرمایش جهانی میپردازد. این مستند نشان میدهد که کسبوکارها چگونه میتوانند منافع اقتصادی را با حفاظت از محیط زیست همسو کنند و تاکید میکند که اولویت با پایداری زیستی است نه صرفاً کسب سود برای افراد محدود.
زندگی ازمیر و اژه که در فرانسه در کنار هم زندگی میکنند، با یک تماس تلفنی غیرمنتظره زیر و رو میشود. کسی که پشت خط است، ادعا میکند مادر ازمیر است؛ مادری که به تازگی درگذشته است.
یک سفر جادهای ناگهانی، خانوادهای آشفته و از هم پاشیده را برای آخرین بار در کنار بزرگ خانوادهشان دور هم جمع میکند. این سفر، لحظاتی سرشار از همدلی، نشاط و صلح و آشتی را برایشان به ارمغان میآورد.
آلن رنه (۱۹۲۲-۲۰۱۴)، فیلمسازی خلاق و نامتعارف، با ساخت آثاری چون "On Connaît la Chanson" و "Hiroshima Mon Amour"، تأثیری ماندگار بر سینمای اروپا گذاشت.
در دنیایی پر از جرم و جنایت، یک روزنامهنگار در مورد یک داروی مرگبار جدید از یک کارتل بیرحم تحقیق میکند و به هدف آنها تبدیل میشود. جیمی کلود نیز همین وظیفه را دارد که منجر به برخوردی خطرناک با سرنوشتها میشود.
نور، دختری ۲۷ ساله، به طور غیرقانونی به شهر مارسی مهاجرت کرده است. او در این شهر با دوستانی که زندگیهای حاشیهای دارند، از راه جرمهای کوچک امرار معاش میکند و اوقات خود را با شرکت در مهمانیهای پرشور میگذراند.
یک تاجر بریتانیایی که همسر فرانسویاش فوت کرده، برای زنده نگه داشتن یاد او، سرخدمتکار یک عمارت در فرانسه میشود. زندگیاش دستخوش تغییر میشود، چرا که باید با رفتارهای نامتعارف بانوی عمارت و خدمه آنجا کنار بیاید.
پسرکی ده ساله، رویدادهای مه ۱۹۶۸ را در خانهی پدربزرگ و مادربزرگش، پنهان از چشم دیگران، تجربه کرد. او در آن زمان در محاصرهی عموهایش و مادربزرگِ مادربزرگش بود که همگی اطراف یک پناهگاه اسرارآمیز، دور هم جمع شده بودند. این فیلم برگرفته از رمانی به قلم کریستف بولتانسکی است.
پروسپر، رانندهی اوبر شکستخوردهای که با مادرش زندگی میکند، مردی در حال مرگ را که تیر خورده، سوار میکند. او جسد را رها میکند اما چکمههای تمساح مقتول را برمیدارد. با پوشیدن چکمهها، روح کینگ، گانگستری معروف، او را تسخیر میکند. حالا پروسپر و کینگ در یک بدن برای یافتن قاتل کینگ تلاش میکنند.
ایثن ۲۰ ساله به عنوان شاگرد سوارکار، استعداد و علاقهاش را در این رشته کشف میکند و رؤیای آیندهای بهتر را در سر میپروراند. اما با توجه به رقابت شدید و دشواری دستیابی به جایگاه حرفهای در میان سوارکاران، او برای متمایز شدن باید ریسک کند.