لوکا و اوتیلیا، دو جوان که تازه زندگی خود را آغاز کرده اند، با کمک دوست دوران کودکی خود، ولاد، در شهر بزرگ نقل مکان می کنند. آنها یک آپارتمان در یک ساختمان قدیمی اجاره می کنند که تنها یک پیرمرد به نام فلیکس در آن زندگی می کند. این آپارتمان گذشته عجیبی دارد: یک مستأجر سابق، ایرینا، 6 ماه پیش به طرز مرموزی ناپدید شد...
در شیفت شب، یک آمبولانس اورژانس با یک تیم سه نفره، یک پزشک، یک امدادگر و یک راننده به آپارتمان یک پیرمرد فراخوانده می شود. این رویداد زندگی آنها را برای همیشه تغییر می دهد ...
نورا یوگا، شاعر و نویسنده ۹۲ سالهی رومانیایی و شخصیتی خاص در ادبیات معاصر است. او که به دلیل "شهوتگرایی بیمارگونه" توسط کمونیستها ممنوعالقلم شده بود، راز جوانیاش را آشکار میکند.
ولیکانو خود را فردی کامل می داند. او پول دارد، یک ویلای جدید، با یک زن جوانتر ازدواج کرده و از ازدواج قبلی یک پسر دارد. قبل از تعطیلات، او باید همه چیز را مرتب کند، اما همه چیز شروع به پیچیده شدن می کند...
در سال 2008، رومانی برای اولین بار در فینال جام جهانی بی خانمان ها که در ملبورن برگزار شد، شرکت کرد. این حکایت هفت بازیکن تیم ملی از زمانی است که به صورت تیمی و تا پایان مسابقات دور هم جمع شدند...
داستان فیلم درباره یک جراح جوان به نام کریستین است که در یک بیمارستان کار میکند. او تنها کسی است که از مرگ ناگهانی بعد از عمل بیماران پس از موفقیت آمیز بودن عمل، نگران است. او شروع به تحقیقات میکند و یک کشف شگفتانگیز میکند. برای سالها، بیمارستان دارای ضدعفونیکنندههای ناسالم بوده است. ضدعفونیکنندههای زیر استاندارد باعث عفونت و مرگ شدهاند...
بیل، دانشآموز دبیرستانی، شاهد بشقاب پرندهای در آسمان شهرش میشود. موجود فضایی خونآشام قصد تاریکی زمین و استعمار آن را دارد. بیل و تیمی از SETI برای نجات خورشید تلاش میکنند.
دانشجویی در کالج دارویی به نام «Z» میسازد و آن را در محوطه دانشگاه میفروشد. این دارو به طور غیرعمدی مردگان متحرک را زنده میکند که در یک پارتی هالووین هرج و مرج ایجاد میکنند...
این مستند به زندگی و دستاوردهای علمی امیل راکوویتسا، دانشمند و کاوشگر رومانیایی میپردازد که با تأسیس اولین مؤسسه غارشناسی جهان و انجام تحقیقات گسترده در قطب جنوب، سهم بسزایی در پیشرفت علوم زیستشناسی و زمینشناسی داشت.