در میان شلوغی جمعیت هالووین، ناگهان پردهای بر فراز منطقهی شلوغ شیبویا کشیده میشود و تعداد بیشماری از شهروندان را در خود گرفتار میکند. در پی این اتفاق، ده مستعمره در سراسر ژاپن به لانههای نفرین تبدیل میشوند.
پدر کانا برای بازگرداندن او به دنیای اژدها میآید، در شرایطی که جنگی بزرگ بین نیروهای هرجومرج و هماهنگی در حال آغاز است. کانا باید بین وفاداری به دوستانش و وظیفهاش یکی را انتخاب کند، در حالی که نیرویی ناشناس و خطرناک هر دو جهان را به خطر انداخته است.
تیم والیبال دبیرستان کاراسونو، علیرغم حضور رقبای سرسخت در تورنمنت هاروتاکا، با موفقیت از مرحله مقدماتی این مسابقات در استان میاگی گذر کرد و به دور سوم راه یافت.
داستان درباره فردی به نام لاکس کلاین است که به ریاست سازمانی برای حفظ صلح میرسد. اما او درمییابد که اوضاع آنطور که به نظر میرسند ساده نیست و پیچیدگیهای پنهانی وجود دارد.
آکانه تسونهموری، بازرس ارشد اداره امنیت عمومی، در یک جلسه حضور داشت که گزارشی مبنی بر وقوع یک حادثه در یک کشتی خارجی به او رسید. این حادثه آغاز یک پرونده بزرگ و غیرمنتظره بود که تسونهموری مسئول رسیدگی به آن شد.
میدوریا، شوتو و باکوگو با بزرگترین آشوب تاریخ بوکو نو هیرو آکادمیا روبرو میشن و فقط دو ساعت زمان دارن تا دنیا رو نجات بدن! در حالی که این سه دانشآموز برای کارورزی رفتن پیش قهرمان نامبروان، اندوور؛ میدوریا و دوست جدیدش رودی به جرم نکرده، تو لیست تحت تعقیبای اینترپل قرار میگیرن. آیا دکو و دوستش میتونن هیومرایز رو در نابود کردن تمام کوسههای جهان ناکام بذارن؟
در پی اتفاقات فصل سوم سایکو-پاس، بازرس ایگناتوف با سازمانی به نام بیفروز آشنا میشود. بازرس ارشد آسوزا، حملهای به برج اداره امنیت عمومی را رهبری میکند.
در حالی که گروه کنسرت دبیرستان کیتاوجی برای مسابقات ملی آماده می شوند ، پاییز در راه است و خدمه اخبار نگران کننده ای مبنی بر ترک آسوکا تاناکا ، نایب رئیس باشگاه و یکی از بازیکنان حیاتی افونیوم گروه را می شنوند....
ناتسو دراگنیل و دوستانش به جزیره پادشاهی استلا سفر می کنند، جایی که اسرار تاریکی را فاش می کنند، با دشمنان جدید مبارزه می کنند و بار دیگر جهان را از نابودی نجات می دهند...
اوربِ ابرمرد همراه با ایکسِ ابرمرد یه تیم میشن تا با ساحرهی بدذات مولنائو، کسی که به کمک رقیب دیرینهاش جوگلوسِ شعبدهباز بدنبال اضافه کردن زمین به مجموعه جواهراتش هست بجنگن
در زمانی که سارایوو توسط یک دستگاه هسته ای خانگی از بین میرود، این داستان نشان دهنده دنیایی است که با نسل کشی روبرو شده است. یک مرد آمریکایی به نام جان پل به نظر می رسد مسئول تمام این عامل اطلاعاتی در سرتاسر کشور میباشد که...
داستان Kingsglaive به موازات Final Fantasy XV اجرا می شود و حول محور شخصیت اصلی XV یعنی پادشاه پدر King Regis و دوست دوران کودکی Lunafreya، بعد از Noctis که در یک سفر جاده ای با دوستانش قرار دارد رخ می دهد. پادشاه جادویی لوسیس اقامتگشاهش کریستال مقدس است، اما امپراتوری شوم نیفلهایم بی دلیل می خواهد جلوی آن ها رو بگیرد و ...
