برنده 3 جایزه اسکار. همچنین 21 جایزه و نامزد دریافت 20 جایزه دیگر.
رومانی، سال ۱۴۶۲٫ سلحشوری به نام «ولاد»، معروف به «دراکولا» (اولدمن) از نبرد با سپاهیان ترک باز می گردد و می فهمد که همسرش، «الیزابتا» (رایدر)، به تصور مرگ او خودکشی کرده است. «دراکولا» ایمانش را رها می کند و خون آشام می شود. لندن، ۱۸۹۷٫ «جاناتان هارکر» (ریوز) به ترانسیلوانی اعزام می شود تا معامله ی املاکی در انگلستان را با «کنت دراکولا» به پایان برساند…
آقای “برنر”که با بیماری سردرد میگرن درگیر است روزی مقدار زیادی از مسکن های قوی را یکجا استفاده میکند که همین مسئله موجب از دست دادن اختیار خود و در نهایت شلیک گلوگه به سر خود میشود و خوشبختانه جان سالم به در میبرد اما حالا دچار توهمات شده …
این مستند درباره زندگی آقای کنستانتین است که از رومانی به ترکیه مهاجرت کرده بود و بعد از 20 سال متوجه میشود که همسرش او را در رومانی مرده اعلام کرده است...
سه محکوم رومانیایی بیتفاوت آزاد شده مشروط، رویای طرحهای ثروتمند شدن سریع در ریویرای دریای سیاه را در سر میپرورانند، جایی که یک تیم پلیس جرایم خرد به رهبری کاپیتان پانایت در حال تعطیلات است...
در قرن نوزدهم، گروههای جنگی ترکهای عثمانی در والاچیا از آن سوی رودخانه دانوب به والاشی حمله کردند، در حالی که حاکمان فاناریوت والاچیا با آنها مخالفت نمیکردند...
"رومئو آلدیا" پس از وقوع یک حادثه پیش از امتحان ورودی دانشگاه برای دخترش که باعث خدشه دار شدن آیندهی او شد، مدام به فکر راه حلی است تا اوضاع را روبراه کند، اما هیچکدام از راه رهایی که به ذهنش میرسد با اصولی که به دخترش یاد داده، همخوانی ندارد...
مارسل، تاجر بلژیکی متاهل، به کودکان خیابانی رومانی گرایش دارد. همسرش، ماریلنا، به خاطر حفظ زندگی مشترک، این وضعیت را تحمل میکند. اما با ورود سیمونا که با مواد مخدر و روشهای جدید به تجربیات ج.ن.س.ی. مارسل اضافه میشود، زندگی آنها آشفتهتر میشود. در نهایت، ماریلنا از روی حسادت، سیمونا را طرد کرده و تصمیم به جدایی از مارسل میگیرد.
چند هفته پس از مرگ همسرش یوانا در یک تصادف اتومبیل، مست و تنها در شبی که او 42 ساله می شود، با الکساندرو ملاقات می کند. سباستین، مردی خجالتی و جوانتر، در پنج ماه گذشته معشوقه یوانا بوده است. سباستین درخواستی ظالمانه دارد: او از الکساندرو می خواهد که به او کمک کند تا بر ناامیدی ناشی از مرگ یوانا غلبه کند...
سه مرد که دوستان قدیمی هستند در یک کارخانه قطعات خودرو در یک شهر کار میکنند - وقتی کارخانه توسط برخی سرمایهگذاران خارجی خریداری میشود، آنها به همراه بسیاری از کارمندان دیگر اخراج میشوند و ...
در یکی از بنادر کوچک دانوب، دو زن به طور مخفیانه سوار بر کشتی اتریشی میشوند: هاریکلئا که پس از مرگ شوهر و پسرش، میخواهد با ثروت هنگفتی که از ثروتمندان غارت کرده به استانبول برسد و تاج و تخت را بازپس گیرد.
سه چوپان برای بوسیدن دخترانی که عاشقشان هستند، هر کاری ممکن است را انجام میدهند. افسانه میگوید اگر در روز پشم، یک دختر را ببوسید، او همسر شما خواهد شد. سه چوپان دخترانشان را به روستای Rachitele میبرند و ماجراهای خندهداری رخ میدهد...
یک آهنگساز و نوازنده کنترباس جوان پس از تحصیل در وین به رومانی باز میگردد و به زودی دستگیر و به زندان پیتستی منتقل میشود، جایی که یک آزمایش مبتنی بر شستشوی مغز و شکنجه در حال انجام است...
این فیلم به بررسی ماهیت عمیقاً متناقض عشق در زندگی خانوادگی می پردازد. دوبرین منتظر است معجزه ای رخ دهد تا دنیسا، دختر کوچکترش، از روی ویلچر بلند شود و راه برود...
این آخرین فرصت تیکاست که در روز لانی (یکی از روزهای سنتی در رومانی) یک دختر زیبا را ببوسد، زیرا امسال سن او به سن پسران ناشکفته میرسد. این سنی است که گفته میشود خداوند ذهن آن کسی را که آن را به خوبی استفاده نکرده است تا برای خودش هدفی در جهان بیابد، میگیرد...