داستان چاک هولمز، تهیهکننده فیلمهای پ.و.ر.ن که پس از استونوال به شکلدهی ه.و.ی.ت. ه.م.ج.ن.س.گ.ر.ا.ی.ان کمک کرد و بعدها نیکوکار شد، اما در اواخر عمرش متوجه شد که فقط پولش در محافل نیکوکاری مهم است.
آنیه، دختری جوان، عاشق مردی ثروتمند می شود. او را برای تولدش دعوت می کند، اما او لباس مناسبی برای آن مناسبت ندارد. خانواده اش تصمیم می گیرند برای خرید لباس برای او پول جمع کنند...
وقتی یک کارآگاه پلیس فکر میکند در حال مرگ است و میفهمد که اگر در حین انجام وظیفه بمیرد، بیمه عمرش بیشتر پرداخت می شود ، سعی میکند این اتفاق بیفتد...
بو (کتی یوئن) پس از از دست دادن 90 درصد بینایی خود در یک تصادف رانندگی، به عنوان یک زن نابینا با زندگی جدیدی سازگار می شود. در حالی که شوهرش برای یک سفر کاری از او دور است، غریبه ای وارد خانه او می شود و او را گروگان می گیرد. زمانی که مهاجم او را تحت یک سری شکنجه های روحی و روانی قرار می دهد، بو باید برای زنده ماندن به عقل خود تکیه کند...
یک دانش آموز به یک ساختمان فرسوده در شهر نیویورک نقل مکان می کند. همسایگان عجیب و غریب او در آپارتمان خود معجونی درست می کنند که به آن شراب می گویند، اما وقتی او مقداری از آن را می گیرد، تبدیل به یک هیولای قاتل می شود.
هنکلین و دوروتی پورویس از زندگی در فضای باز در مزرعه غرب میانه خود لذت می برند، تا اینکه حوادث عجیب و غریب و خشونت آمیز در اواخر تابستان به سراغشان می آید...
سلین در 22 سالگی چندین شوک دریافت می کند: پدرش می میرد و او متوجه می شود که او به فرزندخواندگی گرفته شده است. او ارث خود را رد می کند، بنابراین نامزدش او را ترک می کند...
انجل لامِر در آستانه 18 سالگی از کانون اصلاح و تربیت آزاد میشود. او که خاطرات ناخوشایندی از گذشته خود دارد، به همراه خواهر 10 سالهاش سفری را آغاز میکند که ممکن است آینده هر دوی آنها را به خطر اندازد...
مادری غمگین تصمیم می گیرد زندگی و قلب خود را به روی مردم باز کند و کمک بخواهد تا خاکستر پسرش را که در سن 20 سالگی خودکشی کرد در نقاط مختلف جهان پراکنده کند...
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 1 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
جنوب غربی امریکا، سال 1885. گروه کوچکی از آپاچی های چیریکاهوا به رهبری «جرانیمو»، تنها قبیله ی سرخ پوستی هستند که هنوز به دولت امریکا تسلیم نشده اند...