بعد از پیروزی غیرمنتظره اش در برابر کیسوکه رد سان، شهرت جدید تاکومی باعث شد که رهبر نایت کیدز میوگی، تاکشی ناکازاتو، به صورت رسمی چالشی را ارائه دهد...
شراکت بین کوتسوتسو و بارنابی به دلیل اخراج کوتسوتسو توسط مالک جدید آپولون مدیا به پایان رسید. بارنابی با گلدن رایان، یک قهرمان جدید با قدرت های شگفت انگیز و مغرور، جفت شد.
پسری 16 ساله به نام “یوشی اینابا” که به تازگی پدر و مادر خود را از دست داده است به خانه جدیدی نقل مکان می کند. اما طولی نمی کشد که اینابا متوجه می شود آن خانه پر از موجوداتی ماوراطبیعه و غیرعادی است. موجوداتی مانند ارواح، یوکای و مونونوکه. و حال باید زندگی خود را در کنار آن موجودات سر کند.
اتفاقات در ~After Story~ بلافاصله بعد از فارق التحصیلی تومویا از دبیرستان اتفاق می افتند. بعد از اعلام عشقش به ناگیسا آنها روابط بسیار نزدیکی را با هم شروع می کنند. اما ناگیسا رازی را از تومویا پنهان می کند و این راز زندگی هر دوی آنها را تغییر خواهد داد.
تومویا اُکازاکی دانش آموز سال سوم دبیرستان و خسته از زندگی است. وقتی کوچک بود، مادرش بر اثر تصادف با ماشین جان خود را از دست میدهد و به همین دلیل پدرش به سیگار و الکل رو می آورد و همین باعث دعواهای مکرر بین تومویا و پدرش میشود تا این که در یکی از این دعواها ، تومویا شانه اش آسیب میبیند. از آن به بعد رابطه ی بین او و پدرش دورتر و دورتر میشود. روزی وقتی در حال بازگشت به خانه بود با دختر ِعجیبی به اسم ناگیسا فوروکاوا ؛ که یک سال از او بزرگ تر است ملاقات میکند. مریضی ِناگیسا باعث تنها شدن او و ترک دوستانش میشود. این دو شروع به گذراندن وقت با یکدیگر میکنند و کم کم؛ با گذشت زمان، تومویا احساس میکند زندگی ِخسته کننده ی گذشته اش دارد مسیر تازه ای به خود میگیرد.
برادرت چه جور آدمیه؟ برای میائو، برادرش فِن کسیه که هر روز صد بار او را آزار میده و باعث میشه عصبانی بشه؛ روز آرامی ندارن که دقیقهای در حال جنگیدن نباشند. اما وقتی مشکل پیش میاد، فِن تبدیل به یک برادر مهربان و محافظ میشه که هر قیمتی رو پرداخت میکنه تا خواهر کوچکش رو حفظ کنه.
توکا کشاورز متوسط (کمی منحرف) شما در روستای چزا است. در حالی که او رویای قهرمان شدن و بدست آوردن دختر را در سر می پروراند، قهرمان واقعی، Sion، در حال مبارزه با شیاطینی است که تهدید به حمله به جهان هستند! اما یک روز توکا به طور تصادفی قهرمان را می کشد...؟! با مرگ قهرمان افسانه ای، کی قرار است دنیا را نجات دهد؟! توکا به سرعت جسد سیون را دفن می کند تا شواهد را پنهان کند، اما روز بعد از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که دیگر در بدن خودش نیست...!!
در هکایدو در سرزمین های دوردست شمالی ژاپن, "سوگی موتو" از جنگ بین امپراطوری های روسیه و ژاپن جون سالم به در برده . در حین جنگ به او لقب سوگی موتوی فناناپذیر رو دادن . سوگی مو به امید این که زنش رو که قبلا یک بیوه بوده و در جنگ به بیماری مبتلا شده, نجات بده به دنبال پولدار شدن ـه و به جویندگان طلا پیوسته . در حین جست و جوهاش برای طلا نقشه ی یک محموله ی مخفی طلا رو که متعلق به جنایتکارها و خلافکارهاست, پیدا میکنه . سوگی مو با همکاری یک دختر دورگه ...
