یک جوان برای نجات دوست دخترش از دست سه بیمار روانی فراری شیطانی به هالیوود می رود. او باید قبل از اینکه این بیماران روانی نقشه های سادیستی خود را عملی کنند، دوست دخترش را از یک خانه در هالیوود نجات دهد...
یک دادستان منطقه با اعتقاد قوی به مجازات اعدام و شهرت به دنبال آن در همه پرونده هایش، زمانی که چندین قتل وحشتناک، که همگی مشابه پرونده هایی است که در گذشته محاکمه و محکوم شده بود، شروع می شود، آشفته می شود.
سوزان، مادری پولدار و متاهل است که از زندگی بورژوا و کسالتبارش خسته شده است. او تصمیم میگیرد بهعنوان فیزیوتراپ به دنیای کار برگردد و مطب کوچکی در حیاط خلوت خانهشان بسازد. سوزان در خلال استخدام معمار برای ساخت مطب، عاشق او میشود...
دوستان دوران کودکی کوبی و آوا فقط در تعطیلات تابستانی یکدیگر را می بینند. با گذشت زمان، شخصیت ها نسبت به یکدیگر احساساتی پیدا می کنند، اما داشتن یک رابطه از راه دور یک چالش بزرگ برای هر دو است...
در 27 آوریل 1813، نیروهای آمریکایی بریتانیایی ها را در یورک (تورنتو کنونی) شکست دادند و پایتخت کانادا را تصرف کردند - اما نه قبل از متحمل شدن ضررهای خود...
برنده 3 جایزه اسکار همچنین دریافت 5 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 6 جایزه دیگر.
دو فرزند عموی دور از هم در یک مراسم عروسی برای یک زوج مسن به هم میرسند. با گذر زمان، دوستی نزدیکی بین آنها شکل میگیرد، اما همسرهایشان فکر میکنند که آنها فقط دوست نیستند....
یک کمدی سیاه که در یک دهکده اروپایی شرقی با شخصیتهای عجیب و غریب، اما همچنین نادیا - یک زیبایی خوشاندام و نقطه کانونی زندگی بسیاری از روستاییان - اتفاق میافتد.
اگرچه قلبها، اهداف و آرزوها برای هر کسی در شهر هوشی مین که از نظر فرهنگی در حال تغییر است، متفاوت است، داستانهای چهار فرد جداگانه، تصویری واضح از گذشته، حال و آینده شهری را ترسیم میکند که به سوی عصری جدید گام برمیدارد.
نامزد جورج به دلیل ازدواج بد 10 سال پیش پشیمان است. جورج آرزو می کند که بتواند اوضاع را تغییر دهد و ناگهان خود را 10 سال قبل می یابد - چند روز قبل از عروسی. آیا او می تواند چیزها را تغییر دهد؟..
داستان دختری به نام تیلور که با سلامت روان، غم و اندوه و دوستی دست و پنجه نرم می کند. این برنامه نگاهی صمیمی از زندگی وی را به شیوه ای طنزآمیز به اشتراک می گذارد...
برت اسپراگ مردی خشن و روانپریش است که پس از گذراندن دوران محکومیتش به جرم حمله به آزادی مشروط آزاد میشود. همانطور که او به خانه خانواده اش برمی گردد و ما او و برادرانش، استیوی و گلن را برای 24 ساعت آینده تماشا می کنیم، مشخص می شود که این روز پایان خوبی نخواهد داشت...