سه قسمت که به وضعیت اسفناک کودکان در هنگام جنگ میپردازد. آنها در پرورشگاه زندگی میکنند، منتظر پدر و مادرشان هستند که برگردند، به سربازان کمک میکنند ،در جنگل ها مخفی میشنود و برای بقا تلاش میکنند...
یک دانشجوی جامعه شناسی و چند تن از دوستانش در روز هالووین در کتابخانه جمع می شوند تا یک افسانه شهری بسازند، غافل از اینکه عواقب مرگباری در پی خواهد داشت...
در سال 1936، یک پزشک هلندی که بیماران جذامی را در جنگلهای اندونزی درمان میکند، با یک جادوگر محلی که از جادوی سیاه برای کشتن دشمنانش استفاده میکند، برخورد پیدا میکند...
یک سامورایی به دنبال راهی است تا همسرش را که به دلیل رسوایی قتلی او را ترک کرده، دوباره به دست آورد. زمانی که خواهر همسرش درگیر دسیسهای میشود، او و دوستش با برنامهریزی و دستکاری اتفاقات، شرایط را به نفع خود تغییر میدهند. با این حال، نقشههای آنها به نتیجهای غیرمنتظره و انتقامی ماوراءالطبیعه ختم میشود.
تنها آرزوی کابوی و ایندیان این بود که برای تولد آقای هورس ایدهای عالی داشته باشند، اما وقتی نقشهشان به فاجعه تمام میشود، باید به دنیا سفر کنند و برگردند تا اوضاع را دوباره درست کنند...
کریستی و میچ پس از اینکه امیدشان را برای بچهدار شدن از دست میدهند، به رحم اجارهای روی میآورند، به امید اینکه خانوادهای ایدهآل بسازند. با این حال، اعتماد به نفسشان به سرعت متزلزل میشود، وقتی متوجه میشوند که شاید آن زن جوان آنقدرها هم که ابتدا فکر میکردند، کامل نباشد.
راگانلی از خانه بیابانی آرزنر بازدید میکند و زندگی حرفهای این فیلمساز پیشگام را برای خلق این پرتره ظریف از زنی که هر هنجاری را زیر پا گذاشته و انتظارات جامعه را زیر پا میگذارد، مرور میکند....
داستان درباره دو متخصص به نامهای «دیلان» و «جیمی» است که به دلیل مشغله فرصتی برای یافتن دوست و همراه ندارند. آنها توافق می کنند که ارتباط نزدیک و بی قید و شرطی داشته باشند...