میلیون ها سال پیش زمین با خطر انقراض روبرو بود. از طریق یک نبرد فضایی حماسی بین زمینی ها و مخالفانشان، زمینی ها از گونه ها و فرهنگ های مختلف سعی می کنند از سیاره شان دفاع کنند...
فصل پاییز است و شهر نئو ونزیا پوشیده از برگهای افتاده است. چیزی آنیا را که در سیاره نارنجی (Orange Planet) کار می کند ، آزار می دهد. همکاران ارشد او آلیس و آتنا به دلیل مشغله زیاد یکدیگر را ندیده اند ، که باعث می شود آتنا ناراحت شود. اما به دلایلی ، به نظر می رسد که آلیس به طور کلی از او اجتناب می کند. آنیا با کمک دوستانش آی و آزوسا سعی می کند راهی قطعی برای دور هم جمع شدن آلیس و آتنا بیابد. اما در این مدت ، آنیا از موقعیتی مطلع می شود که فقط او می تواند به دلیل موقعیتی که دارد ، ببیند.
ابیس آخرین مکان کشف نشده در زمین است. موجودات عجیب و خارقالعاده در آن در رفت و آمدند، و پر از آثار مقدسی است که انسانهای کنونی نمیتوانند آنها را بازسازی کنند. آنهایی که جرئت میکنند تا اعماق را جستجو کنند به اسم مهاجمان غار شناخته میشوند. رویای دختر یتیمی بنام ریکو این است که مانند مادرش یک مهاجم غار شود و رمز و رازهای سیستم غار را حل کند...
فیلم تلفیقی دوم از مجموعه تلویزیونی که قسمت های 9-13 را پوشش می دهد. ریکو و رگ به لایه سوم فرود می آیند، جایی که ریکو اولین تجربه خود را از نفرین دارد. آنها به لایه چهارم فرود می آیند، جایی که بازوی ریکو توسط یک Orbed Piercer زخمی می شود و رگ سعی می کند او را نجات دهد. ناناچی به کمک آنها می آید و بازوی مسموم ریکو را نجات می دهد. در عوض ناناچی از رگ می خواهد که همراه جاودانه اش میتی را بکشد. سپس ناناچی به ریکو و رگ در تلاش آنها برای رسیدن به ته آبیس ملحق می شود.
سال 2112؛ تابستانی که آکانه تسونهموری (Akane Tsunemori) به اداره تحقیقات جنایی منصوب شد. تپهای سوگو (Teppei Sugo)، خلبان باتجربه ارتش دفاعی، به عملیات نظامی در اوکیناوا میپیوندد. سه ماه بعد، یک پهپاد جنگی بدون سرنشین به وزارت دفاع در توکیو شلیک میکند. مامور تومومی ماساوكا (Tomomi Masaoka) برای تحقیق در مورد حقیقت این پرونده به پایگاه نظامی سوگو اعزام میشود.
ناتسو دراگنیل و دوستانش به جزیره پادشاهی استلا سفر می کنند، جایی که اسرار تاریکی را فاش می کنند، با دشمنان جدید مبارزه می کنند و بار دیگر جهان را از نابودی نجات می دهند...
میتسوها میامیزو دانشآموز دبیرستانی در ژاپن که از زندگی در روستا خسته شده، آرزو دارد در زندگی بعدی خود تبدیل به پسری خوشسیما در توکیو شود. تاکی تاچیبانا نیز یک پسر نوجوان دبیرستانی اهل توکیو است. زمانی که یک ستاره دنبالهدار به زمین نزدیک می شود، آرزوها و زندگی آنها دستخوش تغییر می گردد و در یکی از روزها تاکی و میتسوها متوجه میشوند که بدنشان با یکدیگر تعویض شده است و ...
چهارده سال از سومین برخورد نزدیک گذشته است.همه دنیا تغییر کرده به جز،"شینجی ایکاری" که در محیطی عجیب بهوش می آید."میساتو" گروهی را تشکیل داده که از "نرو" جدا شده است...
