اطلاعیه
کاربرای عزیز
مشکل درگاه خرید برطرف شده. لطفا همین الان نسبت به خرید و رزرو شارژ اقدام کنید.
درگاه پایدار نیست و ممکنه مجددا از دور خارج بشه.
به همین منظور کد تخفیف ۲۰ درصدی tabestoon رو برای شما در نظر گرفتیم.
ما تمام تلاشمونو میکنیم که به زودی درگاه به کلی جایگزین شود.
لینک مستقیم به خرید با کد تخفیف
مدیریت نایت مووی
کونیت و آرکین، دو زندانی هستند که در یک زندان محبوسند. کونیت به دلیل مخالفت با بی عدالتی و آرکین به دلیل بیگناهی، هر دو به حبس انفرادی محکوم میشوند. کونیت در آستانه آزادی قرار دارد، در حالی که آرکین با خطر اعدام مواجه است.
فؤاد به دلیل مشکلات مالی خانوادهاش، مجبور به ازدواج با زنی ثروتمند میشود، در حالی که عاشق زن دیگری است. پس از از دست دادن بهترین دوستش، او به مقابله با شرایط موجود برمیخیزد و با عواقب دردناکی روبهرو میشود.
کوبرا در حال آماده شدن برای عروسی خود، توسط زندگی های ناشناس تسخیر می شود. برای درمان کوبرا، یک روانپزشک به نام ابرو در راه است. ابرو همچنین دوست قدیمی کوبرا است. ابرو با یک جن گیر همکاری می کرد تا کوبرا را نجات دهد...
اسرا که برای یک شرکت لجستیک کار میکند، با بهترین دوستش دیدم در یک خانه زندگی میکنند. او در عروسی دوست صمیمی دیگرش زینب متوجه میشود که زندگیای را پیش میبرده که هرگز نمیخواسته است. او تصمیم میگیرد از روز بعد زندگی جدیدی را آغاز کند و شغلش را ترک میکند و از دوست پسرش جدا میشود.
آنها همه چیز - پارچه، غذا، پرده - را در خیابان های استانبول می فروشند و برخی از آنها بیش از 50 سال است که در آن کار می کنند. اما روش زندگی آنها در شرف تغییر است...
علی، یک مرد رمانتیک ناآرام و ادا، یک هنرمند ، در شهرهای بندری صنعتی ترکیه وارد ماجراجویی میشوند، به این امید که با یافتن کشتیای که علی تنها در رویاهایش دیده، از روال خفقانآور زندگی روزمره خود فرار کنند...
شاهزاده بیزانسی پدر کارا مورات را می کشد و برادرش را می رباید تا او را به عنوان شوالیه سیاه برای مبارزه با ترک ها تربیت کند. سالها بعد، کارا مورات باید در ماموریتی برای نجات کاراجا پاشا ربوده شده روملیا با دشمن بدنام روبرو شود.
"چیچک دختری است که در یک روستای کوچک بزرگ شده است. او سوالات زیادی در مورد زندگی خود دارد که هیچ پاسخی برای آنها ندارد. و سپس زندگی او توسط دوغان، معلم ادبیاتش، تغییر میکند."
یک جاسوس آلمانی نقشه میکشد که به دروغ اعلام کند که روسیۀ در حال جنگ با آلمان میخواهد به ترکیه یورش ببرد تا به کمکشان برای مبارزه با نازیها بیایند و...
داستان سه نسل از یک خانواده مهاجر ترک، داستان تلاش و موفقیت است. نسل اول، خانواده ای فقیر از ترکیه، برای یافتن زندگی بهتر به آمریکا مهاجرت می کنند. آنها با سختی های زیادی روبرو می شوند، اما در نهایت موفق می شوند. نسل دوم، فرزندان نسل اول، در آمریکا بزرگ می شوند و تحصیل می کنند. آنها در جامعه آمریکایی ادغام می شوند و شغل های خوبی پیدا می کنند. نسل سوم، نوه های نسل اول، آمریکایی هایی هستند که با فرهنگ ترکیه آشنا هستند. آنها بین دو فرهنگ ترکیه و آمریکا زندگی می کنند و می کوشند تا بهترین از هر دو فرهنگ را بیاموزند.
چهار دوست آزاد شده مشروط از زندان باید 100 متر از یکدیگر دور باشند. اما در این زمان آنها نمی توانند از یکدیگر دور بمانند و برای ماجراجویی جدید گرد هم می آیند...
سومرو در دانشگاهی در استانبول در حال انجام تحقیقات موسیقی است. برای کار بر روی پایان نامه خود در جمع آوری و ضبط مجموعه ای جامع از مرثیه های آناتولی، او برای چند ماه عازم جنوب شرق کشور می شود. این سفر کوتاه طولانی ترین سفر زندگی او می شود ...
یوسف، یتیمی است که توسط صلاحالدین بیگ، فرماندار ایدهآلیستی یک منطقه، به فرزندی پذیرفته میشود. یوسف عاشق معزز، دختر صلاحالدین بیگ میشود. اما وقتی شاهیر، پسر حِلْمی بیگ، قصد ازدواج با معزز را میکند، بین او و یوسف اختلاف بزرگی ایجاد میشود.
داستان درباره زنی به نام لیا است که به دنبال خواهرزاده گمشدهاش به استانبول میرود. در این سفر، او با یک وکیل مدافع حقوق آشنا میشود و پیوند عمیقی با خواهرزادهاش برقرار میکند.
داستانهای سه مرد که در پل بسفر استانبول کار میکنند، توسط خود این افراد روایت میشود، در این موزاییک که افراد واقعی زندگی و آرزوهای خود را آشکار میکنند.
سرنوشت سه مسلمان آلمانی الاصل در برلین در حالی که تلاش می کنند جایگاه خود را بین ایمان و زندگی مدرن در جامعه معاصر غربی بیابند، به هم می خورد، که در دوراهی گرفتار شده اند که در آن سبک زندگی رهایی یافته جذاب با سنت های ریشه دار در تضاد است...
در سالهای کودتای نظامی ، ترکیه قادر به تولید اتومبیل های خود نبود. اما پاشا معتقد بود که مردم ترکیه می توانند اتومبیل های خود را تولید کنند بنابراین 2 ماشین سفارش داد. گوندوز و مهندسان همراه او باید فقط در 130 روز 2 ماشین تولید کنند!...