داستان جنایتکاری خشن و بی رحم به نام "ببر سفید" که در حال فرار از پلیس می باشد و برای تغییر چهره به یک گروه تئاتر می پیوندد. هر کسی را که او را عصبانی کند یا به هویت او مشکوک باشد، به قطع یقین به قتل می رساند...
داستان درباره دختری است که تابستان را با پدربزرگش میگذراند و در این مدت به کمک پدربزرگش، اسبی آسیبدیده را تیمار میکند. آنها در این مسیر میآموزند که عشق و اعتماد میتوانند هر زخمی را التیام بخشند.
دو نوجوان شاهد تغییر ناگهانی رفتار همکلاسیهایشان میشوند. این رفتار که شبیه زامبیهاست، به دستور یک موجود بیگانه نامرئی، آنها را وادار به مجازات خشونتآمیز متخلفان میکند و کسی قادر به توضیح آن نیست.
در شیفت شب، یک آمبولانس اورژانس با یک تیم سه نفره، یک پزشک، یک امدادگر و یک راننده به آپارتمان یک پیرمرد فراخوانده می شود. این رویداد زندگی آنها را برای همیشه تغییر می دهد ...
برنده 1 جایزه اسکار همچنین نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
شرلی مولدونی مصمم است که به یک راننده رده بالا تبدیل شود، اگرچه تا به حال هیچ زنی در این نوع مسابقات شرکت نکرده است. او علیرغم خطرات بالای این نوع مسابقه و فشار آن بر زندگی خانوادگی خود، در رویای خود پافشاری میکند...
در این درام جنایی مربوط به دهه1970، یک زن بعد از اینکه شوهرش به همکارانش خیانت میکند و شوهرش، او و بچهاش را به یک سفر خطرناک میفرستد، مجبور به ادامه فرارش میشود.
شارلوت یک دکتر آلمانی ساکن بروکسل است. او با مکس که معمار است ازدواج کرده است و پسری جوان نیز دارند. او آپارتمانی را اجاره میکند تا با یکی از بیماران جذابش در آن جا سکس کند. در همین حال، در حال مدیریت برگزاری یک ازدواج است و...
داستان در مورد دختر نوجوانی به نام "جیمی کلی" است در یک مدرسه راهنمایی درس می خواند و می خواهد به همراه بهترین دوستش، "ایزابلا" کمک کند و از دست دشمن خود آنجلینا رها شود و به پسر رویاهای خود، "هادسون" برسد و...