شیء با ارزشی (مهر پادشاه) در حین انتقال به جامعه ارواح به وسیله گروهی مرموز دزدیده شده و توشیرو هیتسوگایا، کاپیتان بخش دهم، که برای انتقال مهر انتخاب شده، با رهبر دزدان مبارزه می کند و کمی بعد ناپدید می شود. پس از این اتفاق جامعه ارواح تشخیص می دهد که هیتسوگایا توشیرو خائن است و باید دستگیر و اعدام شود. کوروساکی ایچیگو این تصمیم را نمی پذیرد و به همراه ماتسوموتو رانگیکو، کوچیکی روکیا و آبارای رنجی تصمیم میگیرند تا مغز متفکر دزد مهر را برملا کرده و هیتسوگایا را پیدا کنند تا آزاد شود. در همین هنگام، یک شیاد به دنبال مجرمان میگردد و به رازی تاریک که مرتبط با یک شینیگامی مرده می باشد، پی می برد.
"میو ساساکی" عاشق همکلاسی خود "کنتو هینود" است و بارها و بارها سعی می کند با تبدیل شدن به یک گربه، توجه "کنتو" را جلب کند، اما در مقطعی، مرز بین خودش و گربه مبهم می شود ...
یک ویروس کشنده به نام مدوزا در سراسر جهان همه گیر میشود. به منظور فرار از این ویروس کشنده تعداد انگشت شماری از مردم انتخاب می شوند و در کپسول هایی به منظور درمان در آینده قرار داده می شوند. "کازومی" یک دختر جوان یکی از ۱۶۰ نفری است که برای این منظور انتخاب شده و در داخل یک قلعه باستانی به خواب مصنوعی درون کپسول ها فرو برده میشود و...
خواهران آریساکا (هاتسونه و کازوکی) و خواهر و برادران کاگورا (یوجی و ماری) زمانی که کوچکتر بودند در همسایگی زندگی می کردند. آنقدر نزدیک که می توانستند از طبقه دوم به ایوان یکدیگر بروند. آنها همیشه با هم بازی می کردند تا اینکه یک روز خواهر و برادر کاگورا مجبور به نقل مکان شدند. 10 سال گذشته است و خواهر و برادرهای کاگورا در حال بازگشت هستند! یووجی تبدیل به یک منحرف شده و ماری همون بچه ننه سابق نیست؟!
رین آسوگی ممکنه یه خانم اداری معمولی به نظر بیاد ولی اون بیرون در واقع یه کارآگاه خصوصیه که هر کاری رو قبول میکنه، حتی پیدا کردن یه گربه ی ولگرد که به لابراتوار یه شرکت با امنیت بالا نفوذ کرده. اون به معنای واقعی کلمه فنا ناپذیره، به طور خارق العاده ای هر گونه زخم و صدمه ش خوب میشن.رین همراه با شریکش میمی، به تیره ترین اسرار جامعه نفوذ میکنه، ولی کسایی که اون خودشو ازشون مخفی میکنه خیلی گمراهن...
مرکزیت "مجتمع مسکونی سی" کیمیه که توی یک مجتمع مسکونی ارزون قیمت و کوچولو در کنار دریای شهر کوروساکی زندگی میکنه. انگار هرجایی که میره دردسر دنبالش میکنه و اتفاقات وحشتناک شروع به رخ دادن میکنن. آیا یک شیطان باستانی درحال دنبال کردن ساکنین مجتمع مسکونی سی میباشد؟
یوکو یوشیدا با نام مستعار سایه یوکو که روزی توانایی های خفته خود را به عنوان یک شیطان بیدار می کند، توسط جدش لیلیث ماموریت شکست دختری جادویی از خاندان لایت را به عهده می گیرد. یوکو از طریق همکلاسیاش آنری سادا با دختر جادویی مومو چیودا آشنا میشود و او را به یک دوئل دعوت میکند، اما به دلیل کمبود قدرت به سرعت شکست میخورد. از آن زمان، یوکو با نقش خود به عنوان یک شیطان و دوئل خود با مومو مبارزه کرد و مرتباً از او کمک گرفت. با این حال، در یک تصادف عجیب، یوکو همچنین با سلب قدرت مومو برای همکاری در حفاظت از صلح شهر تاما، او را ضعیف می کند.
