ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
شوهر کاسوگا به دلیل قتل مرشد محبوبش دستگیر می شود. او و خانواده اش تحقیق می کنند و متوجه می شوند که او توسط ناگوشی حریص، رئیس خانواده رقیبشان یاکوزا به دام افتاده است...
مدیتیشن تحسین شده اریک رومر در مورد وفاداری زناشویی به دنبال فردریک (برنارد ورلی)، یک وکیل موفق پاریسی است که با خوشحالی با هلن (فرانسوا ورلی)، یک معلم مدرسه ازدواج کرده است...
یک فروشنده مواد مخدر متوجه میشود همسرش به قتل رسیده است. او هیچ شاهدی برای اثبات بیگناهی خود ندارد، بنابراین به توصیه یک دوست سیاستمدار قدرتمند، به او و معشوقهاش دستور داده میشود که در یک هتل متروکه پنهان شوند. اتفاقات عجیبی از شب شروع به رخ دادن میکنند.
کیم وون کانگ، بازیکن سابق فوتبال، یک فروشگاه لوازم ورزشی در تیمور شرقی افتتاح می کند. هنگامی که او متوجه می شود ساکنان نمی توانند تجهیزات را بخرند، شروع به آموزش فوتبال به بچه ها می کند...
یک روانپزشک با ترس از ارتفاع شدید برای کار به یک موسسه روانی می رود که توسط پزشکانی اداره می شود که به نظر دیوانه تر از بیماران خود هستند و رازهایی دارند که برای حفظ آنها حاضر به قتل هستند.
او جوان، جذاب و خطرناک است. دبی دختری است که در کلاس مهارت دارد. دبی از لحظه ای که به دنبال مرگ نابهنگام والدینش به شهر می رسد، معلمش را که دلسوز دبیرستانی است می بیند...
در طی یک سفر دریایی آموزشی، قایق گروهی از دانشجویان توسط یک کوسه جهشیافته دو سر غرق میشود و آنها به یک جزیره متروکه پناه میبرند. اما زمانی که جزیره به زیر آب فرو میرود، دیگر هیچ کس از گزند آروارههای دوگانه این هیولا در امان نیست.
ماری می خواهد از شغل خود و همچنین از معشوقش ، پل ، فرار کند. او رویای رفتن با ژان ، یک کارگر بارانداز را دارد. این دو مرد بر سر ماری در دو مورد با هم نزاع و دعوا می کنند ، اما پل بر او تسلط ندارد. ماری بچه ای دارد که بیمار می شود و با گذشت زمان ژان و یک همسایه فلج سعی می کنند به کودک کمک کنند...