با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
گانگستر مکزیکی-آمریکایی هنری رینا (دانیل والدز) و دیگران در گروهش متهم به قتلی هستند که در آن هیچ نقشی نداشته اند. آنها سپس به دلیل نژاد و انتخاب لباس توسط پلیس دستگیر می شوند. اعضای باند به زندان انداخته شده و تحت یک محاکمه نژادپرستانه قرار می گیرند...
BJ یک خواننده بلوز نسبتاً ناشناخته است که برخی از میله های شهر یوکوهاما را از بین می برد. او با این کار درآمد زیادی کسب نمی کند و برای تأمین هزینه های زندگی خود نیز به عنوان یک کارآگاه خصوصی عمل می کند...
پاسبان درستکار و سختگیری به نام لنگ تیان-یینگ که به بیرحمی در برخورد با جنایتکاران معروف است، در جریان مأموریت یافتن دزدان خزانه سلطنتی، متوجه میشود که شهرتش ابزاری برای ضربه زدن به او شده است.
کوردلیا، بازمانده یک همکاری در یک آژانس کارآگاهی، توسط دستیار جیمز فراخوانده می شود تا در مورد خودکشی پسرش، مارک، تحقیق کند. او می پذیرد و زنجیره ای از اتفاقات غیرمنتظره را به راه می اندازد...
ویکتور والانس، پدری که به قمار علاقه دارد، برای برداشتن پول از خانواده خود و قمار با آن به خانه بازمی گردد. دخترش به فعالیت های پدرش مشکوک است و نقشه های او را خراب می کند. با این حال، زمانی که متوجه می شود که اراذل و اوباش سعی دارند پدرش را بدزدند ، نگرشش تغییر می کند...
تیمون عاشق این است که به دوستانش مهمانی و اشیاء بدهد، اما وقتی نمیتواند پول طلبکارانش را بدهد، «دوستانش» از کمک به او خودداری میکنند و او تبدیل به یک گوشهنشین انسانگریز میشود.
یک راننده کامیون خشن و سرسخت تصمیم میگیرد با بردن پسر مهربانش به شکار، او را به یک مرد تبدیل کند. آنها به تعطیلات میروند و به یک بار میروند، جایی که مرد جوان عاشق یک پیشخدمت خسته میشود.
دو خلافکار که پس از شکست در آدمربایی به خانهای در جنگل پناه بردهاند، به دلیل ارتکاب جرمی هولناک توسط یکی از آنها، به دست قبیلهای آدمخوار کشته میشوند.
یک دامپزشک ویتنام از اردوگاه اسیران جنگی به خانه بازمی گردد و به عنوان یک قهرمان از او استقبال می شود، اما به سرعت فراموش می شود و به زودی متوجه می شود که بقا در کشور خودش چقدر سخت است...
دختران یک نجیبزاده به یک غریبه پناه میدهند. پس از آنکه این دیدار با قطع شدن یک دست به پایان میرسد، آن زائر هویتهای متفاوتی را برای گرفتن انتقام به خود میگیرد. نجیبزاده ناپدید میشود و کوچکترین دختر او مجبور است برای نجات پدرش، خود را به شکل یک شوالیه درآورد.