همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
شب سال نو است و آخرین شب کاری پاسگاه پلیس قدیمی بخش 13 شهر دیترویت. تمامی تجهیزات، کامپیوترها و پرسنل پاسگاه به محل جدیدش انتقال یافته اند و فقط جیک رونیک، افسر پلیس، آیریس، منشی پاسگاه و جاسپر، پلیس با تجربه در پاسگاه هستند تا آخرین کارها را انجام دهند و چراغ ها را خاموش کنند و بروند...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 8 جایزه دیگر.
«رابرت» و «کاترین» ازدواج کرده اند و با خوشبختی در کنار هم زندگی می کنند. رابرت سفیر ایالات متحده در انگلستان است و همسر او آخرین روزهای دوران بارداری اش را می گذراند. بچه آن ها مرده به دنیا می آید، اما یک کشیش در بیمارستان به رابرت پیشنهاد می کند یک نوزاد دیگر را که در هنگام تولد مادرش مرده است را به فرزندی بردارد. رابرت بدون گفتن به همسرش این پیشنهاد را قبول می کند و آن ها به لندن باز می گردند. طولی نمی کشد که اتفاقات عجیبی رخ می دهد و رفته رفته هشدارهای نگران کننده ی یک کشیش به رابرت باعث می شود او باور کند که بچه ای که از بیمارستان ایتالیا با خود آورده اند، همان ضد مسیح ( دجال ) است.
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین نامزد دریافت 13 جایزه دیگر.
«ویکتور فرانکنستاین» (برانا) تحت تأثیر تجربه های استادش، «والد من» (کلیز)، دچار وسوسه ی چیرگی بر مرگ می شود. وقتی ولگردی (دنیرو) «والدمن» را می کشد و به دار آویخته می شود، «ویکتور» مغز «والدمن» را در سر جنایتکار قرار می دهد و موفق می شود او را به زندگی بازگرداند…
این فیلم درباره دو برادر می باشد که هر دوی آنها عاشق یک دختر می شوند اما این دختر توسط یک کارتل بزرگ مواد مخدر دزدیده می شود و حال این دو برادر می بایستی برای نجات عشق شان با تبهکاران مبارزه کنند…
دهه ی ۱۹۶۰، محله ی ایتالیایی نشین در منطقه ی برانکس نیویورک. پسر بچه ای به نام «کالوجرو» (کاپرا) هم راه با خانواده اش در همسایگی نوشگاهی زندگی می کند که پاتوق «سانی» (پالمینتری) و دارو دسته ی مافیایی اش است؛ همان جایی که «لورنزو» (دنیرو)، پدر «کالوجرو» هشدارش داده که آن طرف ها نپلکد…
نوجوانی که به جرم قتل یکی از اعضای شناخته شده یکی از گروههای خیابانی در ندامتگاه جوانان زندانی شده است، با برادر انتقامجوی قربانی در محیط خطرناک زندان روبرو می شود و...
در شهری از ایالت تگزاس، دو قاتل وحشی روانی از محاصره نیروهای پلیس می گریزند و پا در جاده ای کویری می گذارند. یک کلانتر بنام «ویدل» که به دنبال گرفتن انتقام مرگ برادرش از آن هاست، شروع به تعقیبشان می کند...
در این قسمت ما داستان “میلو” فروشنده مواد مخدر دو فیلم قبلی را دنبال می کنید.او سالخورد شده است،برای جشن تولد ۲۵ سالگی دخترش برنامه ریزی می کند و محموله بزرگ هروئینش تبدیل به ۱۰۰۰۰ قرص روانگردان شده است...
داستان کمدی عشقی این فیلم در مورد یک وکیل خسته از کار ( ریچارد گر ) است که با دیدن یک معلم خوش چهره رقص باله ( جنیفر لوپز ) تصمیم می گیرد در کلاس او نام نویسی کند و...
دامینیکا اِگُرُوایِ بالرین، به عضویت مدرسهی اسپارو که یک سرویس اطلاعاتی روسی است در میآید که در آنجا مجبور میشود از بدنش به عنوان سلاح استفاده کند. اما در اولین ماموریتش، که در آن هدفش یک مامور سیآیاِی است، امنیت هر دو کشور روسیه و آمریکا در خطر قرار میگیرد.
ورنا (امیلیا کلارک) یک پرستار جوان است که استخدام شده تا از یک پسر جوان کر و لال در قلعه ای واقع در توسکانی مراقب کند. پس از گذشت مدتی، ورنا متقاعد میشود که این پسر تحت طلسم یک شحصیت قدرتمند و مرموز قرار گرفته است...