⚠️ مشکل درگاه برطرف شد 💙 در صورتی که کد گرفتید و اکانتتون شارژ نشده. الان مجددا کد خودتونو وارد کنید. یا با پشتیبانی تماس بگیرید.
دوستانی که خرید انجام دادهاند اما کد شارژ برای آنها فعال نشده است، لطفاً نگران نباشید. مشکل مربوط به اختلال در ارتباط بین سرورهای ایران و خارج از کشور است. به محض رفع این اختلال، تمامی کدها فعال خواهند شد. لطفاً کد دریافتی خود را نزد خود نگه دارید؛ این کدها منقضی نمیشوند، حتی اگر در حال حاضر با پیام «کد نامعتبر» مواجه شوید.
💙 کاربران گرامی نایتمووی،
با قدردانی از همراهی و صبوری شما در روزهای اخیر، به اطلاع میرسانیم با بهبود تدریجی وضعیت اینترنت، فعالیت نایتمووی به روال سابق بازگشته است.
مطابق وعده قبلی، جبران روزهای از دست رفته اشتراک تمامی کاربران در روزهای آتی به صورت خودکار به اعتبار حسابها افزوده خواهد شد.
💎 حمایت از نایتمووی: در این برهه حساس، برای حفظ پایداری خدمات و تأمین هزینههای سنگین زیرساختی، بیش از همیشه به حمایت شما عزیزان نیازمندیم. به همین منظور و با هدف تسهیل حمایت شما، تخفیفهای ویژهای روی تمامی بستهها اعمال شده است.
⚠️ درخواست صمیمانه: خواهشمندیم با تهیه اشتراکهای بلندمدت، ما را در عبور از چالشهای جاری و تداوم ارائه خدمات یاری فرمایید. حضور شما در کنار ما باعث دلگرمی ماست. 💙
لیلی به دیدن خواهر نامزدکردهاش، والریا، میرود و در آنجا با مردی به نام تام آشنا میشود. در این میان، یک راز پنهان و تاریک در اتفاقات جزیره وجود دارد.
تام، تنیسباز حرفهایای است که اکنون در یک جزیره تفریحی سرگردان شده. او در حال حاضر به عنوان مربی در یک هتل تفریحی مشغول به کار است و بیوقفه با توریستها توپ میزند. زمانی که با خانوادهای توریست ملاقات میکند، به نظر میرسد راه فرار از وضعیت فعلیاش را یافته است.
داستان فیلم درباره ی نویسنده ای به نام توماس هست که در هنگام رانندگی ، با کودکی تصادف می کند و باعث مرگش می شود. او پس از این واقعه ی دلخراش ، دوازده سال از زندگیش را صرف بررسیِ این حادثه می کند و…
در این کمدی رمانتیک خندهدار، مرد جوانی برای موفقیت به لسآنجلس نقل مکان میکند، اما متوجه میشود که این کار کمی بیشتر از آنچه فکر میکرده، تلاش میخواهد.
آدولفو رولو، یک فیلمساز نیویورکی، در ذهن خود، فیلمساز خلاقی است. او در دنیای واقعی، یک فیلمساز بینام و نشان است که نمیتواند اجاره خانهاش را در مرکز شهر بپردازد....
مرد جوانی که در یک دهکده سرد جنوبی در آمریکای جنوبی زندگی می کند ، تصمیم می گیرد سفری را به دنبال پدرش شروع کند. او با این کار حقایق غیر منتظره ای را درباره ذات آمریکای لاتین خود کشف می کند...
فیبی̎ دختر امریکائی، که به دعوت دوستش به مونت کارلو آمده است، در مییابد که دعوت، تنها یک تعارف بوده ، بنابراین بیپول و بیراه بازگشت، ناگزیر میشود راهی برای زندگی پیدا کند...
داستان فیلم در آستانه هزاره سوم و در زمان یک فاجعه جهانی دامنگیر است، که مرد و زنی، با بازی ویلیام هرت و سولویگ دامارتان، را دنبال میکند که در سراسر جهان به خاطر دستگاهی که میتواند تجربههای زیستی را ضبط کند و به رؤیاها و خوابها نمود دیداری بدهد، تحت پیگرد هستند...
میکا در تابستان به مزرعه بازمیگردد و یک اسب سفید وحشی که به نظر او یک "تکشاخ" است را در جنگل پیدا میکند. او با یک جوان مرموز که قصد رام کردن این حیوان را دارد، معامله میکند...
پس از پایان جنگ جهانی دوم، یک رهبر ارکستر مشهور آلمانی متهم به وفاداری به رژیم نازی میشود. او استدلال میکند که هنر و سیاست از یکدیگر جدا هستند. اما یک بازپرس نظر دیگری دارد.
یک دست بازی پوکر که به مشاجرهای شدید کشیده میشود، باعث میشود سه مرد که به دلیل جرایم غیرخشونتآمیز زندانی هستند، همسلولی خود را به شدت مضروب کنند. سپس آنها برای پنهان کردن جرم خود، دست به اقدامات شدیدی میزنند.
یک زن مبتلا به اسکیزوفرنی برای پیدا کردن پسرش که شانزده سال پیش به فرزندخواندگی داده، سراغ معشوق سابق دانشگاهی خود میرود، که این موضوع موجب ناراحتی همسر جدید مرد میشود.