آئي انما یک بار دیگر به عنوان جيگوکو شوجو بازميگردد که از جيگوکو تسوشين (خط تلفن داغ جهنم) استفاده ميکند تا به مردم اجازه دهد که نفرین خود را در برابر آزاردهندگان خود قرار دهند و آنها را مستقيماً به جهنم بفرستند. به عوض، کاربران وب سایت پس از مرگ در جهنم خواهند بود. در همین حال، دختر مرموزی با چشمان آبی به نام کیکوری ظاهر میشود و به نظر میرسد قصد عجيب و غريبي در قبال آئي و عمليات جيگوکو تسوشين دارد.
داستان به Ichigo Momomiya میپردازد، دختری که با قدرت گربه پلنگ Iriomote به میو ایچیگو (توت فرنگی) تبدیل میشود تا زمین را از دست بیگانگان انگلی Chimera Anima نجات دهد.
این یک انیمه اینترنتی اصلی (ONA) به تعداد هشت قسمت است که همزمان با جنگ یک ساله و موبایل سوت گاندام اتفاق میافتد. در سال ۰۰۷۹ UC، نبرد سخت و سرسختانهای بین نیروهای فدراسیون و زئون در منطقه "ثاندربولت" رخ میدهد. این منطقه کمعمق پُر از آوار مستعمرات فضایی نابود شده است و به خاطر تخلیههای الکتریکی مکرر به این نام شناخته میشود. داستان بر روی ایو فلمینگ، سرباز فدراسیون، تمرکز دارد که با داریل لورنز، تکتیرانداز برجسته زئون، روبرو میشود.
کوهی اینوزوکا یک معلم است که پس از مرگ همسرش، به تنهایی از دختر کوچکش مراقبت می کند. او در آشپزی خوب نیست، بنابراین او و دخترش تسوموگی غذاهای بسته بندی شده از فروشگاه می خورند. یک سری اتفاقات باعث می شود یک شب به رستورانی بروند که توسط مادر یکی از دانش آموزانش، کوتوری، اداره می شود. مادرش آنجا نیست، اما کوتوری بهترین تلاش خود را برای تغذیه هر دو نفر انجام می دهد. معلوم می شود کوتوری اغلب تنهاست زیرا والدینش طلاق گرفته اند و مادرش اغلب در آنجا نیست. سه نفر آنها شروع به دیدار و پخت غذای خوشمزه با هم می کنند.
یک روز، ولیعهد سیگ صدای خدایان را کاملاً می شنود. ظاهراً، نامزد او لیزلوت یک شرور "تسون د رایس" است که قرار است با مرگ او ملاقات کند ... و زبان تیز او فقط راهی برای پوشاندن خجالت او است. شاهزاده پس از کشف جنبه پنهان لیزلوت شایان ستایش به سختی می تواند خود را مهار کند. او نمی داند، موجودات بهشتی که این دانش را به او عطا کردند در واقع دبیرستانی هستند! آیا او می تواند از پیشگویی الهی آنها (بیایید تفسیر بازی کنیم) برای نجات نامزد خود و جلوگیری از پایان بد استفاده کند؟!
تو یه زندان تو ژاپن جوتارو کوجوی ۱۷ ساله زندگی می کنه: یه آدم وحشی، مبارز و خلافکار که یه نیروی غیر قابل کنترل تسخیرش کرده! سرتاسر دنیا نیروهای شیطانی در حال بیدار شدنن: “استند”ها، موجودات وحشتناک نامرئی که به حاملاشون قدرتهای بی نظیری می دن.جوجو برای نجات مادرش باید نیروی تاریک وجودش رو مهار کنه و به مصر سفر کنه تا خون آشام صد ساله ای که دنبال خون اعضا خونواده اشه رو شکست بده. ولی این راه رو به این آسونی نمی شه رفت؛ چون دشمنان زیادی قصد دارن در مقابلش ایستادگی کنن .
