ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
سوفی عاشق ادموند بود، اما پس از اینکه والدینش او را مجبور به ازدواج با اوکتاویوسِ ثروتمند کردند، ادموند آنجا را ترک کرد. چند سال بعد ادموند به همراه پسرش ویلیام به آن شهر بازگشت و آنجا بود که پسر ادموند و دختر سوفی عاشق یکدیگر شدند...
"ماتکو" با پسر هفده ساله ي خود، "زاره" در کنار دانوب زندگي مي کند. او پس از يک بدبياري تجاري، به آدم تبهکار و پولداري به نام "دادان"بدهکار مي شود. «دادان» خواهري به نام "آفروديتا" دارد و مي خواهد او را شوهر بدهد. «ماتکو» و «دادان» قرار مي گذارند که «زاره» با «آفروديتا» ازدواج کند. اما «زاره» به دختر ديگري دل بسته است و «آفروديتا» هم منتظر مرد رؤيايي خويش است...
"گابریل انگل" قاتلی سریالی که مدتها تحت تعقیب بود در یک عملیات بزرگ پلیسی دستگیر می شود."مایکل مارتینز" به شهری بزرگ سفر می کند تا از او بازجویی کند.او درگیر یک پرونده قتل وحشیانه بوده و امیدوار است با گرفتن اعتراف از "انگل" پرونده را ببندد.برخورد این دو مرد با یکدیگر اعتقادات "مایکل" را تغییر داده و او را تبدیل به تهدید خطرناک می کند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 11 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
در سال 1863 خانم "لولی" به شهر هالیفکس می رود تا کسی را که عمیقا عاشق اوست،ستوام "پینسون" پیدا کند.در واقع او "ادل هوگو" دومین دختر چهره بزرگ ادبی و سیاستمدار فرانسوی است.وقتی "پینسون" او را رد می کند و علاقه ای به او نشان نمی دهد،او تصمیم به تعقیب و آزار و اذیت او می گیرد...
یک داستان عاشقانه که در دوران جنگ جهانی دوم و زمانی که نیروهای متفقین در سیسیل مستقر میشوند، جریان دارد. آرتورو عاشق فلورا، دخترِ یک رستوراندار است، اما پدر فلورا قصد دارد او را به ازدواج رئیس مافیا در آورد...