در دنیایی که میتوان با لمس یک فرد خوششانس شانس را از یک فرد خوششانس گرفت، گروه کوچکی از افراد خوششانس برای خوششانسترین و برای شانس سایر شرکتکنندگان رقابت میکنند.
این قطعه موسیقی با الهام از ورزشکاران، به دنبال کشف ریتمهای مشترک در موسیقی و ورزش است و نشان میدهد که ریتم یک عنصر بنیادی و مشترک در همهٔ ابعاد زندگی است.
یک داستان ترسناک روانشناختی که از ابزارهای مینیمالیستی استفاده میکند تا فضایی سرکوبکننده از ناآگاهی ایجاد کند و بیننده را با هر چرخش جدید و غیرمنتظرهای عمیقتر به پیچ و خم ترس و اشتباه میکشاند...
خوانندگان در سراسر جهان عاشق مجموعه رمان های عاشقانه نویسنده سالی کارمایکل هستند که داستان عشق حماسی بین یک دختر انسان و یک مرد دریایی را شرح می دهد. اما هیچکس نمیداند که سالی کارمایکل واقعاً سایمون هیز است، یک رماننویس تلخ و جدی - و سایمون دوست دارد این وضعیت را حفظ کند.
رستورانی دارد که متخصص اردک کبابی است. دستور غذای مخفی اردک او بسیار خوشمزه است، اما مشتریان و کارکنان به طور یکسان باید با مغازه کثیف و روش کمهزینه هوی در انجام تجارت کنار بیایند. وقتی «دنی فرید چیکن» (یک رستوران فست فود به سبک آمریکایی) در آن طرف خیابان باز می شود، هوی شوک بی ادبانه ای دریافت می کند و مجبور می شود بازی خود را برای رقابت بالا ببرد
یک زندانی سابق از زندان زودتر از موعد آزاد میشود، فقط برای اینکه مجبور شود به یک واحد مخفی شش نفره بپیوندد و در اولین روز حضورش، پنج نفر دیگر از اعضای واحد کشته میشوند. حالا او باید با مردانی که وظیفه جاسوسی از آنها را داشت، روبرو شود.
همانطور که تغییرات ژاپن را فرا می گیرد ، یک مرد صادق به خاطر احترام به رهبر آنها و به این دلیل که می خواهد به عنوان یک سامورایی زندگی کند و بمیرد به Shinsengumi پیوست. با این حال ، با دخالت او ، واقعیت و آرمان گرایی به درگیری کشنده ای تبدیل می شوند...
اندی "برینک" برینکر و گروه اسکیت بازانش، Soul-Skaters، با گروهی از اسکیت بازان اسپانسر شده، Team X-Bladz، درگیر می شوند. هنگامی که برینک می فهمد که خانواده اش درگیر مشکلات مالی هستند، وارد یک مسابقه اسکیت بورد با جایزه بزرگ می شود تا به آنها کمک کند...
یک بازیگر شروع به دیدن رؤیاهایی از یک شخصیت جادوگر به نام لوانا می کند که قرار است در یک فیلم ترسناک آینده بازی کند و به آرامی شروع به کشف نقشه ای فراطبیعی علیه زندگی خود می کند...
فریمن گوردون، بازیگر مشهور، برای فرار از فشارهای زندگی در خانوادهای مشهور، سفر جادهای را آغاز میکند. او در طول سفر خود با افراد مختلفی آشنا میشود و بهطور ناشناس برای آنها خانههای درختی میسازد...