هانی (Honey) و سویت (Sweet)، یک مادر و دختر فیلیپینی وارد کپنهاگ (Copenhagen) میشوند و مطمئن نیستند که این سفر به چه چیزی منجر میشود، اما سویت مطمئناً به نامزد دانمارکی مادرش، فریتز (Fritz)، اعتماد ندارد.
وورال، شوهر و پدری که با ایمان بزرگ شده است، زندگی به ظاهر متدین و سازگارانه ای دارد. اما وقتی او به حقیقتی در مورد زندگی شخصی خود پی می برد، همه چیز ناگهان تغییر می کند...
داستان پدری که دچار ضربه روحی شدیدی می شود، تصمیم او برای آپلود هوشیاری اش و تأثیری که این موضوع بر دخترش دارد این مسئله رو ایجاد می کند که تکنولوژی همیشه آن چیزی نیست که به نظر می رسد، و او دخترش را با یک انتخاب غیرممکن ترک می کند...
مظهر پس از اتمام تخصص خود در کانادا، به استانبول باز می گردد . در حالی که او برای مادرش سوگواری می کند، عاشق "ایسه"می شود که او نیز عاشق ارمان، بهترین دوست مظهر است...
صلح 40 ساله سلسله ژائو به دلیل ظهور یک ارباب وحشی از غرب مورد تهدید قرار می گیرد. برای مبارزه با هرج و مرج که ارباب هیولا ایجاد می کند، یک تیم شجاع از سرکوبگران قدام آماده می شود...
داستان فیلم درباره ی دختر جوانی به نام مارگوت است. او که به دیدار خویشاوندان خود در مزرعه ای کوچک میرود به همراه چند نفر از دوستان خود درحال تهیه مستندی درباره ی خانواده ی خود است. اما او متوجه میشود که فعالیت های مرموزی درون مزرعه درحال رخ دادن است...
شارلوت گینزبورگ به گونهای به مادرش جین بیرکین نگاه میکند که هرگز به او نگاه نکرده بود و بر حسی از خودداری غلبه میکرد. با استفاده از لنز دوربین، آنها خود را در معرض یکدیگر قرار می دهند و ...
بعد از اینکه مادرش به دلیل تصادف اتومبیل در بیمارستان بستری می شود، دختری هشت ساله به دنبال طلسم برای نجات مادرش وارد قصه ای می شود که مادربزرگش به او گفته است...
کارا دورانت، نویسنده پس از سالها پسانداز، سرانجام خانه رویاییاش را در ساحل رودخانه زادگاهش میخرد، اما در میابد که یک سد آبی درست در مقابل آن ساخته میشود که توسط رایلی ایوانز خوشتیپ و عشایری رهبری میشود...