این داستان "جنگ های گل رز" که در قرون وسطا رخ داد را به تصویر می کشد . نبردی خونین بین رزهای سفید یورک و رزهای سرخ لنستر بر سر پادشاهی انگلستان. ریچارد پسر سوم خانواده یورک با رازی بزرگ متولد می شود.او هم مرد است و هم زن، ریچارد که خود را به خاطر دوجنسه بودنش نفرین شده می داند، و بااینکه کشتی سرنوشتش شکسته و متلاشی است اما بازهم سعی دارد دل به دریایی طوفانی و پر تلاطم بزند. داستانی فانتزی و تاریک که از دارم های تاریخی " هنری ششـم" و "ریچارد سوم" شکسپر اقتباس شده است.
یک اوتاکوی عشقِ ربات ژاپنی پس از یک حادثه ماشین سواری از دنیا می رود ولی روح او در دنیای دیگری حلول پیدا می کند. آنجا او با نام “ارنستی اچواریا” شناخته می شود و تمام علائق و خواسته های دنیای قبلی خود را نیز بهمراه دارد. حالا ارنستی به دنبال یادگیری و هدایت رباتی بزرگ به نام “شوالیه سیلووته” می باشد؛ رباتی که سلاحی قوی به حساب می آید و در این دنیا وجود دارد.
کوکوهانا-تی، یک هتل بهمراه چشمه آب گرم می باشد که بین این دنیا و دنیای دیگری واقع شده است و بازدید کنندگان بسیاری دارد. داستان بر روی کارکنان این هتل که شکلی به حالت ارواح روباه نما دارند متمرکز است.
در زمانهای قدیم، آن هنگام که انسانها و اهریمنان در کنار هم همزیستی نامسالمت آمیزی داشتند، پادشاهی از اهریمنان شاهدختی انسان را به گروگان گرفت و در قلعه خود حبس کرد. بِرِفت، موالیان شاهدخت در اندوه غیابش سینه زنی میکردند... تا قهرمانی برخیزد و شاهدخت را نجات دهد! اما تا ظهور این سلحشور در زره درخشانش، یک شاهدخت اسیر چه میتواند بکند؟ نگهبانان خرسکی با بال های خفاشی بسی ناز هستند، ولی خب، این اسارت کسل کننده است! چنین بود که وی تصمیم گرفت ساعات طولانی اسارت را در خواب بگذراند، اگر بتواند اندکی آرامش بیابد، و یا از بیخوابی بگریزد!
آرته در یک خانواده اشرافی در فلورنس در قرن 16 ام و دوران رنسانس متولد شد. در آن زمان از هنرمند شدن دخترها استقبال نمیشد. با اینحال آرته به خاطر عشقش به هنر زندگی اشرافی رو کنار میذاره که به یک هنرمند تبدیل بشه.
در دنیایی که مفهوم موسیقی وجود نداره، داستان از آنجایی شروع میشود که پسری با دختری به نام میو آشنا میشود. دختری اسرار آمیز که یک رابط موسیقی به بدن پسر متصل میکند. این دو نفر با تاریخ موسیقی راک آشنا میشوند و به ماجراجویی فراموش نشدنی ای می روند.
