خانواده ای با دوستان دیرینه و دو فرزند خردسال خود به سفر آخر هفته می روند، اما وقتی بچه ها پس از ناپدید شدن یک شبه در جنگل، رفتار عجیبی از خود نشان می دهند، به چیزی فوق طبیعی مشکوک می شوند...
داستان "آن" دختری خجالتی و فاقد اعتماد به نفس است که به مدرسه جدیدی نقل مکان کرد. او با هوش و پشتکار خود، باشگاه آکادمیک را با هدف فراهم کردن فرصت های بزرگتر برای اعضای خود برای فتح مسابقات دانش در مدارس و سایر کشورها راه اندازی می کند ...
بر اساس تجربیات واقعی دیو فیش ویک؛ «بانک دیو» داستان این است که چگونه یک مرد طبقه کارگر برنلی و میلیونر خودساخته برای راه اندازی یک بانک اجتماعی مبارزه کردند...
مارگو و تایلر، یک زوج جوان به جزیرهای دورافتاده سفر میکنند تا در یک رستوران منحصر به فرد غذا بخورند، جایی که سرآشپز اسلوویک یک منوی مجلل را با شگفتیهای تکاندهنده آماده کردهاست...
این فیلم داستان لیدیا تار، موسیقیدان مشهور جهان و اولین رهبر ارکستر زن تاریخ آلمان را روایت میکند که تنها چند روز با ضبط سمفونیای فاصله دارد که او را به اوج حرفهای فوقالعادهاش میبرد...
کمدین داریو اورسی آخرین برنامه استندآپ خود را ارائه می دهد که در آن، در حالی که ناله می کند، نگاهی اجمالی به جهان بینی خود و آنچه فکر می کند خوشبختی در مورد آن است می اندازد ...
هیتلر، خانوادهاش و نزدیکترین متحدانش که در اعماق کوههای آلپ باواریا منزوی شده بودند، پنهان شدند و دستوراتی را برای ارتشها در سراسر اروپا صادر کردند، در حالی که آنها در آرامش بودند، ناهار میخوردند و از صلحی اخروی لذت میبردند...
شانگهای سال 1934. در دنیای حشرات به موازات انسانها ، بازرس سان ، یک عنکبوت تنها ، قبل از شروع بازنشستگی ، آخرین مأموریت خود را در برابر دشمن بزرگ خود "ملخ قرمز" رهبری می کند...
هنگامی که یک پیرمرد آسیایی مورد حمله قرار می گیرد ، یک بوکسور جوان متجاوز را بیرون می کشاند. این او را به یک ستاره تبدیل می کند و توجه قهرمان وزنه برداری را به خود جلب می کند ، که بوکسور جوان را به یک مسابقه غیرمستقیم در طول همه گیری Covid-19 به چالش می کشد...
اسب کلایدسدال ، که به خاطر پاهای سفیدش مشهور است ، در معرض خطر مرگ است. این اسبهای غول پیکر و نمادین در همان مکانی که برای اولین بار پرورش داده شده اند - اسکاتلند در آستانه انقراض قرار دارند...
واتانوکی توانایی خاصی در دیدن یاکاشی دارد. یک روز، او توسط یک پروانه به یک فروشگاه مرموز هدایت می شود. در آنجا با صاحب فروشگاه یوکو آشنا می شود. به او می گوید که آرزوی ارزشمندترین چیزش را به او خواهد داد...