ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
خانواده کیجون به روستایی نقل مکان میکنند که قرار است به یک شهر جدید تبدیل شود. در اولین روز حضور کیجون در مدرسه جدید، کفشهای کتونی تازهاش گم میشوند. دو برادری که از یک خانواده پرحاشیه و نامآشنا در آن محله هستند، مظنون اصلی این سرقت به شمار میروند.
مردی که از بخت و اقبال خوبی برخوردار نیست، همواره با شکستهای پیدرپی و ناکامیهای عاطفی روبرو است. او به دلیل رویکرد کمالگرایانهاش در عشق، موقعیتها را برای خودش دشوار میکند. سرانجام، در یک برخورد کاملاً اتفاقی، با کسی آشنا میشود که تمام معیارهای ایدهآل او برای عشق را دارد.
یک پرونده قتل در شهر هاتا، عدالت را به چالش میکشد. یک وکیل بلندپرواز به نام ویر، دفاع از این پرونده را بر عهده میگیرد و در دادگاه با اتفاقات غافلگیرکنندهای مواجه میشود.
زنی از دست مردی خطرناک فرار میکند اما کسی او را باور نمیکند. اکنون، مرد دوباره به سراغ او آمده و وی را به مکانی دورافتاده میکشاند که از دسترس همه خارج است.
سوزانا و خورخه با این امید که در آرامش بتوانند صاحب فرزند شوند، به یک عمارت در کنار دریاچه نقل مکان میکنند. اما وسواس سوزانا به بارداری باعث میشود که روح دختری که به دنبال یک مادر میگردد، جذب آنها شود.
پدر فیلیپو، یک کشیش کاتولیک شکاک است که به یک زن جوان لال علاقهمند و آشفته میشود و درگیر یک سری رویدادهای به ظاهر معجزهآسا میشود که اعتقاد و کشیشی او را زیر سؤال میبرد.
فومی، زنی میانسال، زندگی آرامی در کنار ساحل داره. او روزهاشو با کار در یه کارخانه محلی کوچک، معاشرت با پسر همسایه و شرکت تو گروه زندگی بدون الکل میگذرونه. یه شب، وقتی داره با ماشین به خونه برمیگرده، یه شهابسنگ ریز به ماشینش برخورد میکنه؛ اتفاقی که احتمالش یک به صد میلیونه. فومی اینو به فال نیک میگیره و تصمیم میگیره به فرصتهای تازه تو زندگیش، شاید حتی یه عشق جدید، روی خوش نشون بده.
چوپانی از اهالی جزیره کُرس حاضر نمیشود زمینهای ساحلی خود را به تبهکاران بفروشد. او پس از آنکه پسر یکی از گانگسترها را که برای تهدیدش آمده بود به شدت زخمی میکند، هدف یک تعقیب و گریز بیامان و خشونتآمیز قرار میگیرد.
خواهر و برادر، مگان و نوآ، به طور اتفاقی جسدی را در زیرزمین خانهی پدریشان پیدا میکنند که مدتهاست دفن شده. این کشف، آنها را به اعماق دنیای پر پیچ و خم جنایت و قتل میکشاند.
فداکاری بیدریغ یک مادر به پسرش که در سال 1963 با پای پرانتزی متولد شد، کمک میکند تا بر چالشهای جسمی و موانع اجتماعی غلبه کند. قول قدرتمند او، سفر قابل توجه آنها را در فراز و نشیبهای زندگی هدایت میکند.
گریفین نافلی چهاردهساله، جاهطلبترین نمایشنامهنویس نسل خود است. اما به محض اینکه با برد، کارگر فنی بیست و پنجساله و خوشقیافه آشنا میشود، زندگی و نمایشنامهاش هرگز مثل قبل نخواهند بود.
تکسون، مترجمی افسرده و بیانگیزه، پس از یک قرار ناموفق، زندگیاش به طرز عجیبی شاد میشود. او بیدلیل خوشحال است، به چیزهایی جذب میشود که قبلاً برایش بیاهمیت بودند و حتی پیامهای همکلاسیاش برایش دلنشین میشوند. اما زمانی که میفهمد به یک ویروس کشنده مبتلا شده و با لی گیون، تنها پژوهشگر پادزهر، دیدار میکند، متوجه میشود که تمام این تغییرات، علائم همان ویروس هستند.
دانشآموز دبیرستانی به نام اینیونگ پس از فوت والدینش و بیخانمان شدن، در گروه رقص کرهای پنهان میشود و در آنجا توسط مدیر گروه کشف شده و به ناچار با او همخانه میگردد.
شیطان هیرانیاکاشیپ به دنبال انتقام از ویشنو است و خود را خدا اعلام میکند. پسرش پرالاد همچنان به ویشنو ارادت دارد. ویشنو در قالب نارسینها ظاهر میشود تا شیطان را شکست دهد و تعادل را بازگرداند.
جولی میشرا، وکیل به ظاهر باهوش، و جولی تیاگی، وکیل فرصتطلب و حیلهگر، در دادگاه قاضی تریپاتی با شوخیهای تند، پیچشهای غیرمنتظره و هرجومرجی از جنس عاطفه درگیر میشوند تا یک کمدی دادگاهی تمامعیار شکل بگیرد.