سگاوا یوتا یه دانشجوی سال اولیه. اون تو بچگی خانوادشو از دست داد و خواهرش یوری بزرگش کرد. یوتا از وقتی که دبیرستان بود و خواهرش با یه مرد میانسال ازدواج کرد ، به تنهایی زندگی میکرده. یه روز یوری به آپارتمان یوتا میاد و ازش درخواست میکنه تا درهنگامی که یوری و شوهرش مسافرتن از سه تا دخترش مراقبت کنه. یوتا با بی میلی قبول میکنه ولی هواپیمای خواهرش ناپدید میشه ! برای اینکه دخترای یوری جداگانه هرکدوم توسط یکی از بستگان بزرگ نشن ، یوتا تصمیم میگیره تا سه تاییشون رو بزرگ کنه. زندگی یه خانواده عجیب تو یه آپارتمان نقلی شروع میشه.
دو دانش آموز دبیرستانی، تایچی و رین در روز روشن ناپدید می شوند. آن دو به دنیایی از شمشیر و جادو وارد شده اند. نهایتا پس از حمله هیولاها، موفق به فرار می شوند، به خاطر توصیه ماجراجویی راه انجمن را در پیش می گیرند. در آنجا، می فهمند که نیروی جادویی بسیار قدرتمندی را تصاحب کرده اند. پس دانش آموزان معمولی دبیرستانی به بزرگترین فریبکاران مبدل می شوند.
ریوجی پسر دبیرستانیست که به سبب چهره ی خشن و ترسناکی که دارد همه از او فرار میکنند و سعی میکنند که رابطه ی نزدیکی با او نداشته باشند .اما واقعیت آن است که ریوجی تنها شمایل یک یاکوزا را از پدرش به ارث برده است و هیچ کار خلافی از او سر نزده است . از طرفی ” تایگا ” دختر ریز نقشی است که بر خلاف ظاهرش فوق العاده خشن و بزن بهادر است . تایگا عاشق دوست ریوجی ، ”یوساکو” است و ریوجی عاشق دوست تایگا ، ” مینوری ” . به طور اتفاقی تایگا با ریوجی برخورد میکند و تصمیم میگیرند که به یکدیگر برای رسیدن به معشوقه یشان کمک کنند
ساليانه پيش صلح و آرامش توسط کنشيرو به سرزمينها بازگشته بود . امّا او حالا رفته است , و فقط افسانه ايي از او باقيست .پس از گذشت زمان , اختلافاتِ طبقاتي باعث آغازِ دوراني جديد از هرج و مرج و خشونت شده است , حکومتِ ظالمِ روي کار آمده , جنگجوياني مهيب از "گنتو کوئوکن" , يعني محافظانِ ستارۀ امپراتور هستند .لين و بارت بزرگ شده اند و نيروهاي مقاومتي با نامِ "لشکرِ هوکتو" را هدايت ميکنند , در همين زمان که شرايط به سخت ترين شکل ممکن در آمده , کنشيرو باري ديگر بر ميگردد !
نبرد بر سر جام مقدس.سال ها پیش سه خاندان بزرگ جادوگری جام مقدس رو به کمک تمام قدرتشون احضار کردن تا به آرزشوهاشون برسن اما این جام تنها یک آرزو رو برآورده می کرد و همین باعث تفرقه بین این سه خاندان شد و جنگ های جام مقدس رو به وجود آورد.در این جنگ ها افرادی توسط جام انتخاب میشن و به اون ها خادمانی داده میشه تا از خودشون دفاع کنن و در نبرد شرکت کرده و به جام برسن و آرزوش خودشون رو برآورده کنند.نبرد چهارم نزدیک هست و اکثر خانواده های جادوگری به دنبال روشی مطمئن برای پیروزی در جنگ هستن تا هرکدوم به آرزوی خودشون برسن.خانواده اینزبرن از کریتسوگو امیای جادوگرکُش برای رسیدن به هدفشون یعنی تکمیل جادوی سوم ” احساس بهشت ” کمک گرفتند.خانواده توهساکا با کلیسا متهد شدند و پیر خاندان ماتو یعنی زوکن نیز دست به هرکاری میزنه تا خودش رو برای نبرد آماده کنه.در این بین افرادی از خانواده های دیگه ای هم به عنوان سَرور انتخاب شدن و وارد این بازی خطرناک میشن که ممکن هست به قیمت جونشون تموم شه…