همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
چهار دانشجوی دانشگاهی با استفاده از یک دفترچه یادداشت مذهبی که پیدا کردهاند، یک روح باستانی را از بُعدی دیگر احضار میکنند. آنها به زودی متوجه خواهند شد که زندگی خودشان در خطر جدی قرار دارد.
میکا چند ماه است که اشیاء مرموزی روی موتورش پیدا میکند و یک قفل پنهان نزدیک بود حادثه بیافریند. او با کمک دوستانش برای یافتن مقصر، موتورش را فیلمبرداری میکند، اما تصورات مختلف، ماهیت واقعی ماجرا (مزاحمت، انتقام؟ عاشقانه یا تهدیدآمیز؟) را مبهم میسازد و میکا و دوستانش در پی کشف حقیقت هستند.
داستان حول زندگی سنت جورج که با نام جورج اهل لد نیز شناخته میشود، میگردد. او یک شهید مسیحی اولیه بود و در ایمان مسیحی به عنوان یک قدیس مورد احترام قرار میگیرد.
پس از حمله تروریستی در محلهی بدنام مولنبیک، دو برادر ناگهان با فرصتی استثنایی و رؤیایی روبهرو میشوند که سرنوشتشان را برای همیشه دگرگون خواهد کرد: یک بختآزمایی برای شرکت در تورنمنتی در لاس وگاس.
پس از کشف حیرتآور مردی بیهوش در یک انبار قفلشده، کارمند تنهای یک مرکز نگهداری دورافتاده برای بقا در برابر دارودستهای سنگدل که قصد دارند محموله ارزشمندشان را به هر قیمتی بازیابند، باید تمام شب تلاش کند و بجنگد.
در ماه مه ۱۹۸۴، یک راننده بیکار بستنی با دانستن راه تقلب در مسابقه "شانست رو امتحان کن" شرکت میکند و بردهای زیادی کسب میکند. اما وقتی مدیران از هدف واقعی او مطلع میشوند، موفقیتش در خطر قرار میگیرد.
خانوادهای که در خانهای در ایندیانا زندگی میکردند، با وقایع عجیب و شیطانی روبهرو شدند که باعث شد خودشان و اهالی محل باور کنند خانهشان دروازهای به جهنم است.
مردی پس از درگذشت مادرش، برای گرامی داشتن یاد او، با استخدام مادربزرگهای اصیل ایتالیایی به عنوان سرآشپز، تمام دارایی خود را به خطر انداخت و یک رستوران ایتالیایی افتتاح کرد.
همسر تازه منصوب شده و پسر سرکش یک زن، هر کدام به نوعی باعث دوری و رنج او هستند. وقوع یک حادثه ناگهانی، این خانواده شکننده را با تغییرات اجتنابناپذیری روبرو میکند.
سازمان بوکوشی برنامهای را برای سربازان بازنشسته آمریکایی که در جنگ شرکت داشتهاند و به دنبال یافتن "هدف" و مسیر زندگی آینده خود هستند، ارائه میدهد. در حال حاضر، دولت از افزایش شتابان تعداد این شینجاهای مسلح، به شدت آموزشدیده و کاملاً وفادار در این "برنامه" که شباهت به یک فرقه دارد، نگران است.
در پاریسِ پانزدهم اوت، زنی باید کشته شود و قاتل قصد دارد تا پیش از نیمهشب عمل کند. در این میان، لیزا در آپارتمانش بیدار میشود و متوجه خلوتی خیابانها و گرمای شدید میشود. او به سرعت از رفتن همسرش، والتر، برای دیدار با خانوادهاش مطلع میشود و با تنهایی پیش رویش مواجه میگردد. آیا دو پلیس در این شهر میتوانند از رویارویی با یکدیگر بپرهیزند؟
سارا، مادری خسته از مراقبت فرزندان و دوری همسر، با رفتار عجیب پسرش سیمون پس از گم شدن در ساحل روبرو میشود. وابستگی شدید سیمون به آب، زندگی سارا را تحت تاثیر قرار میدهد تا اینکه پسرش حقیقت را برملا میکند.
ابی برای به دست آوردن پسری که از دوران دبستان عاشقش بوده، یک رقاص محلی به نام سانتا مونیکا را استخدام میکند تا هر آنچه را که در مورد اعتماد به نفس نیاز دارد به او آموزش دهد.
در پادشاهی کاستیلیا، نیرویی تاریک بار دیگر در حال ظهور است. چند روز مانده به تاجگذاری امپراتور و امپراتریس جدید، هفت فرزند سلطنتی آنها ربوده میشوند و این وظیفه یک قهرمان است که آنها را سالم بازگرداند...
پیر، پدری بیوه، درگیر مشکلاتی است زیرا یکی از پسرانش جذب ایدئولوژی میشود که او درکش نمیکند. تغییر پسرش توانایی پیر را برای حفظ پیوندشان، در پسزمینه فرانسه پس از مه ۱۹۶۸، به چالش میکشد.