کریستی مارتین، ملقب به «دختر درنده»، موفقترین بوکسور زن دهه ۹۰ بود که با سبک تهاجمی خود به شهرت رسید. مبارزه مهم او در سال ۱۹۹۶ باعث افزایش محبوبیتش شد و راه را برای بوکس زنان باز کرد. او با بیش از ۴۰ پیروزی، به نمادی در دنیای بوکس زنان تبدیل شد.
داستان درباره کارگر رستورانی است که با یک تلویزیون مرموز به مدرسهای ویژه تبهکاران سینمایی منتقل میشود. او در این مدرسه، نه تنها هدف جدیدی در زندگی پیدا میکند، بلکه فرصتی برای انتقام گرفتن از کسانی که به او بدی کردهاند، به دست میآورد.
مایک به نپال سفر میکند تا خاکستر برادر درگذشتهاش را بر فراز کوه اورست بپاشد. در طول سفر، او و راهنمای کوهستانش در یک اتوبوس توریستی به طور ناگهانی با گروهی از مزدوران مواجه میشوند. این درگیری غیرمنتظره آنها را ناچار میکند تا برای حفظ جان خود، امنیت مسافران اتوبوس و همچنین حفاظت از سرزمین بومی روستاییان محلی، وارد نبردی دشوار شوند.
وقتی یک گروه مزدور یک مراسم عروسی مجلل را به گروگان میگیرند، اصلاً نمیدانند چه چیزی در انتظارشان است، زیرا ساقدوش عروس در واقع یک مأمور مخفی است که آماده است بر سر هر کسی که بخواهد عروسی بهترین دوستش را خراب کند، آتش بریزد.
یک دفتردار قدیمی برای نجات قلعهاش و جلوگیری از ازدواج دخترش، نیاز به ثروتی دارد. این ثروت توسط یک کنتس در حال مرگ به یک هنرمند جوان وعده داده شده، اما به شرطی که آن هنرمند به کاتولیک خوب و عاشق نامزدش تبدیل شود.
جردن جنسن در اولین ویژهبرنامهی کمدی خود، با نگاهی طنز و بیپروا، به موضوعاتی همچون ناتوانی در رعایت انتظارات کلیشهای از زنانگی، تضادهای مفهوم "عشق به خود" و مشکلات طاقتفرسای رسیدن به آن میپردازد.
در میان حلقههای جرم و جنایت مرتبط با مواد مخدر، خبرچینهای موسوم به «یابا» اقدام به فروش اطلاعات مجرمان میکنند. مجرمان نیز از این اطلاعات به منظور تخفیف در مجازاتهای خود بهره میبرند و در مقابل، نیروهای انتظامی از آن برای انجام دستگیریها استفاده میکنند. بدین ترتیب، «یابا»، پلیس و دادستانها یک مثلث اساسی و تعیینکننده را شکل میدهند.
مگی که در روزهای پایانی بارداریاش است، به همراه همسرش شان در خانهای دورافتاده مورد حملهی دو نفر قرار میگیرند. مهاجمان تصمیم میگیرند تا دوشنبه در خانه بمانند تا بتوانند حسابهای بانکی آنها را خالی کنند.
داستان درباره فرشتگان نگهبان نامرئی است که انسانها را هدایت و محافظت میکنند. پل و لئا با وجود اینکه نباید همدیگر را میدیدند، عاشق هم میشوند. برای حل این مشکل، دو فرشته به نامهای رافائل و گابریل که هیچ شباهتی به هم ندارند، باید با هم کار کنند.
پسری به نام جهسونگ که تحت فشار شدید مادرش، هیسو، برای کسب موفقیت است، سرانجام او را به قتل میرساند و جسدش را در اتاق مهر و موم میکند. روزها بعد، یک سارق به نام مینجه وارد خانه میشود و جسد مادر را که در واقع زنده است، پیدا میکند. پس از نجات مادر...
یک خواستگار جوان و بلندپرواز در شهر نیویورک، در دوراهی دشواری قرار گرفته است: انتخاب میان یک گزینه بسیار مناسب برای ازدواج و دل بستن دوباره به نامزد سابقش که چندان بینقص نیست.
در جریان کشتار نانجینگ که در سال ۱۹۳۷ رخ داد، پستچیای به نام آ چانگ خود را به عنوان یک عکاس معرفی کرد. او به ظاهر به نیروهای ژاپنی کمک میکرد، اما در خفا، پناهندگان چینی را در مکانی امن نگه میداشت. با گذشت زمان، او با فداکاری جان خود را به خطر انداخت تا این پناهندگان را نجات دهد و مدارکی را که از جنایات وحشتناک نیروهای ژاپنی به دست آورده بود، آشکار کند.
خانوادهای که در نسلهای متوالی با شکست عشقی مواجه شده، حالا با تصمیم جوانترین عضو خود روبرو است: او باید انتخاب کند که راه عشق را در پیش بگیرد یا آن را برای همیشه رها کند.