تَنوی راینا، که زنی مبتلا به اوتیسم است، متوجه میشود پدر فقیدش که در ارتش هند خدمت میکرده، رؤیایی داشته است؛ او میخواسته پرچم را در یخچال طبیعی سیاچن برافراشته کند. با وجود محدودیتهایی که برای افراد دارای اوتیسم در خدمات نظامی وجود دارد، تَنوی تصمیم میگیرد این مأموریت را به سرانجام برساند.
خواهر لوسی، که راهبهای فداکار است، بعد از گذشت ۲۰ سال زندگی در صومعه، تصمیم به فرار میگیرد تا عشق دوران جوانی خود را پیدا کند. این تصمیم، شروع یک ماجراجویی بینظیر برای اوست.
بعد از اینکه میرا از مشکلات آشوین آگاه میشود و او را ترک میکند، آشوین که یک فیلمساز است، تمام درد و رنج خود را در قالب یک فیلمنامه تخلیه میکند. هنگام ارائه این فیلمنامه، با خودش فکر میکند که آیا واقعاً چنین پایانی را برای داستان زندگی واقعیاش میخواهد.
خانوادهای در خانه پدری که به تازگی فوت کرده، یک صندوق گنج پر از طلا پیدا میکنند. چیزی که در ابتدا مثل یک رؤیای شیرین به نظر میرسد، تبدیل به یک کابوس میشود. آنها توسط صاحب اصلی طلا، یک لپرکان (Leprechaun) شیطون و مرگبار، تحت تعقیب قرار گرفته و کشته میشوند.
اود، جوانی از اهالی بوتون، دل به دختری به نام آده میبازد که از بالی به آنجا مهاجرت کرده است. رابطه آنها در ابتدا بسیار خوب پیش میرفت و آنچنان زیبا بود که گویا دنیای هستی تنها متعلق به این دو نفر است.
مربی مغرور بسکتبالی که به دلیل رانندگی در حالت مستی (DUI) محکوم شده، برای انجام خدمات اجتماعی باید به بزرگسالان دارای تفاوتهای عصبی (Neurodivergent) آموزش دهد. پیشداوری اولیه او رفتهرفته از بین میرود، زیرا بازیکنانش دیدگاهی تازه به زندگی به او نشان میدهند.
نورا، موسیقیدان پیشین، برای پرورش فرزندش به حومه شهر نقل مکان میکند. هنگامی که همسرش برای کار سفر میکند، او با چالشهای مادر بودن به تنهایی، زندگی در خانهای جدید و اشتیاقهای موسیقایی دیرینهاش روبرو میشود. نورا برای غلبه بر این چالشها به ساختن موزیکویدئوهای خیالی پناه میبرد.
تیم فوتبال «هایلند استیت بولداگز» با پیروزی در تمام بازیهای خود، به مسابقات قهرمانی ملی راه یافت. آنها باید با «ساوتپوینت ریدرز» رقابت کنند. این تیم با رهبری کوارتربک خود، «آلونزو اسکات»، به دنبال کسب دومین عنوان قهرمانی است.
در دوران قرنطینههای ناشی از کووید-۱۹، دو دوست صمیمی که در مشاغل خدماتی مشغول به کار بودند، مجبور میشوند برای تأمین معاش خود به دنبال منابع درآمدی جدیدی باشند.
پس از یک حادثه دلخراش، دکتر مولی ریس از سوی گروهی از تبهکاران به اشتباه قاتل شناخته میشود. مولی که غمی عمیق را تجربه میکند، مسیر جدیدی را برمیگزیند؛ او با تمرینات سخت، خود را به یک شکارچی تبدیل میکند تا بتواند اعضای این گروه تبهکار را از بین ببرد.
دو راننده کامیون حمل پول در یک ماموریت عادی، مورد حمله جنایتکاران قرار میگیرند که اهدافشان فراتر از دزدیدن پول است و این اتفاق به یک تعقیب و گریز مرگبار منجر میشود.
در سال ۲۰۰۳، گروهی از سارقان حرفهای که به «مدرسه تورین» شهرت داشتند، یک سرقت تاریخی را در محله الماس آنتورپ انجام دادند. آنها توانستند از یک خزانه که غیرقابل نفوذ به نظر میرسید، صدها میلیون دلار سنگ قیمتی بدزدند. این سنگها تا به امروز پیدا نشدهاند.
بعد از یک رویارویی وحشتناک در یک سایت آزمایش دولتی متروکه، یک مرد خانوادهدار از یک شهر کوچک شروع به دیدن کابوسهایی از گذشته میکند که آینده او را تهدید به نابودی میکند.
یک زن باردار، خانهای را از عمهٔ خود به ارث میبرد و تصمیم میگیرد به همراه شریک زندگیاش به آنجا برود. با ورود آنها، مشخص میشود که یک بدهی کارمایی قدیمی و تاریک از گذشتهٔ شهر، زندگی فرزند متولد نشدهٔ آنها را به خطر انداخته است.
داستان درباره پیتر، یک آدمکش حرفهای است که با گروهی از قاتلین روبرو میشود. دلیل این اتفاق، سوءظن رئیس یک باند تبهکار به پیتر است. رئیس این باند به خاطر شرکت پیتر در جلسات انجمن "معتادان به کار گمنام"، او را به عدم وفاداری به سازمان متهم میکند.
گائو ران، دختر بسکتبالیستی با قد ۱۸۰ سانتیمتر، به دنبال فردی به نام گاد دونگ لی بود. پس از اینکه گاد دونگ لی او را رد کرد، گائو ران به طور غیرمنتظرهای با طراح و دکوراتوری به نام ژانگ یانگ روبرو میشود و به طور اتفاقی طرح او را خراب میکند. گائو ران برای جبران خسارتی که به او وارد کرده است، مدل ژانگ یانگ میشود. در این روند، او خود را درگیر مجموعهای از موقعیتهای خجالتآور مییابد...