همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک سرباز الکترونیکی پیشرفته یک جنگجوی شورشی بی باک را آموزش می دهد تا به جنگجوی نهایی و آخرین خط دفاعی بشر در نبرد با پلیس هواپیماهای بدون سرنشین متخاصم و مرگبار تبدیل شود...
آگوست 1984. در طول تعطیلات تابستانی ویکتور پیش خاله و پسر عمویش می ماند. اگر دلبستگی او به پسر عموی پانزده ساله اش دنیز یا ترسش از سگ همسایه نبود، حادثه روی پل ممکن بود اتفاق نمی افتاد...
پس از المپیک 1988 سئول، جی کانگ هیون به 7 سال محکوم شده است به همراه سایر زندانیان از ون پلیس فرار می کنند. پس از فرار، جی کانگ هیون و زندانیان گروگان ها را نگه می دارند...
«جان»، یک مرد آمریکایی، پس از سالها به ژاپن بازگشت تا «آکی»، زنی که در آنجا عاشق او شده بود، را پیدا کند. اما پس از یافتن او، متوجه شد که زندگی آکی پس از ترک جان به سختی و وحشت تبدیل شده است.
شب کریسمس فرا رسیده، اما این شب قرار است به هیچ وجه آرام نباشد - سایکراکسهای بیرحم به زمین آمدهاند تا بشریت را به بردگی بکشند و همانطور که همیشه، فقط دکتر میتواند آنها را متوقف کند. متأسفانه، او در خانه جکی در حالت اغما به سر میبرد...
هاف، سارق بانک، پس از انفجار قایق دزدیاش در استونی سرگردان میشود. او با وجود تلاش برای زندگی جدید در استونی، به دلیل دلتنگی برای خانوادهاش، راهی بازگشت به سوئد میشود. بازگشت او به دلیل فقدان باور خانواده به زنده بودنش و همچنین چالشهای ناشی از گذشتهی او، دشوار خواهد بود.
در حالی که کیومارو در حال مسابقه دادن برای گرفتن اتوبوس به کمپ ساحلی است، او نمی داند که دکتر M2، دانشمند جادوگر شیطانی از آینده، رباتی را برای ربودن او فرستاده است...
سه دختر جوان آمریکایی به اسامی بت ، وینتی و لورنا که در اروپای شرقی در حال مسافرت و خوش گذارنی هستند با دختر اروپایی زیبا و بلند قدی به اسم الکس آشنا می شوند . دخترها با وسوسه الکس تصمیم می گیرند به مسافرخانه ای در حومه شهر بروند اما این مسافرخانه همان مسافرخانه ای است که قاتلان یک سازمان مخوف زیرزمینی ، مسافران را شکار کرده و بقتل می رسانند...
جسیکا و گاس، دو نوجوان بیتفاوت، بیهدف از یک روز به روز دیگر سرگردان هستند تا اینکه همدیگر را ملاقات میکنند. وقتی گاس از گذشته تاریکش به جسیکا اعتراف میکند، ارتباطی ضعیف و زودگذر بینشان شکل میگیرد.