یک اوتاکوی عشقِ ربات ژاپنی پس از یک حادثه ماشین سواری از دنیا می رود ولی روح او در دنیای دیگری حلول پیدا می کند. آنجا او با نام “ارنستی اچواریا” شناخته می شود و تمام علائق و خواسته های دنیای قبلی خود را نیز بهمراه دارد. حالا ارنستی به دنبال یادگیری و هدایت رباتی بزرگ به نام “شوالیه سیلووته” می باشد؛ رباتی که سلاحی قوی به حساب می آید و در این دنیا وجود دارد.
در دنیای مملو از موجوداتی خطرناکی به نام youma دختر جوانی با چشم های نقره ای به نام Clare که از طرف سازمانی که دخترانی جوان که نیمی youma هستند را آموزش می دهد به نابودی این موجودات می پردازد. با در نظر گرفتن همراه کردن پسر جوانی با خود و از دست دادن کنترل خود به نیمه ی youma و با Awakening شدن به او ماموریت های خطرناک تری محول می شود.
آوریل 2095. یک قرن از زمان تثبیت جادو به عنوان فناوری واقعی می گذرد. این دو خواهر و برادر در یک مدرسه معتبر برای شعبده بازان به نام دبیرستان اول وابسته به دانشگاه جادوی ملی، که بیشتر به عنوان "دبیرستان جادویی" شناخته می شود، ثبت نام می کنند. تاتسویا، برادر بزرگتر، یک "نامنظم" با نقصی کشنده در قدرت جادویی خود است. خواهر کوچکتر، میوکی، یک دانش آموز ستاره دار با استعداد جادویی بی بدیل است. اگرچه آنها اکنون به قدری صمیمی هستند که به عنوان یک زوج اشتباه می شوند، فقط چند سال پیش، این دو رابطه ناکارآمدی داشتند، جایی که آنها چیزی بیش از یک ارباب و خدمتکار نبودند. اما یک حادثه رابطه آنها را برای همیشه تغییر می دهد. سه سال پیش در اوکیناوا، یک تجربه فراموش نشدنی روح و سرنوشت آنها را بر سر آنها می چرخاند.
میکو یه دانشآموز دبیرستانی عادیـه که بعد از زمانی که شروع به دیدن هیولاهای زشت و وحشتناک میکنه، زندگیش به کلی عوض میشه. با اینکه خیلی وحشت زده شده، اما سعی میکنه که به زندگی روزانهی خودش ادامه بده، اون وانمود میکنه متوجه چیزهای وحشتناکی که اطرافش داره اتفاق میفته، نیست. اون باید این ترس رو تحمل کنه تا خودش و دوستش هانا رو از خطرات حفظ کنه. حتی اگه به معنای روبهرو شدن با وحشتناکترین چیز ممکن باشه. با ترکیب کمدی و وحشت، میروکو-چان داستان دختری رو میگه که سعی میکنه با عادی رفتار کردن، در مقابل موجودات فراطبیعی ایستادگی کنه.
کایجی ایتوی یک انسان شر و مردم آزار است،یک روز با مردی ملاقات می کند،مرد که خود را اندو مینامد با پیشنهادی برای کایجی نزد او آمده است،به نظر میرسد جنسی که ارزش بسیار بالایی داشته زمانی که کایجی در مغازه او کار می کرده ناپدید شده و او کایجی را مقصر می داند حالا کایجی می تواند به کشتی ای برود که تمامی قماربازانی که مثل او مقروض اند در آن هستند و با قمار پولی که اندو به او می دهد برنده شود و قرضش را بدهد و یا برای همیشه برای اندو کار کند.کایجی تصمیم میگیرد به آن کشتی برود تا علاوه بر صاف کردن قرض هایش کمی هم پول به جیب بزند.
"سلام، دختران و پسران! آیا پسرانی را دوست دارید که بیش از یک رو و جنبه دارند؟" اُموتا اورامیچیِ ۳۱ ساله مربی ژیمناستیک در برنامه تلویزیونی و آموزشی کودکان "همراه با مادر" است. او ممکنه که از بیرون شیرین باشد، اما همه دخترها و پسرها هر وقت نگاهی به تاریکی بزرگسالانه او می اندازند میترسند و این نتیجه بی ثباتی عاطفی اورامیچی-سنسی است. این یک مداحسرایی غم انگیز برای همه "دختران و پسرانی" است که اکنون بزرگ شده اند!