این مستند زندگی حرفهای ناتان فلچر، یکی از بهترین موجسواران امواج بزرگ جهان، را روایت میکند. مخاطب در این مستند شاهد رشد و پیشرفت فلچر در ورزش موجسواری و همچنین رابطه خاص او با موجهای غولپیکر خواهد بود.
در کوههای گرجستان، دو زن که مسئول تلهکابین هستند، در حین کار و عبور کابینهایشان از کنار یکدیگر، دلباختهی هم میشوند. این رابطه عاشقانه با مخالفت رئیسشان مواجه میشود.
داستان عشق ممنوعه مارکوس وینیسیوس، یک رومی ثروتمند، و لیژیا، یک زن مسیحی، در پسزمینه آتشسوزی بزرگ رم توسط نرون روایت میشود. مارکوس که از عشق لیژیا ناامید شده، او را میرباید، اما لیژیا پس از این اتفاق عاشق او میشود. مارکوس که باید برای ملاقات با نرون به دربار برود، از لیژیا جدا میشود و پس از بازگشت، رم را در ویرانی میبیند. او به جستجوی لیژیا در میان خرابهها میرود.
در حالی که به طور کامل از زندگی دهه 70 لذت می برد، در رومانی کمونیستی، مرد جوانی دستگیر و به جنایتی وحشتناک متهم می شود. او که چند سال بعد آزاد شد و عمیقاً تحت تأثیر تجربه شوم خود قرار گرفت، سعی می کند بفهمد واقعاً چه اتفاقی افتاده است. آیا او حق دارد از خودش انتقام بگیرد؟...
یک زن جوان (ریکو آهارا) با ناامنی و سوءظن های همسر دومش (کائورو کوبایاشی) با قدرت شخصیت بالا برخورد می کند و این موقعیت بعد از باردار شدن به حساسیت بیشتری می رسد ...
یک اوباش (تلی ساوالاس) یک محکوم سابق (دیوید هاسلهوف) را برای یک نماد جنسی تلویزیونی (جوآن کالینز) به دام می اندازد تا بفهمد جواهراتش را کجا نگه می دارد...
یک دانشجوی فرانسوی همراه با شش شخصیت دیگر از سراسر اروپا به آپارتمانی در بارسلون نقل مکان می کند. آنها با هم به زبان بین المللی عشق و دوستی صحبت می کنند...
گروهی از سربازان اسرائیلی در سال ۱۹۷۷ داوطلبانه در یک کیبوتس نزدیک غزه خدمت میکنند. آنها پس از گذراندن اتفاقات زندگیساز، با مسائل اخلاقی، خشونت و عشق دست و پنجه نرم میکنند و در نهایت دوران کودکی خود را پشت سر گذاشته و وارد بزرگسالی میشوند.
داستان انیمیشن بر روی یک یتی (موجود افسانهای در کوههای هیمالیا) دانشمند به نام میگو تمرکز دارد که متقاعد شده است موجودات نادری که با نام «پاکوتاهها (انسانها)» شناخته می شوند، واقعاً وجود دارند. بعد از اینکه میگو بصورت اتّفاقی با یک پاکوتاه برخورد میکند، او این موضوع را در میان همنوعان خود مطرح میکند امّا هیچکدام حرفهای او را باور نمیکنند. طولی نمیکشد که میگو تصمیم میگیرد تا به تنهایی به جستجوی پاکوتاهها بپردازد. این موضوع در نهایت باعث میشود تا زندگی آرام و بهدور از دغدغهٔ یتیها به سمت دنیایی پر سروصدا و شلوغ کشیده شود...
سفر در نقطه اوج است. از سواحل کارائیب گرفته تا روستاهای دورافتاده در کنیا، صداهای فراموش شده شرایط و عواقب واقعی یکی از بزرگترین صنایع جهان را آشکار می کند...
سایههای فریاد از تپهها فراتر میروند. قبلا هم اتفاق افتاده است. اما این آخرین بار خواهد بود. چند نفر آخر آن را حس می کنند و در اعماق جنگل عقب نشینی می کنند. آنها به سیاهی فریاد می زنند، همانطور که سایه ها از بین می روند،..