اطلاعیه
کاربرای عزیز
مشکل درگاه خرید برطرف شده. لطفا همین الان نسبت به خرید و رزرو شارژ اقدام کنید.
درگاه پایدار نیست و ممکنه مجددا از دور خارج بشه.
به همین منظور کد تخفیف ۲۰ درصدی tabestoon رو برای شما در نظر گرفتیم.
ما تمام تلاشمونو میکنیم که به زودی درگاه به کلی جایگزین شود.
لینک مستقیم به خرید با کد تخفیف
مدیریت نایت مووی
فیلم "جنگلهای باستانی" در یکی از آخرین بخشهای باقیمانده از جنگلهای کهنسال در لیتوانی فیلمبرداری شده است. جایی که مرزهای زمان ذوب میشوند و هر چیزی که وجود دارد نه پژمرده میشود و نه پیر میشود، بلکه "به سوی" ابدیت رشد میکند. این فیلم طبیعت، که شاعرانه و غیرمعمول است، بینندگان خود را به سفری بیپایان میبرد - از میان بوتههای جنگل تا غارهای گرگها و تا لانه لکلکهای سیاه.....
ادوارد سالزبری سفری را در سراسر اقیانوس آرام به مناطق عجیب و غریب مانند فیجی، ساموآ، پاپوآ گینه نو و جزایر نیوهبرید میبرد و زندگی بومیان مختلفی را که در آنجا با آنها روبرو میشوند، ثبت میکند...
در یک شب بارانی و در جاده ی لغزنده زوج جوانی مشاجره کنان با عجله میخواهند خود را به قایق برسانند ،که در زیر نور ماشین جسدی را کنار جاده مچاله شده مشاهده می کنند و پس از بحث فراوان توقف می کنند...
آنای یتیم با عمهاش در روسیه زندگی میکند. آشنایی آنها با واسیلی و پسرش، ایوان، منجر به ترتیب دادن دیداری برای همسرگزینی ایوان میشود و سرنوشت، آنا و ایوان را به هم پیوند میدهد.
یک فرد تنها، وسواسی و آدمکش، زنان یک شهر بزرگ را تعقیب میکند به این امید که بتواند عروسک زنده نهایی را که میتواند برای همیشه برای خودش نگه دارد، خلق کند.
ین کمدی نامتعارف که فاقد دیالوگهای معنادار و مملو از صداهای نامفهوم و اراجیف است، داستان مردی را روایت میکند که سبک زندگی بورژوایی را به طور کامل طرد کرده و خانه خود را به یک غار خیالی تبدیل میکند.
یک متصدی بار و صاحب کافهای که پس از فرار از سرخپوستان با هم متحد شدهاند، باید با یک یاغی خشن مقابله کنند که قصد آسیب رساندن به دختری از ارتش رستگاری را دارد. چالش اصلی این است که آیا آنها میتوانند این یاغی را شکست دهند.
داستان کوتاه، خاموش، سیاه و سفید در مورد زندگی، بقا، مرگ. حیوانات، اشیاء، درختان؛ جوان و پیر. این بیشتر مجموعه ای از یک دسته عکس خوب است، که جای تعجب نیست، زیرا سیلان نیز یک عکاس است...
در کوههای گرجستان، دو زن که مسئول تلهکابین هستند، در حین کار و عبور کابینهایشان از کنار یکدیگر، دلباختهی هم میشوند. این رابطه عاشقانه با مخالفت رئیسشان مواجه میشود.
سایههای فریاد از تپهها فراتر میروند. قبلا هم اتفاق افتاده است. اما این آخرین بار خواهد بود. چند نفر آخر آن را حس می کنند و در اعماق جنگل عقب نشینی می کنند. آنها به سیاهی فریاد می زنند، همانطور که سایه ها از بین می روند،..