این داستان درباره رابطه پرتنش مادر جوانی به نام مورگان گرانت و دختر نوجوانش کلارا است. مرگ غمانگیز همسر مورگان (کریس)، این تنش را تشدید کرده و آنها را ناچار میسازد تا با هم با سختیهای زندگی روبرو شوند.
زنی در سفری انفرادی در مناطق برفی شمال مینه سوتا، بهطور اتفاقی با صحنه آدمربایی یک دختر نوجوان روبرو میشود. او درمییابد که کیلومترها از نزدیکترین شهر و دور از دسترس آنتن موبایل، تنها امید این دختر نوجوان برای نجات است.
پنج نفر از خدمه یک تانک تایگر آلمانی به یک ماموریت مخفی در پشت خط مقدم نبرد فرستاده میشوند. آنها که توسط متآمفتامین ارتش آلمان تغذیه میشوند، ماموریتشان به طور فزایندهای به سفری به قلب تاریکی تبدیل میشود.
داستان از ناپدید شدن ناگهانی سو یون، نامزد یک رهبر ارکستر، آغاز میشود. ورود زنی به نام می جو به زندگی او، رابطه پنهانی و حس تعقیبشدن، پیچیدگی این داستان را دوچندان میکند.
اعضای مرد یک انجمن کرال در جنگ جهانی اول ثبت نام میکنند و دکتر گاتری سختگیر را برای جذب نوجوانان باقی میگذارند. آنها با هم لذت آواز خواندن را تجربه میکنند در حالی که پسران جوان با اعزام قریبالوقوع خود به ارتش دست و پنجه نرم میکنند.
سفر بروس اسپرینگستین در خلق آلبوم «نبراسکا» در سال ۱۹۸۲، که همزمان با ضبط آهنگ «زاده شده در آمریکا» با گروه «ای استریت بند» پدیدار شد. این آلبوم بر اساس کتاب وارن زینس ساخته شده است.
نبرد نهایی علیه موزان کیبوتسوجی آغاز شده است. سپاه شیطان کش، از جمله تانجیرو، نزوکو و هاشیرا، به قلعه بینهایت کشانده شدهاند و در آنجا باید با شیاطین رده بالای بسیار قدرتمندی مقابله کنند. این نبردی سرنوشتساز و بیامان است.
داستان فیلم درباره یک زوج برادر و خواهر است که با گروه کوچکی به سفر با قایق سفید میروند. یکی از دوستان آنها از دوران کودکی، خطرناکتر از آنچیزی است که به نظر میرسد ...
کریس، سلینا و جی برای ساخت مستند جدیدشان درباره پدیدههای ماوراءالطبیعه، به خانهای متروکه در دل جنگل میروند. در آنجا، آنها با یک روح باستانی و خبیث روبرو میشوند.
هر بدنی از تعداد بیشماری سلول تشکیل شده که مثل یک ارتش منظم عمل میکنند. هر کدام از این سلولها وظیفه خاص خود را دارد. هدف نهایی و هماهنگ همه این سلولها این است که کل بدن یا موجود زنده بتواند به فعالیت خود ادامه دهد و زنده بماند.
فرانچسکا کابرینی، مهاجر ایتالیایی، پس از مشاهده بیماری و فقر در زاغههای نیویورک، سفری جسورانه را آغاز میکند تا شهردار خصمانه را متقاعد کند که برای صدها کودک یتیم مسکن و مراقبتهای بهداشتی فراهم کند...
در چین باستان، اژدهایان زمانی دوستان انسان ها بودند، اما طمع ما به اتحاد آنها پایان داد و این موجودات جادویی شکار شدند. سالها بعد، در قلعهای دورافتاده، یک بردهی جوان به نام پینگ، دوستی غیرمحتمل برقرار میکند...
یک گروه از یتیمان پس از اینکه یک بیماری ویروسی جمعیت بزرگسال کشور را از بین میبرد، برای یافتن زندگی جدیدی به سمت جنوب سفر میکنند، اما در آنجا خود را در معرض خطر یک زن روانپریش میبینند که یک راز خطرناک را پنهان کرده است.
«دون»، پسربچهای چاق و قربانی آزار و قلدری، با روحی به نام «مری» آشنا میشود. مری برای پیوستن به ارواح خانواده آشفتهاش به کمک دون نیاز دارد. این دیدار سرآغاز سفر آنهاست.
گوجو و گتو که زمانی دوست بودند، باید از ریکو آمانای، که به عنوان قربانی ظرف پلاسمای ستارهای شناخته میشود، محافظت کنند. این جادوگران قدرتمند که توسط فرقهگرایان و کاربران نفرین شکار میشوند، با ماموریتی روبرو هستند که محدودیتهای آنها را آزمایش کرده و آیندهشان را شکل میدهد.